۳۱ پاسخ

ببخشید اشتباه تایپی
دختر خیلی خوبی هستی✅️
دخترخاله❌️

عزیزم‌ ماشالا واقعا با این سن کم.

منم مثل تو بودم اما فرق این بود رفتم بیمارستان ده سانت بود بچه راحت به دنیا اومد آخرم دکتر گفت آفرین زن های بزرگ تری هست که داد و بی داد میزنن اما داد نزد بیمارتون

بچت چن کیلو بود؟

ساعت چند نی نی دنیا اومد؟🥲

کدوم بیمارستان رفتی عزیزم؟

مرسی قشنگم تجربتو خوندم عالی بود

چرا انقد همه تعجب کردن 🤨
آدم باید صبر و تحملش زیاد باشه
صبر و تحمل زیاد داشته باشی همه چی حله
من بچم ۳ کیلو و خورده ایه نمیاد داره خپل میشه که مامانشو نابود کنه😭🤣

بخیه زدنی متوجه شدی؟

مبارکه مامان کوچولو خداروشکر زایمان خوبی داشتی قدمت نو رسیده ات مبارک 😍❤️

عشقمممم🥲🥹💖
واق کاش منم بزام دیگه
برش خوردی؟

عزیزم کجایی هستی

قدم نو رسیده مبارکه عزیزم
حین سیر دادن ما رو هم دعا کن مثل خودت زایمان راحتی داشته باشیم دست راستت رو سرمون

کیف کردممم افرییین🥺 توعه ۱۶ ساله خیلی بهتر از منه ۱۹ ساله میزایی 😍
من پیاده روی و ورزش میکنم فقط کمردرد میگیزم اونم نه پریودی همینجوری انگار سنگینی شکمم باعث شده درد بگیره تو خیلی خوب پیش رفتی😍 دسته راستت رو سرم🥺

من یه سال تقریبا ازت بزرگ ترم
همه بهم میگن نمیتونی از پسش بر بیای
میترسم از درد سرگیجه بگیرم یا فشارم بیفته 🥲
واقعا نمی‌دونم چکار کنم

ماشاءالله تبارک الله مامان قوی برای من دعا کن طبیعی ان شاءالله زایمان کنم خدا متعال بچم برام نگهداره خیلی ممنون تجربتو خوندم یکم بهتر شدم

وای انشالله زایمان منم مثل تو بشه استرس نداشته باشم
دیشب یه درد شدید داشتم در حدی که نمی‌تونستم سرپا بشم دراز کشیدم بهتر شدم اما الان هر نیم ساعت شکمم سفت میشه منتظرم ببینم منظم میشه درد هام یا نه

منم قراره فردا برم بستری شم برام دعا کن😍

منی ک ۱۷ سالمه از طبیعی میترسم رقتم سزارین اختیاری😃

الحمدلله که زایمان راحتی داشتی و تونستی بسلامتی زایمان کنی عزیزدلم
منم اخرای 17 بودم دخترم بدنیا اومد ..
من اصلا زور نداشتم موقع زایمانم هی میگفت زور بزن هرکاری میکردم جون زور نداشتم زور میزدم ولی دکترم می‌گفت روزانه ضعیفه محکم تر
آخرماما افتاد رو شکمم آنقدر فشار دادن خودمم زور میزدم تا زایمان کردم

اسمتو عوض کردی ؟

ماشالله عزیزم چقدم کوچیکی واقعاامرحبا😍😍

بچه چند کیلو بود

۱۶ خوب طبیعی زایمان کردی😐منم ۱۷ ام سزارین شدم

نی نیت چند کبلو بود

متولد ۸۷ یا ۸۸

کاش منم طبیعی میتونستم
خیلی غصه خوردم از این که سزارین شدم
اینکه همه بهم میگن نتونستی خیلی ناراحتم میکنه

اسمش چیه؟

خواهر رو دست زدی
من ۱۹ ام از استرس تب و لرز کردمم .به نظرت میشه درد هار تحمل کرد ؟؟
آدم حس جیغ داره آره ؟؟

افرین مامان قوی😍🥹🥹
ممنونم که از تجربه خوبت برامون گذاشتی خداروشکر منم امیدوارم شدم😍🌸🌸

