۶ پاسخ

اره این یادگیری یه مهارت جدیده.اگه برچسب لجبازی و بداخلاق بهشون بدیم همینجوری میسن

نگران نباش همه شون یه دوره خاص همین جوری هستن

هیچوقت محبورش نکن کسیرو ببوسه یا کسی ببوستش.

پسرمنم همینطور هست هنوز سرشون نمیشه درکی از اینکه درد میاد ندارن

اره عزیزم باهاش مدارا کن تا این دوره بگذره

آره عزیزم پسر منم همینه، خیلی لجبازی می‌کنه اما اگر سعی کنیم رو اعصابمون مسلط باشیم و با آرامش برخورد کنیم خیلی زودتر آروم میشن هر چی سر ب سرشون بذاری اونا هم شدت میگیره احساساتشون
تا میتونی حواسش رو از اون موضوع پرت کن

سوال های مرتبط

مامان مهراب ۲۳ماهه مامان مهراب ۲۳ماهه هفته هشتم بارداری
ادامه پشت پرده لجبازی
مثلا بچه دیگری رو نزنه و کاری نکنه به خودش و دیگری آسیب بزنه اما آروم آروم اون مهارت رو یادش میدیم یا میگید خیلی براش قصه گقتم یا گفتیم این بچه اون رو نمیزنه و باهاش دوست نمیشن چرا گوش نمیکنه
اول اینکه قصه گفتن و بازی کردن برای آموزش دادن اصول داره
خب میریم سراغ تجربه های کودک
مثلا میگید من دیروز و پریروز باهاش خوب بودم بیرون بردم خوش گذروندیم ولی دوباره همون کارهارو تکرار کرد
قرار نبوده با چند تا رفتار درست سریع اون مسئله حل بشه و یه سری مسائل در گذشته کودک در مغزش اثر گذاشته و شما متوجه اون ها نبودید و نیستید و یه سری عامل هایی باعث لجبازی اون شده باشه که میتونه چند روز چند ماه یا چند سال پیش اتفاق افتاده باشه مثلا خونه جابجا شده کودک آماده نبوده
خواهر و برادری به جمعتون اضافه شده
مهد و مدرسه رفتن
بیمارستان رفته
مادر و پدر دعواهای جدي داشتن
و سفری که برای بچه سخت بوده
مثلا یکباره میگیم چرا این بچه قشقرق میکنه لجبازی میکنه تمامی این ها اثر داره
حالا برای اینکه متوجه بشیم چی ذهن بچه رو مشغول کرده با بازی به روش cprt اینجا کمک میکنه
این بازی یه سری اصولی داره که باید یه سری اسباب بازی براش بخرید یا درست کنید براش روش خاصی باهاش بازی کنید که احساس امنیت کنه و همه جوره میپذیریمش که اونوقت اون چیزی که ناراحتش کرده رو به ما شون میده و با صبوری میتونیم کاری کنیم کودک از اون مرحله عبور کنه
مامان پسر وروجک مامان پسر وروجک ۲ سالگی
وقتی بچه حدود دو ساله میشه، تازه داره می‌فهمه که احساسات مختلفی مثل خوشحالی، ناراحتی، عصبانیت یا ترس وجود داره. اما هنوز بلد نیست این احساس‌ها رو درست بشناسه یا بیانشون کنه. نتیجه‌اش چیه؟ گریه، جیغ، لجبازی یا حتی کتک زدن، چون نمی‌تونه بگه "ناراحتم" یا "می‌ترسم".

حالا اگه ما از همون موقع کمکش کنیم که احساساتش رو بشناسه و اسمشونو یاد بگیره، مثلاً بگیم:

> "می‌بینم ناراحتی چون اسباب‌بازیت شکست"
یا
"عصبی شدی چون نوبت بازی نبود"،
بچه یاد می‌گیره احساسش رو با کلمه بیان کنه، نه با رفتار بد.



این کار باعث میشه:

1. اعتمادبه‌نفسش بالا بره چون می‌فهمه احساساتش مهم و قابل فهمه.


2. روابطش بهتر بشه چون یاد می‌گیره با حرف زدن مشکلاتش رو حل کنه.


3. کنترل هیجان پیدا کنه و کمتر لجبازی یا پرخاش کنه.


4. هوش هیجانی بالایی داشته باشه که در آینده براش خیلی مفیده — توی مدرسه، کار و حتی زندگی زناشویی.
در واقع، آموزش احساسات مثل یاد دادن الفباست؛ اگه از کوچیکی یادش بدیم، توی تمام مراحل زندگی ازش استفاده می‌کنه
البته حتما لازم نیست مثل واو به واو کتاب بخونید بلکه جملاتش رو تبدیل به زبون بچه کنین و از رو شکل ها میتونین بهش توضیح بدید