حوصله داشتی بخون
امروز با پسرم رفتیم جایی
یه پسر ۷_۸ ساله تپل اونجا بود
پسر من چند روز این کلمه رو یاد گرفته
به پسره گفت تپلی باخنده
ولی اون بچه ناراحت شد
من قبلا به پسرم گفته بودم ما اجازه نداریم درباره ظاهر آدما نظر بدیم
ولی خب این بچست هنوز درکی از کلمات نداره یاد گرفته میگه. مثلا توی پارک بچه ها رو به رنگ لباسشون صدا میزنه
صورتی بیا سبز بیا قهوه ای بیا میگه دوست سبز
مادر بزرگ اون بچه ناراحت شد
گفت توام جوابشو بده بگو لاغرو
من اصلا شوکه شدم
تو زن ۵۰_۶۰ ساله عقلت باید اندازه یه بچه ۳_۴ ساله کار کنه ؟
اون پسر هیچی نگفت من دیدم ناراحت شد به پسرم گفتم دوستت ناراحت شد معذرت خواهی کن
پسرم گفت ببخشید
و اون بچه خندید بهش گفتم پسر من خیلی کوچیک هنوز متوجه نیست کلمه ها یعنی چی
از قضا یه دختر اومد میگفت مامان اینم تپل درصورتی که دختر لاغر بود
جدا از این بحثا میخوام یه چیزی رو بگم
بهتر اگه بچمون چاق
لاغر
رنگ پوسش تیرست یا خیلی روشن یا هرچیزی که ممکنه در آینده زیاد بهش گفته بشه
یجوری تربیتش کنیم که نشه براش نقطه ضعف
نگیم مقابله به مثل کن
بهش یاد بدیم تو همینجوری که هستی قشنگی
ما اینجوری دوستت داریم
این تپلی باعث بانمکیت شده
باعث شده لپای خوشگلی داشته باشی
من خودم پسرم لاغر
همیشه میگم قربون دست پای لاغرت برم
میخوام این کلمه براش جا افتاده باشه به خوبی
که پس فردا یکی گفت ناراحت نشه
ولی در کل عجیب بود برام زن به اون سن خودشو هم قد یه بچه کوچیک کرد و نفهمید این بچه از روی کینه و تحقیر کردن حرف نمیزنه فقط طوطی وار داره به زبون میاره

۲۰ پاسخ

من این روزا مدام در این مورد با هستی حرف می زنم که اگر چیز عجیبی توی صورت یک بچه دیدی
مثلا مو نداشت، دندون نداشت و ...
چی میگی

و بعد چند بار تمرین به من گفت هیچی نمی گم
بعد گفتم خوب در مورد چی باش حرف میزنی؟
از مسائل خونه گفت
گفتم نه
این اشتباهه
تو می تونی در مورد اسباب بازی هات، کارتون ها و چیزهایی که مال خودته حرف بزنی
این بار که یه بچه را دید صحبت هاش کلا متفاوت بود
خیلی لذت بردم

چطور متوجه رو راستی و صداقت بیش از حد بچه ها تو این سن نشده؟!
واقعا تو این سن بچه ها احساساتشون رو بدون ترس و دستکاری و کاملا شفاف بیان میکنن!
با چند خط آخرتم کاملا موافقم👍

بعضی وقتا شعور و معرفت بچه ها
از ادمای ۶۰‌ساله خیلی بیشتره
کاش بفهمن که تو همچی نباید دخالت کنن

اره قبول داریم بکی رو میشناسم بچش پسره از وقتی به دنیا اومده یه دستش فقط دوتا انگشت نازک و کوچیک داره انقدرم خوشگله ماشاالله پراعتمادبه نفسه اگه چیزی بخان ازش و مراعاتش کنن بدش میاد وناراحت میشه قشنگ بین جمع میاد و همه کاری هم میکنه اصلا خجالت نمیکشه

دقیقا ...منم دخترم خب ی کوچولو تپله بعدهررررجامیریم میگن تپلی لپشو میکشن من ب فامیل گفتم اگه میخاین بگین تپلی ی واژه ی دیگ مثه تپایه ناز تپلیه قشنگم ب کارببرین ب دخترمم گفتم تپل بودن خیلی باحاله بانمکی ولی هرچی میگم بدش میاد.و متاسفانه هرجامیریمو‌بهش میگن ناراحت میشه

خب شما هم نباید از پیرزن ناراحت بشی چون پیرزنا زیاد عقل درست درمون ندارن

پسر منم یاد گرفته میگه کچل به همه . البته از تو فیلم‌هایی که میبنه .
من هرچی میگم توضیح میدم اصلا نمی‌فهمه 😂

