سوال های مرتبط

مامان عروسکِ من مامان عروسکِ من ۴ سالگی
مادرای عزیز میشه کامل بخونید بعد با دلیل و منطق جواب منو بدید؟ قبلش واقعا ممنونم بابت وقتی ک میزارید و میخونید🙏
دختر من 3سال و 8 ماهشه. متولد 1400/9/19 تصمیم گرفتیم از مهرماه بفرستمش مهدکودک. چن روز وقت گذاشتم تمااام مهدکودک های اطراف خونمون حتی یکم اونطرفترش رو پرس و جو کردم از مهد ها خیلی راضی نبودم، از چندین نفر تحقیق کردم همه بلا استثنا یه مرکز مهد یا پیش دبستان رو معرفی کردن ک خیلی راضی بودن. حتی ی مرکز پیش دبستان رفتم مدیر اون مرکز گفته بود ک بچه های خودشو چندین سال قبل تو همون مهدی ک تعریفش رو شنیدم فرستاده بود میگفت کادر خوب و قوی داره.. خلاصه دیروز رفتم و با مدیرش صحبت کردم همینکه رفتیم دخترم سریع رفت پیش بچه ها باهاشون ب بازی و صحبت مشغول شد و من با مدیرش حرف میزدم. مدیر گفتش دخترت مشخصه بچه زرنگ و با اعتماد بنفسیه چون خودش رفته بالا پیش بچه ها و ب بازی و صحبت مشغول شده. و گفت ما اینجا مهد نداریم پیش دبستان داریم ک کلاسها طبق سن بچه ها تفکیک شده ست یعنی دختر تو میره تو کلاس 4تا 5سال👇👇👇👇👇👇👇
مامان پرواز مامان پرواز ۳ سالگی
پرواز ۳ ماهه داره میره مهد و گفتم یکم از تجربه مهد براتون بگم
اول اینکه پرواز تو ارتباط با بچه‌ها خیلی پیشرفت کرده،میتونه حرفش رو بزنه،از حقش دفاع کنه ، همدلی کنه، همه‌ی اینا درمقایسه با خودش پیشرفت کرده
دوم اینکه خیلی بیشتر میتونه تنهایی بازی کنه، بازی های مختلفی یاد گرفته و خودش انجام میده

البته یک نکته منفی هم داشته مهد، یکی از بچه ها معمولا با لحن عصبی صحبت میکنه و پرواز لحن اونو بعضی وقتا تقلید میکنه. که همینم تبدیل به فرصت یادگیری شد و هربار به پرواز میگم:ممکنه بقیه کارهای اشتباهی بکنن، ما نباید ازشون کار اشتباه رو یاد بگیریم،میتونیم کارای خوبشون رو ببینیم و یاد بگیریم
بعد درمورد کارها و رفتارهای خوب بقیه صحبت میکنیم

چندتا نکته تو انتخاب مهد به نظر من مهمه
برای سن ۳تا۴ سال که بچه قبلش مهد نرفته،محیط باید برای بازی بچه‌ها درست شده باشه. نه اینکه بچه‌ها مدام پشت میز بشینن و وسطش تایم بازی داشته باشن
وسیله‌های مهد دکوری نباشه و بچه‌ها بتونن راحت استفاده کنن و بعد بزارن سرجاش(اگر دیدید وسایل به شدت مرتب تو قفسه ها قرار دارن یعنی بچه ها جمع نکردن)
رفتار مربی‌ها بسیار مهمه،با احترام با بچه‌ها رفتار کنن،اگر کسی اشتباهی کرد رفتار درست رو براش توضیح بدن
اینم به عنوان مربی نقاشی کودک بهتون میگم، اگر نقاشی و کاردستی بچه‌ها شبیه همدیگه باشه،یعنی مربی ها تو کار بچه دخالت کردن و بچه فرصت کشف و خلاقیت نداشته
مامان م سهیل مامان م سهیل ۴ سالگی
امروز بدترین روز زندگیم بود حالم انقدر بده که نه چیزی میتونم بخورم نه میتونم بخوابم پا پسرم از خونه ی مادرم داشتم میومدم پسرم گریه کرد گفت سر سره گفتم باشه چندتا سر بخور بریم یه مادری بود بچش خیلی و. ح ش ی بود با اینکه از پسر من چند ماهی ک چک تر بود اینا داشتن بازی میکردن من به پسرم گفتم مامان اروم بازی کن حواست باشه بعد اون پسره اومد پسر منو چنگ انداخت مادرشم پیشش بود من زود پسرم رو کشیدم کنار گفتم مامان عیلی ندا ه اونم نی نیه برو بازی کن پسرم رفت دوباره اون اومد تو سر سره دستشو انداخت صورت پسرم بعد سرش داد زد پسرم دستشو زد اون ور گفت چرا چنگ میندازی مادرش فکر کرد پسر من اونو زد گفت اقا پسر چرا میزنی داد زد سر بچم یدونه زد یهش من بهش گفتم پسرم نزد بچت داشت چنگ مینداخت دستشد زد اونور بعدشم اینا دوتا بچن چند بار من بچه ی خودمو کشیدم اوردم اینور دوباره این بچه اومد پسر منو زد بعد پسرم بلند سرش داد زد گفت نکن مادر احمقش عوض اینکه بچش رو ببره کنار اومد پسر منو زد که چرا داد میزنی گفتم خانم محترم پسر شما زد پسر منم سرش داد زد مادره ی احمق برگشت فحش خیلی بدی بهم داد اونجا همه داشتن بهش میگفتن خانم چه خبره بچه شما داره اذیت میکنه تازه طلب کارم هستی منم چند تا بارش کردم بچم رو برداشتم اومدم نصف راه بودم دیدم یکی همچین زد تو گوشم که سرم سوت کشید برگشتم ببینم کیه یکیم زد تو گوشم نگو برادر زنه بوده ۱۲ یا ۱۳ سالش بود انقدر غافلگیر شدم زبونم بند اومد پسره فرار کرد