وقتی یکی بهم میگه ازاین روزهای بچه ت لذت ببر دیگه تکرار نمیشه ...
به این فکر میکنم که ازچی باید لذت ببرم ؟ از این که صبح تا شب و شب تا صبح جیغ و نق و گریه ش تموم نمیشه ؟ یا ازاینکه چه خسته بشه درطول روز و چه خسته نشه ، شب نمیخوابه و باز جیغ از ته دل ...
یا از این لذت ببرم که غذا نمیخوره و روشو برمیگردونه یا از اینکه مدام نگرانم که خدایا چیکار کنم ... جام هیچ جا نیس نه تو مهمونی نه عروسی نه مسافرت نه هیچ جا فقط جیغ . از بی خوابی و بدخوابی هام چجوری لذت ببرم ؟ بعدزایمان افسردگی و کیست تخمدان و سنگ صفرا و میگرن واعصاب خراب و بواسیر وشقاق واقعا لذتبخشه؟ تا چیزی میخواد انقد سر میکوبه به دیوار یازمین ؛ جیغ میزنه که چرا نزاشتی با انگشت کورت کنم ؟ عصبانی بشه دست به حلقش میکنه تا بالا بیاره وبالا هم میاره .. دسشویی برم باخودم میبرمش و حالم از خودم بهم میخوره . بخوام یه پوشک ساده عوض کنم داستان ها دارم باهاش که نمیزاره . هر ننه قمری هم برام فوق تخصص روان و جسم کودک شده و نصیحتم میکنه تو آشنا و فامیل . انقد سرپا و عجله ای غذا میخورم که معدم نابود ... و اگر بخوام همشو بگم یه کتاب میشه . من هیچوقت نمیتونم از بچگیه بچم لذت ببرم ....

تصویر
۱۴ پاسخ

حق داری عزیزم بچه با بچه فرق میکنه ، مسلما بچه ای که آرومه دلت ضعف میره برای بچگیش، ولی بچه ای که مدام هم خودش و هم بقیه رو اذیت میکنه خدا خدا میکنی زودتر بگذره و بزرگ بشه ...

پسر منم دقیقاً همین هاست که گفتی منم کم آوردم و دیگه انقد بهمون سخت گذشته با همسرم تصمیم گرفتیم دیگه بچه نیاریم واقعا نمی‌فهمم از چه موضوعی باید لذت ببرم

دقیقا حرفای منو زدی کاملا درکت میکنم من دیشب تو تاریکی داشتم گریه میکردم
با اینکه سومین بچمه ودوتای بزرگم مثل این پدرمو درنیاورده بودن

چقدر منی تازه فک کن برای من دوتان🥲

منم همشو دارم تجربه میکنم با یکم فشار شاید بیشتر شایدم کمتر اونم با دوتا کوچولو پشت هم

الهی عزیزم خیلی سخته همه اینا یه جا تحملش کنی 🥲🥲به نظر من راهشو ویدا کن ببین بچت با چی سرگرم میشه باهاش بازی کن ببرش پارک انرژیشو تخلیه کن پشر بچه بازیگوش میشع با دختر همسن خودش اصلا نباید مقایسه کنی پسر بچه باید شلوغ باشه بازی کن انرژیه زیادش خودشم اذیت میکنه جیغ زیاد گلوش و میسوزونه شاید بخاطر همین غذا نمیخوره

نمیدونم والا ولی بنظرم هر بچه ای یه قلقی داره که فقط و فقط مادرش میتونه دست بگیره.شاید اگه یکم باهاش همراه بشی محیط خونه رو همساز باهاش پیش ببری راحت تر بتونی این مشکلات رو حل کنی.ولی میتونم درکت کنم که از همه اینا بدتر بیخوابیه.بیخوابی واقعا روان ادمو نابود میکنه زندگیه ادمو مختل میکنه.اگه میتونی هفته ای حداقل دوسه ساعت واسه خودت وقت بذار.بچه رو بسپار به یکی برو یه کاری که دوست داری انجام بده.روحت که اروم بشه همه چی میوفته رو روال.

به نظرم بهترین راه اینه بری پیش روانشناس معلومه واقعا بهت سخت میگذره
می‌تونه بهت کمک کنه

به نظرمن بیخوابی هات و حرفای مفت اطرافیان بیشتر خستت کرده
حق داری
من به سختی و با ای وی اف باردار شدم
خانم های زیادی رو دیدم که ارزو داشتن بچه دار بشم یادمه یکی یه روز تو مطب میگفت ارزو دارم بچه دار شم کولیکی باشه گریه کنه صداش بپیچه تو خونه
من تو این شرایط قبل خودمو یاداوری میکنم به خودم
امپولامو هنوز دارم بهشون نگاه میکنم میگم ببین چقدر سختی کشیدی خدا این موجود نازنینو بهت بده
خیلیا ارزو دارن جای این روزای ما باشن
این روزام میگذره
بچه ها جز ما پناهی ندارن
اگر میتونی از کسی کمک بگیر یه کم به خودت ارامش بده
بچه ها اضطراب رو از مادرشون میگیرن

اخی عزیزم حق داری بیخوابی واقعا. روان آدمو نابود میکنه . من الان عکسای نوزادی رادمهر رو نگاه میکنم میگم اینقدر بهم سخت میگذشت نفهمیدم چجور گذشت .بارداریمم افتضاح بود فقط ثانیه شماری میکردم تموم بشه عکس بارداری بزور هفته آخر رفتم گرفتم . آدم اگه خودشم مریض باشه همه سختیای بچه داری چند برابر میشه.

