۱۳ پاسخ

دقیقا
دختر من همیشه موقع ناهار خوابش میاد و میشه بهم شیر بده
میذارمش روی پام شیر بخوره، مجبورم خ بشم کمرم درد میگیره
اتفاقا ظهر به شوهرم همینو میکفتم که انقدددر دلم میخواست این ناهارو با لذت میخوردم ولی هیچوقت نمیشه
ولی خب فدای سرش، چ میشه کرد

من مبلامو فروختم از دستش
سر سفره هم که میشینه همه جا رو به گند میکشه ولی کاریش ندارم

همین نیم ساعت پیش شام خوردیم کل قابلمه ماکارانی رو خالی کرد رو فرش بعدشم رفت گرامافونو کشید انداخت شکست 🙂

ما موقع غذا خوردن انگار تو میدون جنگ هستیم انقد که پسرم سر سفره خراب کاری میکنه 😅😭

من میشونمش روی پام ی قاشقم میدم دستش ... ی لقمه خودم ی لقمه پسرم میخوریم نوبتی

وای عزیزم منم همینجوری بازجایی باشیم که بدتر

من که اقدر حرص باید بخورم
تمام چیزی که روی سفره هست میرزه روی زمین قاشق یه جا پرت میکنه صدبار میگه آب و میرزه روی خودش

منم همین الان شام خوردم ولی انگار نخوردم نمیدونم به کجام خوردم گرسنمه سفره رو زیر و رو کرد

از تو بدتر

منم و گشنگی دائمی🥲

عزیزم این روزا میگذرن
همه مادرا این تجربه رو دارن
به خودت سخت نگیر ... غذاتو بزار وقتی بچه ها خوابن با لذت بخور

ای خواهر منم همینم چه تو مهمونی چه تو خونه نمیفهمم چی میخورم

منم وضعیت شما رو دارم و همش گشنمه

سوال های مرتبط

مامان samyar مامان samyar ۱ سالگی
وقتی یکی بهم میگه ازاین روزهای بچه ت لذت ببر دیگه تکرار نمیشه ...
به این فکر میکنم که ازچی باید لذت ببرم ؟ از این که صبح تا شب و شب تا صبح جیغ و نق و گریه ش تموم نمیشه ؟ یا ازاینکه چه خسته بشه درطول روز و چه خسته نشه ، شب نمیخوابه و باز جیغ از ته دل ...
یا از این لذت ببرم که غذا نمیخوره و روشو برمیگردونه یا از اینکه مدام نگرانم که خدایا چیکار کنم ... جام هیچ جا نیس نه تو مهمونی نه عروسی نه مسافرت نه هیچ جا فقط جیغ . از بی خوابی و بدخوابی هام چجوری لذت ببرم ؟ بعدزایمان افسردگی و کیست تخمدان و سنگ صفرا و میگرن واعصاب خراب و بواسیر وشقاق واقعا لذتبخشه؟ تا چیزی میخواد انقد سر میکوبه به دیوار یازمین ؛ جیغ میزنه که چرا نزاشتی با انگشت کورت کنم ؟ عصبانی بشه دست به حلقش میکنه تا بالا بیاره وبالا هم میاره .. دسشویی برم باخودم میبرمش و حالم از خودم بهم میخوره . بخوام یه پوشک ساده عوض کنم داستان ها دارم باهاش که نمیزاره . هر ننه قمری هم برام فوق تخصص روان و جسم کودک شده و نصیحتم میکنه تو آشنا و فامیل . انقد سرپا و عجله ای غذا میخورم که معدم نابود ... و اگر بخوام همشو بگم یه کتاب میشه . من هیچوقت نمیتونم از بچگیه بچم لذت ببرم ....