۱۱ پاسخ

مهم اینکه از خودش بتونه دفاع کنه که خدا رو شکر میتونه
فقط بشینه گریه کنه و به مربی بگه خوبه ؟؟
از حق خودش دفاع میکنه و این عالیه

گریه نمیکنه که بد نیست از خودش دفاع میکنه ضعف نشون نمیده . اما بهش بگو اگه کسی کاری کرد به مربیت حتما بگو اون دعواش کنه .

اولین باربوده جامربیش هنوزنمیدونه هرچی شه باید به مربی بگه

یارجنگیه از خودش دفاع کرده😄❤️
مربی باید حواسش باشه بچه تواون سنعقلش نمیرسه

این که خیلی خوبه از خودش دفاع کرده دیگ حتما باید یکی کنارت جیغ بکشه و داد بزنه هی بگی بسه ساکت باش😄😄😄

بايد ببينيد موقع درد چطور عمل ميكنه؟
اگه واكنشش كمه ، احتمالا مربوط به كم حسي ميشه

خیلی خوبه که خودش از پس خودش برمیاد😁

خب بهتر گریه نکنه
اعتماد بنفسش بالاس
چه اهمیتی داره گریه کنه

سلام عزیزم
دختر من بارها شده دستش یا پاش به لبه ی مبل خورده یا افتاده به حدی که زانوش کبود شده ولی گریه نکرده و حرفی نزده چند روز پیش انگشت پاش بین پایه ی صندلی و میز گیر کرد باباش دیدش کمکش کرد درآوردش کبود شده بود ولی هیچی نگفت. منم از این موضوع ناراحتم دارم روش کار میکنم ببینم چی میشه.

پسر منم اینجوریه هرچیم کتک بخوره گریه نمیکنه اصلا نمیدونم والا چحوریه تاالان هرچی از بقیه بچه ها کتک خورده گریه نکرده

درضمن وقتی به مربی گفتم مربی گفت من صورتش رو دیدم ازش پرسیدم صورتت از اول اینطوری بوده گفته آره،در حالیکه اصلا قبلش صورتش طوری نبود؛وقتی خودم ازش پرسیدم چی شده دعوا کردی؟بهم گفت آره من یه وسیله برداشتم یکی دگ میخواسته ازم بگیره من بهش ندادم اون موهام کشیده منم موهاش کشیدم اون صورتم پنگول کشیده