۱۶ سالته؟ چقد زوددد ازدواج کردی🥹🥹🥹

سوال های مرتبط

مامان یاسین👶🏻🤎🧸 مامان یاسین👶🏻🤎🧸 ۷ ماهگی
پارت ۴
ولی اصلا جیغ نمیکشیدم چون میدونستم ب ضررمه همش تنفس دم و بازدم انجام می‌دادم یا فقط آه و ناله ارو میکردم تو خودم میریختم و از خدای مهربونم و آل محمد(ص) میخاستم ک کمکم کنن🥺❤️‍🩹 تا زایمان راحتی داشته باشمم خلاصه رفتم رو تخت معاینه ام کرد رفته بودم رو ۶ و نیم سانت بودم گف خیلی خوبهه بعد یهو یه کوچولو جیغ زدم گف اصلا جیغ نزن خودت اذیت میشی منم حرف گوش کن بودم دیگه جیغ نزدم
گف اگ میخوای برو سرویس بهداشتی منم رفتم
ماما دوباره اومد گف میخوام سوند بزارم ادرارتو خالی کنم
من چیزی حس نکردم زود کارشو انجام داد بعد سوند رو کند
بعد شانسم خیلی مامای خوبی بود قربونش برم بغلم کرد بهش گفتم کمکم کن گف عزیزم کمکت میکنم دخترم نگران نباش🥹🥲
خلاصه بهم گف هر وق درد یا همون انقباضت اومد زور بزن منم انجام میدادم خودش متوجه میشد انقباصم کی میومد هی بهش میگف زور بزن زور بزن حالا به نفس عمیق بکش استراحت کن بعد دوباره انقباض اومد گف درد اومد گفتم اره گف زور بزن حالا یه نفس عمیق استراحت بعد بهم گف خیلی خوب داری پیش ممکنه اصلا بخیه نخوری هم‌ بچت ریزه هم تو خیلی داره کمک میکنی
هی بهی میگف زور ...یه نفس بکش..استراحت بین حرفاش اهنگ بهنام بانی ستاره میشی تو آسمونم تو شدی ماهو دادی نشونم رو میخوند😂✨
یا چون اسمم هنا هست واسم میخوند هنا هنایی تورو تو صحرا دیدم نمدونم چیی😂
مامان مامان تیام 🩵 مامان مامان تیام 🩵 ۲ ماهگی
زایمان طبیعی
پارت ۵_ ادامه یه ماما خوش اخلاق اومد دید گریه میکنم گف بیا معاینت کنم ببینم چقد مونده به زایمانت اونم معاینه کرد گف تا عصر بچت بغلته گریه نکن تحمل کن منم ک دردام شدید بود نمیتونستم حرف بزنم گفتم بیا نوار قلب اینا رو باز کن برم دسشویی باز کرد رفتم دسشویی زور میومد فک میکردم مدفوع دارم به اون ماما گفتم گف هر وقت زور اومد زور بزن به خودم ابگرم میریخدم یکم دردام بهتر میشد گف بیا بیرون پروندمو نگاه کرد فامیلیمو دید گف تو فلانی رو میشناسی گفتم اره پسر عمویه بابامه گفتم چطور پسر عمویه بابام هم کارمند بود گف همکار بابامه گفتم چه بهتر توروخدا تو بمون پیشم گف تو برو زیر دوش ابگرم من برم به جای خودم یه ماما بزارم و گف ک وقتی درد داشتی زیر اب پاهاتو بالا پایین ببر فک کن ک لباس میشوری گفتم باشه رفت اونم منم اصلا نمیتونستم بکنم دردام شدید بودم نشسته بودم زمین جیغ زدم اومد گف بیا رو تخت و وسایل زایمان اینارو اماده کرده بودن گف دراز بکش بازم معاینت کنم کرد گف ۶ سانتی خوب پیشرفت کردی و دستشو کرد تو گف هر وقت دردت اومد بهم بگو اون که دستشو تو کرده بود دردام کم میشد ولی هر وقت دردم میومو میگفتم دیدم با دستش پارم میکنه اون ماما اینا بالا سرم بود به اونا چشم زد که فولش کردم یعنی منم دیدم یه ماما گف بزا منم معاینش کنم گف ۸ سانته بابا چطور این کارو کردی گف کردم دیگ بهم گفت تو دسشوی چطور میشینی همینجور بشین وقتی درد داشتی زور بزن منم زور میزدم گفتن دراز بکش پاهاتو بالا ببر زور بزن گفتن سر بچرو میبینیم زود بی حسی اینا زدن و برش زدن اینا سر بچه اومد گف محکم زور بزن با ۳ تا زور محکم پسرم به دنیا اومد دردام کلا رف و جفت تو بود گف ۲ تا سرفه کن اونم با سرفه و زور اومد
مامان نگار مامان نگار ۸ ماهگی
