۹ پاسخ

خب حالا اون اول سوار میشد چه اشکالی داشت قبول داری خودتم تو قاتل شدنش نقش داشتی الان چرا باید یه بچه پنج ساله رو با قاتل مثال بزنی خودت بریدی خودتم دوختی خب در کنار بی منطقی بچه ها ما حداقل با منطق برخورد کنیم همه ما تو تربیت بچه ها سهیم هستیم نه فقط بچه خودمون همه بچه ها

اینکه اجازه ندادی اون پسر بچه سوارشه کاملا کاردرستی کردی ولی شاید برخوردت تند بوده که اون مادرهم به دل گرفته میتونسی با دوتا لبخند و عزیزم و....بهش یاداوری کنی که باید تو نوبت خودش سوار شه ....و اخرشم ازش تشکر میکردی که صبر کرد....چون اونا بچن به هرحال و طبیعی ترین چیز تو بچه ها همینه که تا وسایل بازی میبینن به سمتش میدوعن و این مثال قاتل واس بچه ۵ساله خیلی بی انصافی و همین نشون از برخورد تندت با اون بچرو میده 😊😊😊

واقعا اونایی که گفتن خب میذاشتی اون سوار بشه رو درک نمیکنم😐🤦🏻‍♀️اول اینکه نوبت دختر این خانوم بوده و اتفاقا بهترین کارو کرده که از دخترش دفاع کرده در آینده هم بهش یاد بده همینجوری حقشو از مردای قلدر زندگیش بگیره دوما اون پسر بچه حالا قاتل که نه ولی ممکن بشه از اون مردایی که به راحتی به خودشون اجازه میدن دست رو زن و بچشون بلند کنن تورو خدا طرز یرخورد درست با خانومارو پسراتون یاد بدید اینکه تحت هیچ شرایط حق و اجازه ندارن که به یه خانوم محترم احانت و بی ادبی کنن

عزیز قاتل مثال زدن کاملا اشتباه بعدم بعضی بچه ها پیش فعال حاد هستن درسته از بچت محافظت کردید ولی افعالی که به کار بردی اشتباه دوم اینکه منم دیدم بعضی از بچه ها چقدر میتونن آسیب بزنن به بچه های دیگه مخصوصا تو پارک ها پدر و مادرهاشون هم عین خیالشون نیست پسر من داشت می‌رفت سرسره رو بیاد پایین یه پسر بچه هم سن و سال خودش با ضرب اومد زد به دست پسر من که خودش بره هم من هم مادر اون پایین بودیم چون ارتفاع بود من ترسیدم بچمو ها بده بندازه پسر منم خواست دفاع کنه از خودش من پایین داشتم پسرمو آروم میکردم اون مادر عین خیالش نبود پسر من که اومد پایین با مادر اون پسر صحبت کردم گفتم بهتره بیشتر رو تربیت بچه وقت بزاری و حداقل یه کاری کنی آروم باشه به کسی آسیب نزنه مادره هم مثل بز به من نگاه کرد رفت حتی معذرت خواهی بابت حرکت پسرش نکرد

آفرین، به نظر من خوب کاری کردید
من هنوز وقتی پسرم میره بازی مراقبشم،چون میدونم خود پسرم قسمت سرسره بچه ها را یکم هول م

ببین عزیزم همه ما تو این اجتماع زندگی میکنیم و همه ما خواه ناخواه تو اینکه بچها تو اینده چجوری رفتار میکنن سهیم هستیم

خب میزاشتی اون‌سوار شه بچتو اروم‌میبردی یه وسیله دگبهترین روش این بود

به نظر منم حق داشتی
من هم به دخترم آموزش دادم تا وقتی نوبتش بشه باید کنار تاب منتظر بمونه
یا وقتی روی تاب نشسته و کسی میاد باید تا ۱۰ بشمریم و بلند شه
و واقعا همکاری میکنه
یه بار پارک بودیم یه پسر بچه بچه هایی ک میرفتن بالای پله سرسره رو میزد تو صورتشون و بعد هل میداد پایین
به دختر منک رسید من رفتم کنارش و اجازه ندادم بزنه دخترم ک رفت بالا دستش رو نیشگون گرفت و خواست بزنه ک من گفتم حق نداری این کارو انجام بدی و بقیه رو اذیت کنی
پدرش اونجا بود گفتم بچتون یک ساعته داره تک تک بچه هارو اذیت میکنه
گفت بچه س دیگ میزنه!
گفتم اگر همینطور ک میزنه بخوره ام نظرتون اینه؟؟
سکوت کرد
نشون میده ک اینجور والدین فقط برای نصف ماجرا حرف برای گفتن دارن
وگرنه اگر بچه خودشون کتک بخوره و زور بشنوه زبونشون دراز میشه

سلام کار درستی کردید
متاسفم برای اون مادر
همین بچه ها هستن که در آینده یک فرد بی فکر و بی منطقن