سوال های مرتبط

مامان پسرم مامان پسرم ۴ سالگی
مامانایی که بچه هاشون مهد میرن یه سوال دارم، پسرم یک هفته هست میره مهد، یه مشکلی که دارم دیدم وسیله هارو از دست بچه ها میکشه یا وسیله هارو بدون اجازه برمیداره(منظورم وسیله های خود مهد هست اسباب بازی مثل لگو و حلقه برای بازی بچه‌ها گذاشتن)، بعد مربی به بچم میگه که نباید بگیری و بهش پس بده، پسرم با ناراحتی پس میده ولی وقتی یکی وسیله از دست پسرم میگیره هیچی نمیگه تا جایی که پسرم به گریه میوفته، من یه وسیله پیدا کردم دادم دستش گفتم بیا فقط با این بازی کن دو دیقه بعد با گریه اومد بیرون گفت از دستم گرفتن بعد مربیش اومد بیرون میگه خودش از دست بچه ها میکشه اونا هم پس میگیرن بچت ناراحت میشه، میگم. من خودم وسیله دستش دادم الانم اونو ازش گرفتن،میگه ای وای نمیدونستم وسیله مال خودش بود، حالا نمیدونم چیکار کنم؟ بچمو ببرم اینجا کلا خیلی هم میگم وسیله از کسی نگیر و مراقب وسیله خودت باش ولی وقتی وسیله خودشو ازش میگیرن دیگه پسر منم پیش خودش میگه پس منم باید به زور بگیرم
به نظرتون درست میشه؟
مامان مهربان مامان مهربان ۴ سالگی
ماامانا یه دقیقه بیاید تاپیک قبلمو بخونید
امروز یه اتفاقی افتاد.با دخترم خیلی اتفاقی رفتیم بازاری تو شهرمون که اصلا سمت ما نیست و اولین بار بود دخترمو میبردم اونجا.از قضا شوهرم لباس مجلسیش لک ششده بود و منم یهو اونجا پود لکه بر لباس دیدم رفتم تو مغازه بخرم یهو فروشنده رو کرد به دخترم گفت منو شناختی؟گفت من بابای همون پسری هستم که پارسال تو پارک بهت خورد(اون پسر سمت دختر من دوید و دختر من ثابت کنارم ایستاده بود من پشتم به اون پسر بود و اصلا ندیدمش عین برق رد شد تا به خودم اومدم دیدم دخترم یه متر با پشت سرش پرت شده زمین و سر همین ضربه یه دندون جلوشو از دست داد و اینکه اونا اصلا عذرخواهی نکردن و مادر پسر اومد گفت بچه ان دیگه پشتشو کرد رفتن)من تا مرده رو دیدم گفتم ای وای شما همون اقایید گفت دیروز تو همون پارک یه دختره تاب سواری میکرد تاب خورد تو صورت پسر من داغون شد صورتش و مادر دختره اصلا عذرخواهی نکرد پشتشو کرد.منم درجواب گفتم از هردست بدی از همون دست پس میگیری دقیقا کاری که خانم شما و شما باما کردید و باعث شدید دختر من یه دندونشو از دست بده مرده شرمنده و لال شد کارت کشیدم و با خنده اومدم بیرون.
مامانا ظالم به سزای عملش میرسه و من باز ایمان آوردم
مامان عروسکِ من مامان عروسکِ من ۴ سالگی
بیدارید دخترا یسوال ذهنمو مشغول کرده
ما پایین خونمون پارکه و دخترمو اکثرا میبرم پارک حالا یه دختر هست از دختر من بزرگتره و اینجور ک چن نفر میشناسنش تو بچگی تشنج میکنه و الان متوجه نمیشه و هر یکساعت قرص میخوره.. حالا این دختر بچه رو پدرش هر روز میاره پارک و هروقتم میان پدره یا میشینه رو صندلی مشغول گوشیه یا حرف زدن با دیگران.... دختر من تو پارک بازی میکنه با دوستاش این بچه هم میره بازی میکنه باهاشون بحدیکه بچه ها نمیخان با این دختربچه بازی کنن میگن اذیتمون میکنه اما من میگم اشکال نداره بازی کنین باهم.. چن بار خودم دیدم دختر منو از سرسره هل داد و بهش تذکر دادم.. دیروز دخترم داشت با دوستاش مامان بازی می‌کرد و چمن ها رو می‌کندن مثلا غذا درست میکنن این بچه درکنار بازی با اینا رفت همشو لگد زد و چمنها رو پخش زمین کرد دختر منم میخاست حمله کنه بچه رو بزنه ک اجازه ندادم و دخترم جیغ میزد.. دوباره دخترم رو سرسره بود اومد گفت مامان این دختره دماغمو زد منم ب دختره در حالیکه باباش میدید گفتم برا چی میزنی؟ نباید بچه ها رو بزنی و ب دخترم و دوستاش گفتم خب جدا بازی کنید و باهاش بازی نکنید پدره اومد ب دخترش گفت زدی؟ اون گفت نه در حالیکه دختره من اصلادروغ نمیگه و پدره گفت دخترم حالیش نمیشه و فلان و نزده. در حالیکه روزای قبل بچه های دیگه میرفتن پیش بابای دختره و شکایت میکردن👇👇
مامان ماهی مامان ماهی ۴ سالگی
سلام مامان های عزیز صبحتون بخیر توروخدا بیاید بگید چیکار میکنید بچه هاتون به حرفتون گوش میدن ...من با خانواده همسرم تویه ساختمونیم بعد مادرشوهرم دخترمو به نقل و شکلات و آدامس واینا عادت داده دخترم مثل معتاد شده تا مادرشوهرمو میبینه میگه بده بهم اونم یک‌دفعه نمیگه نه ندارم ضرر داره همیشه بهش میده میگه نمیتونم بهش نه بگم هرچیم‌من میگم ضرر داره دخترم گوش نمیده واقعا کلافه شدم ....حالا چن روزیه دخترم سرماخورده وروبه بهبودی بود تاپریشب رفتم بالابازم دخترم گفت بده اونم دوتا شکلات بهش داد هرچی گفتم الان مریضی گلوتو میگیره گوش نکرد شب اومدیم پایین شروع کرد به سرفه تاخودصبح نخوابید انقد سرفه کرد وگلوش وصداش گرفت درحالی که اصلا سرفه نداشت بعد خوردن شکلات اینجوری شد حالا دیروز زنگ زد خوبه گفتم نه تاصبح نخوابیدم انقد حالش بدبودکاشکی شکلات بهش نمیدادی گفت نمیتونم نه بگم بهش دلش میشکنه گفتم بزار یه بار نه بگی فوقش یکم گریه میکنه بعد ترک میکنه دلش بشکنه بهتره تاینکه اینجوریش کنه .....گفت ولا من نمیتونم نه بگم خیلی نارحتید نیاید خونمون دیگه چون هربار بخواد مریضم باشه من بهش میدم .خیلی رومخه خیلی باهام‌ لج‌میکنه دوس داره دخترم پیش من نباشه حرفامو گوش نکنه .....حالا منم به همسرم گفتم مادرت اینجوری گفته میگه خب حق داره توچرا میگی شکلات نده بهش 😕😑😑😑بخدا انقده گیرمممم خیلی