۵ پاسخ

اتفاق بدی نیوفتاده تو مهد ؟ شاید دوره ای باشه بعد یه مدت خوشش بیاد

سلام عزیزم خوبی
خوشکلم
پسر منم قبلا که میرفتم سرکار راحت خدافظی میکرد و اصلا مشکلی نداشت با رفتن من
و مهد کودک هم که قبلا میرفت راحت از من جدا میشد و میرف
الان وقتی میخام برم سرکار اگه بیدار باشه خیلی اذیت میکنه اخرش هم مامانم حواسشو پرت میکنه میبرتش بعد نیم ساعت دیر میکنم بعضی وقتا مجبورم اضافه بمونم زنگ میزنه دلم تنگ شده کجایی کجایی کی میای این حرفا
کلاسش هم قبلا میگف برو من میمونم الان میگه نه تو هم باش ی دقیقه از دیدش خارج میشم به مربیش میگه پس مامانم کو کجا رفت ...
فکر میکنم سنشونه شایدم بزرگ تر شدن و حسشون قوی تر شده و دلتنگیشون بیشتر میشه چون برای پسر من شرایط مشابه شما پیش نیومده که مثلا گریه بچه دیگه ببینه
فکر نمیکنم ربطی به دوری شما داشته باشه اونهایی که ۸ ساعت میرن سرکار هرروز دوریشون بیشتره قطعا
مربیش باید تلاش کنه بیشتر جذبش کنه تا این دوران بگذره
فکر میکنم اگه بیقراری زیادی نداره بعد از اینکه نیم ساعت کنارش بودی میتونی بری بیرون یا کم کم ساعت حضورت توی مهد کودک کم کن

دوره ایه پسرمنم یه مدت اینجور بود دوباره خوب شد الان باز بد میره هربار یه جورن

تنش دوستش رو دیده روش تاثیر گذاشته
پسر منم الان ۴ ماهه میره اوکی بود ی هفته مریض شد نرفت الان دوباره بعضی روزها میاد خونه میگه مامان توی مهد دلم برات تنگ شد گریه کردم
منم باهاش همدردی میکنم میگم منم دلم برات تنگ میشه ولی بعد مهد کلی وقت داریم تا با هم بازی کنیم و کنار هم باشیم اما مهد نمیشه نریم که باید بریم خوش بگذرونیم کلی چیز یاد بگیریم و ....
سعی کن باهاش همدردی کنی بیشتر براش وقت بزاری و اصلا اون اتفاق رو یادآوری نکنی و توجیه نکن که کار بدیه و نباید گریه کنیم

مامان رزا تلرژی دخترت کامل خوبه ؟همه چیز میخوره‌؟

سوال های مرتبط