۴ پاسخ

كوچيكه هنوز ، به نظر من طبيعيه بلد نباشه ، هيچ بچه اي از اول بلد نيست ، الانم تو سن لجبازي و منم منم هست

اگ تایم کوتاهی میبری کمی صبر کنیت درس میشه یاشایدم تعداد بچها زیاد حوصله تونوبت بودن و همراه شدن رو نداره

وای نگو عین من از اول مهر که رفته مهد سه سالشه البته ، یعنی هر روز من روانی ام

حالا دختر من یخ ساله داره میره هنوز به من سر بعضی زفتارها ترکر میذن🫥

سوال های مرتبط

مامان پسرم مامان پسرم ۳ سالگی
مامانایی که بچه هاشون مهد میرن یه سوال دارم، پسرم یک هفته هست میره مهد، یه مشکلی که دارم دیدم وسیله هارو از دست بچه ها میکشه یا وسیله هارو بدون اجازه برمیداره(منظورم وسیله های خود مهد هست اسباب بازی مثل لگو و حلقه برای بازی بچه‌ها گذاشتن)، بعد مربی به بچم میگه که نباید بگیری و بهش پس بده، پسرم با ناراحتی پس میده ولی وقتی یکی وسیله از دست پسرم میگیره هیچی نمیگه تا جایی که پسرم به گریه میوفته، من یه وسیله پیدا کردم دادم دستش گفتم بیا فقط با این بازی کن دو دیقه بعد با گریه اومد بیرون گفت از دستم گرفتن بعد مربیش اومد بیرون میگه خودش از دست بچه ها میکشه اونا هم پس میگیرن بچت ناراحت میشه، میگم. من خودم وسیله دستش دادم الانم اونو ازش گرفتن،میگه ای وای نمیدونستم وسیله مال خودش بود، حالا نمیدونم چیکار کنم؟ بچمو ببرم اینجا کلا خیلی هم میگم وسیله از کسی نگیر و مراقب وسیله خودت باش ولی وقتی وسیله خودشو ازش میگیرن دیگه پسر منم پیش خودش میگه پس منم باید به زور بگیرم
به نظرتون درست میشه؟
مامان قند و عسل🩷🩷 مامان قند و عسل🩷🩷 ۳ سالگی
سلام مامانا ب یه راهنمایی نیاز دارم لطفا لطفا قضاوت یا سرزنش نکنید فقط درک و راهنمایی کنید ممنون میشم درکم کنید دختر بزرگم ۴ سالشه کوچیکه ۳۶ روزشه کولیک رفلاکس داره یعنی از همون شب اول که دنیا اومد دو سه شب بخاطر گرسنگی گریه کرد چون شیر کافی نداشتم بعد دو سه شبم کولیک رفلاکس لعنتی شروع شد یعنی بگم از همون شب اول این بچه شبا تا صبح فقط گریه روزها هم تا بوق شب دو ساعتم نمیخوابه همش گریه هیچ کاری نمیتونم بکنم دکترم بردم میگه خودتو خسته نکن تا ۴ ماه همینه هر کاری کنی کولیک آرومی نداره خلاصه که شب و روز این بچه شده گریه و جیغ بزرگه هم اینقد اذیتم میکنه همش بهونه همش گریه گیر دادن الکی شیطنت های وحشیانه همش جیغ میزنه الکی تا کوچیکه رو بعد کلی زحمت میخوابونم این جیغ میزنه که بیدارش کنه و موفق میشه و بیدارش میکنه همش یه کار بدی میکنه که عصبی شم همش سرش جیغ میزنم که ساکت شو بشین اخه بخدا مغزم نمی‌کشه ۳۶ شبانه روزه ن خواب دارم ن استراحت دارم هم خستم هم بی‌خوابی کلافم کرده هم گریه های نی نی اینم رو مخم میره امروز سه بار زدمش بعدشم نشستم گریه کردم براش که چرا زدمش عذاب وجدان گرفتم خیلی ناراحت شدم برا بچم و گریه کردم دست خودم نیست کمکی ندارم شدم ازش توقع داشتم درکم کنه ن اینکه دعوام کنه کلی رو حرفاش گریه کردم😭😭😭😭💔💔💔 تف تو روح هرچی مرد بی درک نفهمه بگید چیکار کنم که وقتی بزرگه عصبی ام میکنه کوچیکه هم گریه شدید میکنه بتونم آروم باشم راهی هس بتونم خودمو تو اون لحظه آروم کنم فرزندپروری پوشک بچه کولیک
مامان آریا مامان آریا ۴ سالگی
فرزندپروری شیرخشک نوزاد کولیک پوشک دارو پستونک شیشه شیر
برو اکسپلور برو فرندپروری برو ویترین اوووف
مامانا من هر وقت میرم خونه پدر شوهرم باید مراقب باشم! چون پدر شوهرم میگه بچه ها هر چیزی خونه ما خواستن بدین و بخرین و.. فقط من صدای جیغ و گریه شونو نشنوم!با اینکه میدونن من قند و نوشابه و گوشی دیگران رو بهش نمی‌دم یا با کسی در مغازه نمیفرستم تا عادت کنه اما همه این کارت رو میکنم تا خونه خودشون به اصلاح (خوش بگذره و عادت کنن برن بمونن) کلا به جز پسر من دوتا نوه ی دیگه هستن دخترای جاریم که جاریم همیشه رعایت می‌کنه و باج میده تا صداشون درنیاد و پسر منم از دختر عموش یاد گرفته اونجا میریم داد میزنه من گوشی بازی می‌خوام گوشی بقیه رو میگیره امشب هم همینکارو کرد باز پدر شوهرم گوشیشو آورد بده ولی من خیلی بلند و جدی جلو همشون گفتم آریا جلو باباجونتم گوشی بازی نوبتت نیست نمی‌دم شروع کرد به داد و هوار زدن و باز پدر شوهرم رفت تو اتاق دروکوبوند منم بچه رو برداشتم اومدم خونه چون هر چی به شوهرمم میگم لباسشو بیار بریم وایستاده می‌خنده! الان اومدیم خونه عین بچه آدم داره بازی می‌کنه!,
می‌دونم مشکل اصلی اول همون حس پسرمه که انگار مامان تو دیگه اینجا دستت کوتاهه! درصورتی که هیچ جا حتی خونه بابام اینطوری نیس!
از این به بعد هم همین طور کنم یا باز سعی کنم بهش باج بدم؟!,
وقتی هم نمیریم مادر شوهرم هی میگه شما نمی‌خواین خونه ما بمونه و...