سلام مامانا ب یه راهنمایی نیاز دارم لطفا لطفا قضاوت یا سرزنش نکنید فقط درک و راهنمایی کنید ممنون میشم درکم کنید دختر بزرگم ۴ سالشه کوچیکه ۳۶ روزشه کولیک رفلاکس داره یعنی از همون شب اول که دنیا اومد دو سه شب بخاطر گرسنگی گریه کرد چون شیر کافی نداشتم بعد دو سه شبم کولیک رفلاکس لعنتی شروع شد یعنی بگم از همون شب اول این بچه شبا تا صبح فقط گریه روزها هم تا بوق شب دو ساعتم نمیخوابه همش گریه هیچ کاری نمیتونم بکنم دکترم بردم میگه خودتو خسته نکن تا ۴ ماه همینه هر کاری کنی کولیک آرومی نداره خلاصه که شب و روز این بچه شده گریه و جیغ بزرگه هم اینقد اذیتم میکنه همش بهونه همش گریه گیر دادن الکی شیطنت های وحشیانه همش جیغ میزنه الکی تا کوچیکه رو بعد کلی زحمت میخوابونم این جیغ میزنه که بیدارش کنه و موفق میشه و بیدارش میکنه همش یه کار بدی میکنه که عصبی شم همش سرش جیغ میزنم که ساکت شو بشین اخه بخدا مغزم نمی‌کشه ۳۶ شبانه روزه ن خواب دارم ن استراحت دارم هم خستم هم بی‌خوابی کلافم کرده هم گریه های نی نی اینم رو مخم میره امروز سه بار زدمش بعدشم نشستم گریه کردم براش که چرا زدمش عذاب وجدان گرفتم خیلی ناراحت شدم برا بچم و گریه کردم دست خودم نیست کمکی ندارم شدم ازش توقع داشتم درکم کنه ن اینکه دعوام کنه کلی رو حرفاش گریه کردم😭😭😭😭💔💔💔 تف تو روح هرچی مرد بی درک نفهمه بگید چیکار کنم که وقتی بزرگه عصبی ام میکنه کوچیکه هم گریه شدید میکنه بتونم آروم باشم راهی هس بتونم خودمو تو اون لحظه آروم کنم فرزندپروری پوشک بچه کولیک

۲۲ پاسخ

کاملا حق داری
اماااا سعی کن با بزرگه دوست باشی با مهربونی رفتار کن وقتی لجبازی میکنه بگو بیا مامان کنارم بشین با هم صحبت کنیم ببین نی نی کوچیکه اگه بتونم بخوابونمش قراره کلی با هم بازی کنیم پس کمکم کن تا بخوابه یا کمکم کن که سرگرمش کنیم گریه نکنه یا ...
ببین فقط با زبون نرم میتونی بزرگه رو از لجبازیش کم کنی وگرنه شما هر چی جیغ بزنی و سرش داد بزنی و با دعوا توضیح بدی متوجه نمیشه و بدتر میکنه سعی کن رفتاری نشون بدی یا کاری کنی که فک کنه اونو خیلی بیشتر دوست داری اون بچم حق داره شبانه روز تو خونه اس

کاش کتکش نزنی کاش باهاش دعوا نکنی
باهاش حرف بزن بگو نی نی رو بخوابونم بد بریم باهم بازی کنیم
کاری نکن حسودی کنه
خیلی گناه داره بخاطر اون کوچیک اینو میزنی 😭😭😭
دلم کباب شد براش

عزیزم ما نمی‌تونیم شمارو قضاوت کنیم
اما من فقط دلم برای دختر ۴ سالت میسوزه اون طفلک تا اومده خودی نشون بده شما یکی دیگه آوردی الآنم مجبوری همه توجهت ب کوچیک باشه اون طفل معصوم داره غصه میخوره 😔😔 همه اینکاراشم از حسادته

عزیزم ناراحت نشی اگه اعصابت نمیکشید خوب به دومی فکر نمیکردی واقعا سخته میذاشتی دخترت ۷یا۸ساله میشد بعد دومی رو میآوردی من که اینطوری کردم خیلی هم خوب بود حتی باعث میشد کمک حالمم بشه

نمیدونم به ذکر گفتن اعتقاد دارین یا نه
ولی بشین رو به قبله وصدبار بگو لاحول ولا قوت الا با الله
وبعدم تا اروم شدن واحساس خوب داشتن بگو یا مُهَدِئُ که درگفتن اینطور تلفظ میشه یا مُهَدِعُ
واقعا اثر داره

ودوم اینکه بخودت اینو بگو بچها فقط یه مامان شاد میخوان

درست میشه عزیزم. بیخوابی و خستگیت هست، ناراحتی واسه درد و اذیت شدن نی نی هست، لجبازی دخترت هست، همه ی اینا رو اضافه کن به هورمونایی که بخاطر زایمان بهم ریخته. هم عصبانی شدنت هم عذاب وجدان و گریه های بعدش بخاطر هورموناته بیشتر. مواظب باش افسردگی پس از زایمان نگیری. یکی باید کمکت باشه که در طول شبانه روز یکم بخوابی حداقل

من بااینک کمکی. داشتم.
بچه دیگ ای هم نداشتم
پسرم کولیک داشت رفلاگس داشت کم اورده بودم....