همه ی ما همین وضع و داریم .ولی نباید سخت بگیری تونستی آرامبخش مصرف کن هم از استرس کم میشه هم اعصاب.من که دیگه ول کردم

از ک‌وچولو بودنش بذا ببر اینکه قدش نیم متره از دست و پای کوچولوش از حرف زدناش( بجز وقتایی که نق میزنه) ولی خوب بعضی بچه ها خیلی اذیت میکنن حق داری

اونا که میگن لذت ببر خدا براشون خواسته بچشون آرومه همجا میرن همکار میکنن و.... معلومه لذتم می‌برد
درکت میکنم گلم

شقاق داري؟

سوال های مرتبط

مامان نفس مامان نفس ۲ سالگی
خانوما یه سوالی داشتم میشه لطفا کمک کنید پسر من خیلی گریه میکنه از صبح که از خواب بیدار میشه گریه میکنه تا شب که بخواد بخابه برا چیزای الکی میزنه زیر گریه خودشو پرت می‌کنه زمین جیغ میزنه خودشو گاز میگیره مبل رو گاز میگیره یا منو یا هم خواهرشو موهاشو میکنه سر من داد میزنه هر کاریم بکنم بدتر میشه بخدا از صبح هم که بیدار میشه همش دستم به دهنشه که گرسنه نباشه بهونه گیری کنه صبح برا صبحونه تخم مرغ میدم تا وقت نهار که بشه شیر موز میدم بهش ظهرا غذاهایی متنوعی درست میکنم میدم ساعت ۲ اینا میخوابن دیگه تا ساعت ۴ و نیم و ۵ بعدش که بیدار میشن بهونه بیرونو میگیرن باباشون میبره پارک تاب بازی یک ساعت دوساعتی میگردونه میاره اورد که خونه بازم گریه میکنه خودشو پرت میکنه اینور اونور میبرمش حیاط ماشین سواری میکنن باهاش بازی کنم باهاش اما بازم گریه میکنه همش دنبال پدرش گریه میکنه که منو ببره اونم کار داره نمیتونه که همش پیش این باشه منم هر کاری میکنم سرشو گرم کنم دنبال پدرش گریه نکنه نشدنیه که نشدنیه دیگه کم میارم از بس باهاش حرف میزنم نازشو میکشم که گریه نکنه هر کاری بگید کردم بخدا سر کتاب هم باز کرذم اما بازم اروم نمیشه اصلا دیگه موندم چیکار کنم از دست گریه هاش از صبح تا شب ۱ ساعت اروم نیس که بگم ارومه منم مغزم استراحت میکنه نه همش گریه همش بهونه خسته شدم دیگه دیگه بعضاً عصبی میشم داد میزنم سرش میزنمش بعدش خودم ناراحت میشم خودم خودمو میزنم که دستم بشکنه چرا زدم 😭😭😭😭😔😔
مامان نینی مامان نینی ۲ سالگی
بچم نمیتونه حرف بزنه گاهی جیغ می زنه که منظورشو بفهمونه
تا جیغ میزنه شوهرم داد میزنه که جیغ نزن و دستشو بلند میکنه که بزنش یبارم قبلا زدش
هر چی میگم این بچست نمیفهمه از پس خودخواهه
امروز ظهر از سرکار اومد تا بچم جیغ زد داد میزنه دستشو بلند میکنه که بزنش
گفتم نمیتونه حرف بزنه جیغ میزنه چته میگه اعصابم نمیکشه گفتم میموندی همونجا که بودی نیا اعصاب مارو هم به هم بریز بعد لباساشو پوشید رفت بچم همش میگه بابا بابا
قبلنم بحثم شده باهاش سر این موضوع میگه اعصابم نمیکشه گفتم برو دکتر آرامبخش بهت بده گفت روانی خودتی
چون خودم همیشه آروم و ساکت بودم هیچوقت این روی شوهرمو ندیدم
از خودم متنفرم که همچین پدری برای بچم انتخاب کردم
شرمنده بچمم که اینقدر باباشو دوست داره و اون اینقدر نفهمه
کارم همش شده گریه که چرا نمیفهمه این فقط یه بچه یکساله است
نه راه پس دارم نه راه پیش خدایا خودت به فریادم برس😭
این پدر چجوری میخواد تو تربیت بچه به من کمک کنه😭