۵ پاسخ

ممنونم عزیزم👌👌

میدونم درکت میکنم ، اما خیلی رو روانش تاثیر بد میزاره ، بعدا باهاش حرف بزن ، بگو من اون روز اینکارو کردم باهات معذرت میخوام ازت ، کارم اصلا خوب نبود و اصلا دیگه تکرارش نخواهم کرد ، بزار به نقطه درک برسه ،

حق داری عزیزم منم چندبار از شدت عصانیت ازاین کارا کردم ولی رو خودم کار کردم چون بچه میترسه عواقب داره خیلی که عصبانیم میکنه خودمو میزنم روانم نمیکشه واقعا به جنون میرسم دست خودم نیس

🥲چقدر مثل همیم.
واقعا دوره پرچالشی،به نظر من سخت ترین دوران از ۱۸ماهگی شروع میشه
دختر منم به شدت لجباز و پرخاشگره،میزنه پرت میکنه جیغ داد ،دیگه خوابش بیاد که واویلا،
منم داد میزنم سرش قهر میکنه بغض میکنه عذاب وجدان میگیرم حالم بد میشه،تو خواب بغلش میکنم میبوسمش
اما خب مگه هست کسی مادری بگه من سر بچم داد نزدم‌.والا من باورم نمیشه،
تحمل ادم مگه چقدره،

من. دست تنهام با دوتا. به جنون رسیدم. حرف نمیزنه دخترت؟

سوال های مرتبط

مامان مهرسا مامان مهرسا ۳ سالگی
سلام مامانا تروخدا هرکسی تجربه داره یا از نظر روانشناسی راه حل میدونه کمکم کنه
دخترم تازگی وقتی چیزی بخواد یا کاری بخواد انجام بده ما نذاریم خیلی جیغ میزنه و گریه میکنه انقدر جیغ میزنه ک گاهی گلوش میگیره منم گاهی عصبی میشم داد میزنم یا گاهی یکی میزنمش خودم خیلی داغونم حس پوچی و ناتوانی گرفتم
دیروز دوستم اومد اینجا بچش یکسال بزرگتر بچه منه دخترم هس
گاهی باهم بازی میکردن گاهی هم اون ک ی چیز برمیداشت دختر من جیغ میزد ولی بچه اون صبح تاشب باهم بودن اون اصلا ن جیغ زد و ن لجبازی بچه من همش جیغ و لجبازی
من شبا میخوابم پایین تختش خوابش ک برد میرم تو اتاقم اونم گاهی پایین میخوابه بعد میذارم بالا یا همون بالا دوشبه جیغ و گریه ک من پایین میخوابم نمیرم تو تختم
یا نصفه شب بیدار شده اب بخوره اونده پایین بخوابه کف اتاقش سرده هرچی گفتم بالا بخواب فقط جیغ میزد میگفتم پاشو ی پتو زیرت پهن کنم جیغ میزد دیگه ب زور ی تشک پهن کردم از بس گریه کرد خوابش برد
کم اوردم حس پوچی و نا بلدی دارم ن با حرف اروم میشه ن با دعوا ن با زدن فقط باید ب خواستش برسه ک بیخیال جیغ بشه
#جیغ #گریه
مامان ߊ߬ܧߊ ܭߊ‌ܝ‌ܔ 💙 مامان ߊ߬ܧߊ ܭߊ‌ܝ‌ܔ 💙 ۲ سالگی
مامان پناه👧🏻🫀 مامان پناه👧🏻🫀 ۲ سالگی
خانوما بیایید اینجا 🥲
من دو روز پیش ی روز کامل دخترمو باز گذاشتم که اقدام کنم برا از پوشک گرفتن ولی جیششو‌ نگه داست از صبح تا شب جیش نکرد دستشویی میبردم ب بهونه اب بازی و جایزه و وعده دادن و پارک اصلا تاثبری نداشت مقاومت میکرد
بعدش شب ۹ بود خیلی شدید جیش داشت گریه میکرد انجام داد تو شلوارش بعد ترسید گریه کرد من آرومش کردم
باز اخر شب نزدیکای ۱۲ بود باز جیش داست اینبار ترسیده بود نه تو مای بیبی میکرد ن تو شلوار ب حدی گریه کرده و مثانش درد گرفته بود دیگه اخرش جیش کرد تو مای بیبی منم دیگه بستمش گفتم اماده نیس ترسیدم

حالا این بچه از دیروز نمیدونم چش شده تو مای بیبی جیش کردنی یهو شلوارش میگیره فکر میکنه ریخته یا یدونه جیش میکنه گریه میکنه بریم دستشویی یا جیش کردنی گریه میکنه از دیروز استرس دارم فکرم درگیره چرا اینجور میکنه ب نظر شماها؟؟؟
یعنی ترسیده ؟ من اصلاااا دعواش نکردم
چیکار کنم ب حالت عادی برگرده
حداقل تا چندین ماه اسم از پوشک گرفتنو نمیارم ب حدی ک جفتمون استرسی شدیم