سوال های مرتبط

مامان دردونه مامان دردونه ۴ سالگی
تا قبل بچه دار شدنم همیشه وقتی می‌دیدم بزرگترها سر دعوای بچها تو پارک یا جایی دعوا می‌کنند میگفتم با خودم ببین بچه ها بی عقلند بزرگتراشون بی عقل تر. تا چند روز پیش تو پارک دخترم تو پارک داشت تو شن با نوک کفشش لگد میزد می‌رفت (دخترم تا حالا حتی یه بارم بچه ای نزده و عاشق بچهاست) از قضا کون بچه یه خانم نزدیک لگد دخترم بود و من دیدم که پاش از کنارش رد شد (دختره خوابیده بود تو شن). خانمه فک کرد دخترم زده و دوید سمت دخترم مثل (سگ)بعله سگه که حمله می‌کنه واسه یه بچه به سن دختر من🙂 بازوی دخترم کشید چرا دخترم زدی؟ حالا دخترش ریلکس نشسته بودا
منم بحث کردم با زنه که حق نداشتی دست به بچه من بزنی(کنترل کردم خودمو وگرنه حقش یه سیلی آبدار بود) تا دستش با دست بچه مردوم نخوره
حالا میفهمم عامل خیلی از دعواها همین بزرگترای بیشعور هستن که زودتر از عکس العمل بچشون میپرن وسط .
من خودم بارها دخترم کتک خورده و گریه کرده حتی خودم دخالت ندادم و بعداً دفاع کردن یاد دادم اگه کسی زد دفاع کنه از خودش
اینارو گفتم اگه کسی شخصیتش دور از جون همه شماها مثل این خانمه هست خودش تغییر بده چون دعواهای بدی دیدم شده و میشه
مامان عروسکِ من مامان عروسکِ من ۴ سالگی
بیدارید دخترا یسوال ذهنمو مشغول کرده
ما پایین خونمون پارکه و دخترمو اکثرا میبرم پارک حالا یه دختر هست از دختر من بزرگتره و اینجور ک چن نفر میشناسنش تو بچگی تشنج میکنه و الان متوجه نمیشه و هر یکساعت قرص میخوره.. حالا این دختر بچه رو پدرش هر روز میاره پارک و هروقتم میان پدره یا میشینه رو صندلی مشغول گوشیه یا حرف زدن با دیگران.... دختر من تو پارک بازی میکنه با دوستاش این بچه هم میره بازی میکنه باهاشون بحدیکه بچه ها نمیخان با این دختربچه بازی کنن میگن اذیتمون میکنه اما من میگم اشکال نداره بازی کنین باهم.. چن بار خودم دیدم دختر منو از سرسره هل داد و بهش تذکر دادم.. دیروز دخترم داشت با دوستاش مامان بازی می‌کرد و چمن ها رو می‌کندن مثلا غذا درست میکنن این بچه درکنار بازی با اینا رفت همشو لگد زد و چمنها رو پخش زمین کرد دختر منم میخاست حمله کنه بچه رو بزنه ک اجازه ندادم و دخترم جیغ میزد.. دوباره دخترم رو سرسره بود اومد گفت مامان این دختره دماغمو زد منم ب دختره در حالیکه باباش میدید گفتم برا چی میزنی؟ نباید بچه ها رو بزنی و ب دخترم و دوستاش گفتم خب جدا بازی کنید و باهاش بازی نکنید پدره اومد ب دخترش گفت زدی؟ اون گفت نه در حالیکه دختره من اصلادروغ نمیگه و پدره گفت دخترم حالیش نمیشه و فلان و نزده. در حالیکه روزای قبل بچه های دیگه میرفتن پیش بابای دختره و شکایت میکردن👇👇
مامان مهربان مامان مهربان ۴ سالگی
ماامانا یه دقیقه بیاید تاپیک قبلمو بخونید
امروز یه اتفاقی افتاد.با دخترم خیلی اتفاقی رفتیم بازاری تو شهرمون که اصلا سمت ما نیست و اولین بار بود دخترمو میبردم اونجا.از قضا شوهرم لباس مجلسیش لک ششده بود و منم یهو اونجا پود لکه بر لباس دیدم رفتم تو مغازه بخرم یهو فروشنده رو کرد به دخترم گفت منو شناختی؟گفت من بابای همون پسری هستم که پارسال تو پارک بهت خورد(اون پسر سمت دختر من دوید و دختر من ثابت کنارم ایستاده بود من پشتم به اون پسر بود و اصلا ندیدمش عین برق رد شد تا به خودم اومدم دیدم دخترم یه متر با پشت سرش پرت شده زمین و سر همین ضربه یه دندون جلوشو از دست داد و اینکه اونا اصلا عذرخواهی نکردن و مادر پسر اومد گفت بچه ان دیگه پشتشو کرد رفتن)من تا مرده رو دیدم گفتم ای وای شما همون اقایید گفت دیروز تو همون پارک یه دختره تاب سواری میکرد تاب خورد تو صورت پسر من داغون شد صورتش و مادر دختره اصلا عذرخواهی نکرد پشتشو کرد.منم درجواب گفتم از هردست بدی از همون دست پس میگیری دقیقا کاری که خانم شما و شما باما کردید و باعث شدید دختر من یه دندونشو از دست بده مرده شرمنده و لال شد کارت کشیدم و با خنده اومدم بیرون.
مامانا ظالم به سزای عملش میرسه و من باز ایمان آوردم
مامان یه فرشته ناز 🥰 مامان یه فرشته ناز 🥰 ۴ سالگی