هچی چیزی نمیتونم بهت بگم
فقط میگم کاملا حق میدم بهت درکت میکنم .
خدا کمکت کنه
شیرت سیر نمیکنه شیر خشک بده بش

واقعا راست میگی من بهت میدم
اگه میتونی بزرگه رو بذار مهد اقلا

من این روزای تو رو گذروندم الان یه روانی پرورش دادم یه عصبی یه دیوونه 😭😭😭کلی روانشناس رفتم کلی مشاوره ولی بزرگه خوب نشد ک نشد من الان یه مرده متحرکم بچمو نابود کردم چقد این بچه رو زدم چقد سرزنش چقد دعوا اخه چ میفهمید😭😭💔💔

دکتر عباس معین رو سرچ بکن تهران هست ویزیت آنلاین هم داره کولیک پسر من رو اون خوب کرد.

شرایطت سخته
کمکی نداری
مادری و خواهر و همسایه یی
با بزرگه رفیق باشی
من ک یکی دارم داغونم
کولیک بچه منم داشت
وحشتناک بود
فقط زمان و بزار تو ننو قدیمی که پارچه ببندن دو طرف اتاق و تابش بدی
از شوهرت کمک بگیر

وای شوهرت خیلی روی دختر اولت حساسه اینجوری خیلی بده دخترت هم باید بدونه کارش اشتباهه حالا درسته سنش حساسه ولی دلیل نمیشه هر کاری بکنه چند وقت خیلی برات سخته از خوراک نزن کولیک و رفلاکس بچه دلیل نشه به خودت نرسی من بچه اولم کولیک داشت حالا که کمک نداری خودت بداد خودت برس

ازفرداهم شروع کن بهش شیرخشک آپتامیل بده،شایدواقعاگشنست

شرایطط روکاملادرک میکنم،ببین بچه تواین سن ممکنه دل دردداشته باشه، که بایه قطره عرق نعناع ،نبات،آب جوش،بده بهش بعدآروغش روبگیر-دوم ،شایدگوش دردداشته باشه که پایین گوشش پمادزایلاژل بمال اندازه نخود،موقعی هم خوابیدبزارتواتاق دیگه بخوابه ولی هواست بهش باشه

درکت میکنم

منم دوتا بچه های اولم پشت سر هم شدن خیلی سخته درمان میکنم اگر میشه وقتی کوچیکه خوابید بزرگی رو بغل کن کلی بوسش کن اون حسودی می‌کنه که این رفتار رو داره دخترم دو سال و چهار ماه داشت که پسرم دنیا اومد بچه ای که برای غذا و دستشویی خیلی لج افتاد چون قبلش عادت داشت سرش روی دستام باشه بخوابه دیدم میخواد حسودی کنه وقتی کوچیکه می‌خوابید بزرگی رو بغل میکردم بوسش میکردم اصلا اصلااااااااا با دوتا بچه کوچیک خودتو بخاطر تمیزی خونه سرزنش نکن بیشتر به بچه ها برس مردا اصلا تو این موقعیت ها درک ندارن خودم تو این موقعیت بودم

حق داری واقعا سخته من یکی هس ادئت میکنم عصبی میشمم شمام ک تازه زایمان کردی مادرت اینانیسن

عزیزم میدونم خیلی خیلی سخته واقعا میفهممت ولی اگه میتونی ب بچت کمکی شیر خشک بده باور کن بچه با شیر خشک راحت تر میخابه وقتی اون بخابه تو‌میتونی وقت بیشتری برای بزرگه بزاری باهاش رفاقت کنی اینجوری دختر بزرگه هم میشه دوستت از حالت تهاجمی و لجبازی در میاد قشنگم خدا بهت توان بده میدونم چقدر روزای سختی رو میگذرونی

سلام خوبی خسته نباشی
ما مادرا هم انسانیم سخت که بگذره طاقتمون تموم میشه اشکالی نداره خودتو سرزنش نکن
همسرتم میدونم باید درکت کنه اما برای شماس که دوره
میتونی با دختر بزرگت دوستی کنی بگو بیا با هم نی نی رو بخوابونیم تا باهم کارامونو بازیمونو بکنیم تشویقش کن، یه هدیه کوچولو مثل گیره سر یا چیزی که دوس داره رو براش بگیر بگو نی نی داده بهت چون کمکم کردی تا بخوابه

نمیتونی بری شهری که همسرت اونجا کار گرفته تو که کمکی نداری باز پیشش باشی دل گرمیه

نوزادو بندازید تو پتو تابش بدید گریه اش قطع میشه

پیش خودت بگو بزرگه هم بچه است و اونم فقط ۴ سالشه
و اینکه بزار مهد چندساعت در روز

دخترم ب باباش گفت مامان کتکم زده شوهرم کلی دعوام کرده پشت گوشی اینقد حرفا زشتی بهم گفت ناراحت کرد واقعا دلم شکست بجا که درکم کنه اینجوری میکنه کثافت همین که زایمان کردم رفت یه شهر دیگه کار گرفت رفته سر کار هر ۲۰ روز یکماه میتونه برا دو شب بیاد دوباره میره هیچ کمکی بهم نمیکنه که هیچ درکمم نمیکنه کلی چیزیم گفته که چرا بچه مو زدی گفتم با تیر که نزدم اینجوری میکنی با دست زدم خیلی برات مهمه بیا پیشش بمون نگهش دار بفهمی چقد سخته خلاصه که خیلی زیر فشارم شوهرمو اصلا نمیبخشم هم بخاطر اینکه تنهام گذاشته هم اینکه درکم نمیکنه هم اینکه دل مو با حرفاش شکست میگه تورو و اون نی نی تو فدای یه تار موی دخترم میکنم دیگه نشنوم زدیش گفتم اینجوری شد دیگه هر اشتباهی بکنه میزنمش تا آدم شه مثل تو نشه

سوال های مرتبط