من بچه بودم تپلی بودم و خیلیا لپ هام‌رو می کشیدن و کلا من رو دوست داشتن. یعنی احساس بد به چاقیم بهم‌نمی دادن.
ولی باز هم یکی بهم می گفت تپلی یا چاقالو خیلی ناراحت میشدم. یه بار تو کوچه بازی می کردیم پسر همسایه بهم گفت چاقالو و با گریه شدید دویدم سمت خونه. من یه خواهر دوقلو دارم که اونم مثل من بود.. اون ناراحت نشد ولی من شدم...

شایدم دوست داشته نمیشدیم‌اندازه کافی، که از حرف بقیه ناراحت میشدیم..

چرا اصلا تاپیک هات واسم نمیاد
نمیدونم
چرا
الان یهو دیدم

وای من سر این موضوع دارم با همتا کار میکنم
میره نونوایی
همش میگه اون چاق بهم گفت گفت بیا بندازمت تو تنور
هر چی بهش میگم نگو چاق
بگو اون آقا ولی بازم میگه

من بچه بودم با دختر عموم رفتیم پارک محله مون دوتا دختر همسایه هم بودن پوستشون تیره بود دوتا شنل تنشون بود یکیش روشن یکیش تیره تر من گفتم چ لباستون قشنگه دختر عموم گف تیرهه قشنگتره یهو مادر بزرگشون داد و فریاد ک تیره ن خدا اینطوری افریدشون تربیت ندارین شعور ندارین شما.و...... منم گریه م گرف هی گفتم ما لباسشو گفتیم یهو گف شما غلط کردین 😐😂منم بیشتر گریه کردم هیچوقت یادم نمیره بعد دخترا خیلیم وضعیت مالی خوبی داشتن هر دوتا هم ی رشته خیلی خوبی قبول شدن مادربزرگشون هربار منو ببینه میگ دیدی خدا چطور اونا رو موفق کرد ننه ب رنگ پوست نیست ک 😐😂هرچی قسم و آیه مگ باور میکنه

منم خیلی خیلی راجع به اینطور چیزا با بچها حرف میزنم خیلی چالش داشتم
گفتم ما حق نداریم رو کسی لقب بزاریم چهره ی آدما همشون قشنگن همه اسما قشنگن
ولی متاسفانه هستن بچهایی که یه جور دیگه بزرگ شدن بازم گفتم شماها تا بزرگ بشین شاید از اینطور آدما ببینید اما از حرفاشون ناراحت نشید فقط بشنوید و بهش فکر نکنید

میگن هرچقدر شن بالا بره عقل مثل بچه میشه

واییی انقدر جانعه پرشده از ادمای نفهم که حد نداره
تازه تپلی حرف بدی نیست پسر داداشم تپله ما بهش میگیم جوجو گامبالو خودش ریسه میره از خنده بچها هم باید جنبشونو بالا ببریم

دیگه واقعا الان مادر شوهرم منم از پسرم ک چهار سالشه بدتره واقعا میگم ن ک ب حیث اینکه عروسشم حتی خودشوهرم میدونه میگه مامانم مثه بچه شده

پارسال دخترمو بردم پارک
ی دختر بچه رو حین اینکه داشت از سرسره بالا می‌رفت لباسشو کشید
منم سریع کنارش بودم گفتم مامان نباید این کارو بکنی کار اشتباهی کردی
یهو مادر اون دختر بچه گفت اگه این دفعه این کارو کرد تو هم بزنش الآنم میتونی بزنیش
من مونده بودم چی ب اون مادر بگم!

۹۹در صد وقتی دخترمو بردم پارک ب مشکل خوردم
از صحبت کردن بچه های پارک بازی هاشون ....ووو
خانه بازی خیلی بهتره هم تمیز تره هم بچه ها مودب تر هستن

حالا من یه چی بگم 😂دختر من شدیدا در مقابل اینکه موهاش بشورم مقاومت میکنه بعد من بهش درغالب داستان کفتم که دوتا موجود هستن به اسم جیلی بیلی تو موها هستن هرکی موهاش بشوره میافتن میرن هرکی نشوره اذیت میکنن و موهاش میخاره و ... بعد سوار تاکسی شده بودیم یارو کچل بود دختر منم تا حالا کچل ندیده بود گفت عه مامان ببین موهاش نشسته جیلی و بیلی موهاش خوردن کچله 🤣من نمیدونستم بخندم گریه کنم از اقاعه معذرت خواهی کنم چی کنم
بچن دیگه هرچی به ذهنشون میرسه میگن