رفتم اونجا نشستم روی یه تخت کف خم کن کمرت و سرت رو یه آمپول زدن به وسط کمرم گف پاهات داغ شد گفتم نه گف دراز بکش گفتم بی حس نمیکنین گف چرا دکتر اومد دستامو بستن یه پارچه جلو روم بستن منم می‌لرزید دستام دکتر میگف استرس داره منم هی میگفتم بی حس نشدم هنوز فلان از شدت استرس دیدم یهو صدا گریه بچه اومد با خودم میگفتم منکع بی حس نشدم بچه من نیس دیدم پرستاره بچه رو خشک‌کردن آورد کنار صورتم گفتم دختر کنه گف اره فقط اشک‌میریختم گفتم سالمه گف بعله ماشاالله یه دختر خوشگل دیگه آورد بوسش کردم بردش بعدش فقط میلرزیدم آنقدر استرس داشتم بی حس شده بودم نفهمیدم اصلا یهو تهوع دست داد بهم گفتم میخام بالا بیارم کف بیار دیگه زور میومد بهم ولی بالا نیاوردم به آمپول زدن تو سرمم بردنم به جایی نمی‌دونم ریکاوری بود چی بود دیگه نفهمیدم خوابم برد یهو همون پرستاره اومد گفت نمیخای شیرش بدی اومد سینمو کرد دهن دخترم شیرش داد رف بعد اومدن شکمم فشار دادن درد داش واقعا بعد ده دقیقه دوباره اومد فشار داد بعد بردنم تو بخش ساعت ۱۰ نیم گفتن تا ۶نیم چیزی نخوره میومدن شیاف میزاشتن مسکن میزدن تو سرم سرم خوراکی هم زدن درد داشتم بلاخره گذشت گذشت شب هم ساعت ۱۱ اومد سوند باز کرد گفت بشین لب تخت نیم ساعت بعد پاشو یکم راه برو برو سرویس دیگه خلاصه گفتم امیدوارم مفید باشه براتون
مامان کیان مامان کیان ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۲:
بستری شدم بهم لباس دادن رگ گرفتن سرم وصل کردن گفتن راه برو منم راه میرفتم دسشویی میرفتم تا ساعت ۹ونیم اومدن بهم دستگاه امپول فشار وصل کردن از ساعت ده دردام شروع شد😑😑نمیدونم امپول فشار رو چند قطره تنظیم کردن که انقد دردام زود شدید شد تا ساعت ۱۱فقط داد زدم هر دو دیقه شده بود اومد معاینه کردم گف خوبه نفس بکش جیغ نکش موقع درد تندتند بشمر بجای داد زدن دیگه نمیتونستم تحمل کنم حس زور داشتم نیم ساعت بعدش اومد با یه چیز پلاستیکی گف کیسه اب باید پاره کنم معاینه کرد گف نه بریم رو صندلی معاینه بلند شدم رفتیم بطرف اتاق زایمان چند تا صندلی بود کمکم کردن رفتم بالا سرم همچنان بهم وصل بود امپول فشارم ک توش ریخته بودن دیگ تند تر میومد گف زور بزن حالا من با تموم جونم زور میزدم جیغ میکشیدم کیسه اب پاره کردن یه اب گرم خیلی زیاد ازم ریخت بیرون گف خب زور بزن بازم با چند تا زور سر بچه اومد بیرون مثل ماهی لیز خورد اومد بیرون وقتی دیدمش گریم بند نمیومد فقط قربون صدقش رفتم😭😭بردنش رو تخت تمیزش کردن واکسن زدن بهش لباس تنش کردن به منم گفتم سرفه کن جفتم بیاد سرفه کردنم جفتم اومد بیرون واقعا چه خداییه بچه اونقدی جفت به این بزرگی چجوری باهم تو شکمم جا شدن بچه رو بردن پیش باباش منم سوار ویلچر کردن اوردنم تو بخشامیدوارم همتون بسلامتی زایمان کنین.
مامان دونه انارم مامان دونه انارم ۵ ماهگی
تجربه زایمانم پارت دوم.
من پاشدم راه رفتم دو ساعت یهو دردام شروع شدن.به دکترمم گفتم اگه تا شب ۱۲ نزاییدم ببرین سزارین.دکتر معاینه کرد گف ۲ سانت بازشدی خیلی خوبه.یهو کیسه آبم ترکید.از ساعت ۵ دردام شروع شدن ۵ سانت بودم رفتم حموم آب گرم گرفتم رو کمر و شکمم.رفته رفته دردام زیاد شد دیگه قابل تحمل نبوددکتر می اومد معاینه میکرد میگف یه سانت یه سانت باز میشی هی میگفتم یعنی کی زایمان میکنم چی فکر میکردم و چی شد میگفتم زایمان دومم راحت میشه از اولی سختتر شد.دکترم اومد شونه هامو محکم ماساژ داد گف بهم خودمم سر سینه هامو ماساژ بدم بعد گف برو دستشویی بیا کم مونده برا زایمانت.دیگه ۹ سانت شدم بهم زور اومد دکتر گف الکی زور نزن دهانه رحمت یکم ورم کرده.بعد دکتر آورد جای که میخواست برش بزنه آمپول زد گف زور بزن انگار میخوایی مدفوع کنی چندین بار زور زدم بچه بدنیا اومد راحت شدم.سونو گفته بود بچه ۳ کیلو ۷۰۰ گرمه.ولی ۲ کیلو و ۹۵۰ گرم بود..۴۰ دیقه هم طول کشید بخیه زدبهم.
مامان ماهان و مهراد🩵 مامان ماهان و مهراد🩵 روزهای ابتدایی تولد
مامان کایرا✨️ مامان کایرا✨️ ۸ ماهگی