۹ پاسخ

این دفعه جرش بده مرگ یبار شیون یبار

منم با جاریم قهرم دعوامون شد تو ایام عید اینسری رفتم اصلا نگاش نکردم هی با هربهونه میخواست با من حرف بزنه اصلا نگاش نمیکردم اگه سوال میپرسید به زور بدون اینکه نگاش کنم جواب میدادم کینه ای نیستم ولی بنظرم حرمت وقتی شکست دیگه دزست نمیشه

ما هم با جاریم سر بچه قهریم دختر اون ۹ سالش بود دخترم ۲ سال الان قهرمون ۲ سال شده خیلی بقیه تلاش کردن تا مارو آشتی بدن قبول نکردم همون اویل منم سختم بود جایی که اون هست برم که الان میرم اصلا نگاهم نمیکنیم به هم بچشم اصلا نزدیک بچم نمیاد

بله عزیز خیلی سخته ولی با درایت طوری که کدورت پیش نیاد بچه هستند و با مهربونی بهشون بگید من هم خواهر همسرم بچشون پسرم رو میزنه دستش رو‌می گیرم با ناز و نوازش میگم بچه هستند ولی در کل پروسه ی سختیه بزرگا نباید دچار چالش بشن

حق نداره بزنه

من ۱۲ سال با جاری قهرم واسه ما به خاطر بچه نبود اون طبقه بالا بود من پایین
من گفتم از اینجا باید بریم بهش بر خورد
یه دعوایی شد ک نگو
آشتی دادن مارو ولی جز سلام و علیک نداریم
بعد سه تا جاری به جز اون دارم
اونا رو کشیدید سمت خودش
الان ۴ تا جاری دارم با هیچ کدومشون رفت و آمد ندارم

اگه زد به بچه تذکر بده بگو نزن مامانش اگه خیلی ناراحت میشه خودش باید تذکر بده تا دیگران ندن

به بچه بگو نزن چشم غره بروروش 🙄پرو منم ناراحت میشم کسی چیزی به پسرم بگه وای از اون روزی که بزنه یا خدا من خودم میزنمش تذکر هم نمیدم مگه بچه من توسری خوره بقیه من خودم از گل نازکتر بهش نمیگم

حالا برو اگه زد دیدی خودش بازم چیزی نگفت خودت ب بچه مستقیم بگو حق نداری بچه منو بزنی تو بزرگتری

سوال های مرتبط

مامان یاشار مامان یاشار هفته سیزدهم بارداری
بقول مامانم یوقتایی واقعا حس میکنم بدجنسم
مثلا چجوری میشه یه ادم از یه بچه همسن بچه خودش بدش بیاد؟ این بدجنسیه دیگه
دیروز یکی از دوستای یاشار که دختره اومد خونمون چون خونه
مادربزرگش پیش خونه ماست هر وقت میاد خلاصه سر میزنه دیروز
توپ کوچولوی یاشارو گرفت یاشار چیزای کوچولو خیلی دوست داره هر چی بهش گفت بده نداد پنجره اتاق خوابم باز بود همینجثری ک یاشار واسه توپ دنبالش میکرد توپو پرت میکنه بیرون پنجره رو میبنده بهش میگم توپ کجاست میگه جا دادم یاشار نذاشت بازی کنم گفتم خب جا دادی کجاست گفت یجاییه بهت نمیگم خلاصه خیلی لجم گرفت اصلا از این رفتارا خوشم نمیاد خیلی بلده ب عنوان یه دختر بچه اصلا ساده نیست مثلا مامانش گوشی رو براش ممنوع کرده هر وقد میاد اولین درخواستش گوشیه بهش میگم میدم ولی نوبتی بازی کنین ولی توی یکساعت همه جای گوشی رو میگرده تمام عکسا و فلان ولی ب یاشار نمیده هی میگه دارم بازی میکنم
یبارم خونه مامانم بودیم پسر عمم بیست و پنج سالشه داشت با یاشار بازی میکرد اونم گفت بیا با من بازی کن نمیدونم چی شد دستش خورد لباسش کشیده شد یا فلان هی میگفت تو دامنمو کشیدی پایین حالا همه اونجا بودیم مامانم میگفت از اون لحظه از این بچه بدم اومد
کاملا میدونم بچه باید از خودش دفاع کنه بلد باشه ولی نمیدونم شاید واقعا رفتار من درست نیست