عزیزم حرفات درسته
اون خانم مسن هم کار اشتباهی کرده
اما بنظرم اون پسر ۷ساله حق داشته ناراحت بشه چون اونم بچه ست و هنوز درک نمیکنه و چون بهش گفتن به عنوان نکته منفی تو ظاهرش میبینه
همه مثل شما اموزش ندادن به بچه هاشون و خب ناراحت میشن یا اصلا چون کمال گرا منفی هستن عیب هارو نقطه قوت نمیبینن.
تو این شرایط واقعا نمیشه تشخیص داد چه کاری درست و چه کاری اشتباه

موافقم زیبا 👌

سوال های مرتبط

مامان مهربان مامان مهربان ۴ سالگی
ماامانا یه دقیقه بیاید تاپیک قبلمو بخونید
امروز یه اتفاقی افتاد.با دخترم خیلی اتفاقی رفتیم بازاری تو شهرمون که اصلا سمت ما نیست و اولین بار بود دخترمو میبردم اونجا.از قضا شوهرم لباس مجلسیش لک ششده بود و منم یهو اونجا پود لکه بر لباس دیدم رفتم تو مغازه بخرم یهو فروشنده رو کرد به دخترم گفت منو شناختی؟گفت من بابای همون پسری هستم که پارسال تو پارک بهت خورد(اون پسر سمت دختر من دوید و دختر من ثابت کنارم ایستاده بود من پشتم به اون پسر بود و اصلا ندیدمش عین برق رد شد تا به خودم اومدم دیدم دخترم یه متر با پشت سرش پرت شده زمین و سر همین ضربه یه دندون جلوشو از دست داد و اینکه اونا اصلا عذرخواهی نکردن و مادر پسر اومد گفت بچه ان دیگه پشتشو کرد رفتن)من تا مرده رو دیدم گفتم ای وای شما همون اقایید گفت دیروز تو همون پارک یه دختره تاب سواری میکرد تاب خورد تو صورت پسر من داغون شد صورتش و مادر دختره اصلا عذرخواهی نکرد پشتشو کرد.منم درجواب گفتم از هردست بدی از همون دست پس میگیری دقیقا کاری که خانم شما و شما باما کردید و باعث شدید دختر من یه دندونشو از دست بده مرده شرمنده و لال شد کارت کشیدم و با خنده اومدم بیرون.
مامانا ظالم به سزای عملش میرسه و من باز ایمان آوردم
مامان 💙ایران💙 مامان 💙ایران💙 ۴ سالگی
سلام به همه
یه موضوعی رو میخواستم باهاتون در میون بزارم
تقریبا دو هفته پیش یه مهمونی رفتیم که میزبان بسیار عالی همه کارهارو هندل میکردو پذیرایی میشدیم
و من همیشه خونه‌اشون با خیال راحت چیزی میخورم چون وسواس شدید دارن و همه میدونن
بعد از شام، یک دختر ۳ سالو ۴ ماهه که تازه از پوشک گرفته شده بود، وسط پذیرایی جیش کرد
مامانش سرگرم حرف زدن بود، که اطرافیان بهش گوش زد کردن جریانو
و پاشد لباس بچه رو عوض کردو …
میزبان همسرشون به شدت وسواسی و معتقد به نجسی و …
سریع کلی دستمالو سرکه و الکل و … مثل صحنه جنایی بود
مادر بچه بدون توجه به موضوع رفت و ادامه صحبتشو کرد…
میزبان هم مرد و هم زن مدام تردد داخل حمام داشتنو شستشو و پاکسازی رو انجام دادن تقریبا یکساعتی زمان برد
و … خودشون دوتا پسر شیطون بلا هم داشتن
به هر حال اون شب تموم شد و مامان اون بچه چند روز بعدش با من تماس گرفت و دلگیر از حساسیت میزبان بود که بچه است و این اتفاقها طبیعیه…
به نظر من رفتار بچه طبیعی بود اما رفتار مادر کاملا غیر طبیعی
چون کودکی که تازه از پوشک گرفته شده برای آرامشش حداقل یک هفته نباید محیط امن خونه‌اشو ترک کنه تا تکرار و تمرین باعث شه اون فعل رو یاد بگیره
به اون شخص گفتم من جات بودم نمیومدم چون حس امنیت بچه‌ام برام مهمتر بود و بعد حساسیت میزبان

👇🏻👇🏻👇🏻