بقول مامانم یوقتایی واقعا حس میکنم بدجنسم
مثلا چجوری میشه یه ادم از یه بچه همسن بچه خودش بدش بیاد؟ این بدجنسیه دیگه
دیروز یکی از دوستای یاشار که دختره اومد خونمون چون خونه
مادربزرگش پیش خونه ماست هر وقت میاد خلاصه سر میزنه دیروز
توپ کوچولوی یاشارو گرفت یاشار چیزای کوچولو خیلی دوست داره هر چی بهش گفت بده نداد پنجره اتاق خوابم باز بود همینجثری ک یاشار واسه توپ دنبالش میکرد توپو پرت میکنه بیرون پنجره رو میبنده بهش میگم توپ کجاست میگه جا دادم یاشار نذاشت بازی کنم گفتم خب جا دادی کجاست گفت یجاییه بهت نمیگم خلاصه خیلی لجم گرفت اصلا از این رفتارا خوشم نمیاد خیلی بلده ب عنوان یه دختر بچه اصلا ساده نیست مثلا مامانش گوشی رو براش ممنوع کرده هر وقد میاد اولین درخواستش گوشیه بهش میگم میدم ولی نوبتی بازی کنین ولی توی یکساعت همه جای گوشی رو میگرده تمام عکسا و فلان ولی ب یاشار نمیده هی میگه دارم بازی میکنم
یبارم خونه مامانم بودیم پسر عمم بیست و پنج سالشه داشت با یاشار بازی میکرد اونم گفت بیا با من بازی کن نمیدونم چی شد دستش خورد لباسش کشیده شد یا فلان هی میگفت تو دامنمو کشیدی پایین حالا همه اونجا بودیم مامانم میگفت از اون لحظه از این بچه بدم اومد
کاملا میدونم بچه باید از خودش دفاع کنه بلد باشه ولی نمیدونم شاید واقعا رفتار من درست نیست

۸ پاسخ

درک میکنم و جالب اینجاست که منم این نوع رفتارها رو بیشتر و غالبا تو دختر بچه ها دیدم
واقعا برای منم سوال شده بود چرا ؟

عزیزم ارتباطت رو قطع کن ن با مادر بچه ن خودش دیگه اصلا ارتباطی نداشته باش فق، سلام علیک اونم بیرون دیدنی

حست طبیعی منم بدم اومد با اینکه ندیدمش..
چه موزیه بچه

منم همینم عزیزم. بچه های من نسبت به بقیه خیلی ساده و مهربونن.‌بقیه خیلی وزه ن

دقیقا دختر همسایمونه و من همیشه حرصی از رفتاراش
اما مامانش دختر خوب و با ادبیه
بچه هم با ادبه اما زیاد از حد زرنگه و مثل زن رفتار میکنه و میفهمه و عمل میکنع و من حررررررصی میشم حرصیییییی

ن واقعا گاهی بعضی از بچع ها بشدت رومخن منم یکی ازهمسایه هاخونه مامانم دخترش همینجوری ی زبونیم داره هرحرفیم رک میزنه بعدمیگه مامانم گفته ازحقت دفاع کن😑😂

منم عصبی شدم ازدست این بچه بهش رونده بچه جالب نیس باشه بچه ولی چرابایدبره توعکس های گوشیت باید برای بچه حریم خصوصی تعیین کرد

چقد وزه اس🥴 خدا دور کنه همچین بچه ای رو از بچه هامون، اینا کاملا بلوغ زودرس دارن

سوال های مرتبط

مامان عروسکِ من مامان عروسکِ من ۴ سالگی
بیدارید دخترا یسوال ذهنمو مشغول کرده
ما پایین خونمون پارکه و دخترمو اکثرا میبرم پارک حالا یه دختر هست از دختر من بزرگتره و اینجور ک چن نفر میشناسنش تو بچگی تشنج میکنه و الان متوجه نمیشه و هر یکساعت قرص میخوره.. حالا این دختر بچه رو پدرش هر روز میاره پارک و هروقتم میان پدره یا میشینه رو صندلی مشغول گوشیه یا حرف زدن با دیگران.... دختر من تو پارک بازی میکنه با دوستاش این بچه هم میره بازی میکنه باهاشون بحدیکه بچه ها نمیخان با این دختربچه بازی کنن میگن اذیتمون میکنه اما من میگم اشکال نداره بازی کنین باهم.. چن بار خودم دیدم دختر منو از سرسره هل داد و بهش تذکر دادم.. دیروز دخترم داشت با دوستاش مامان بازی می‌کرد و چمن ها رو می‌کندن مثلا غذا درست میکنن این بچه درکنار بازی با اینا رفت همشو لگد زد و چمنها رو پخش زمین کرد دختر منم میخاست حمله کنه بچه رو بزنه ک اجازه ندادم و دخترم جیغ میزد.. دوباره دخترم رو سرسره بود اومد گفت مامان این دختره دماغمو زد منم ب دختره در حالیکه باباش میدید گفتم برا چی میزنی؟ نباید بچه ها رو بزنی و ب دخترم و دوستاش گفتم خب جدا بازی کنید و باهاش بازی نکنید پدره اومد ب دخترش گفت زدی؟ اون گفت نه در حالیکه دختره من اصلادروغ نمیگه و پدره گفت دخترم حالیش نمیشه و فلان و نزده. در حالیکه روزای قبل بچه های دیگه میرفتن پیش بابای دختره و شکایت میکردن👇👇
مامان پسرم مامان پسرم ۴ سالگی
مامانایی که بچه هاشون مهد میرن یه سوال دارم، پسرم یک هفته هست میره مهد، یه مشکلی که دارم دیدم وسیله هارو از دست بچه ها میکشه یا وسیله هارو بدون اجازه برمیداره(منظورم وسیله های خود مهد هست اسباب بازی مثل لگو و حلقه برای بازی بچه‌ها گذاشتن)، بعد مربی به بچم میگه که نباید بگیری و بهش پس بده، پسرم با ناراحتی پس میده ولی وقتی یکی وسیله از دست پسرم میگیره هیچی نمیگه تا جایی که پسرم به گریه میوفته، من یه وسیله پیدا کردم دادم دستش گفتم بیا فقط با این بازی کن دو دیقه بعد با گریه اومد بیرون گفت از دستم گرفتن بعد مربیش اومد بیرون میگه خودش از دست بچه ها میکشه اونا هم پس میگیرن بچت ناراحت میشه، میگم. من خودم وسیله دستش دادم الانم اونو ازش گرفتن،میگه ای وای نمیدونستم وسیله مال خودش بود، حالا نمیدونم چیکار کنم؟ بچمو ببرم اینجا کلا خیلی هم میگم وسیله از کسی نگیر و مراقب وسیله خودت باش ولی وقتی وسیله خودشو ازش میگیرن دیگه پسر منم پیش خودش میگه پس منم باید به زور بگیرم
به نظرتون درست میشه؟
مامان ❤️امیرحسام❤️ مامان ❤️امیرحسام❤️ ۴ سالگی
سلام مامانای گل امروز بقول خودمون رفتیم برا پسر بزرگم لباس بخریم هر جا که قدم برمیداشتیم امیرحسام گریه یعنینعره میکرد که اسباب بازی میخوان الان چندین باره هر سری بیرون میریم اینکارو میکنه قبلا اینطوری نبودا جدیدن یاد گرفته انقد گریه میکنه یعنی حالمو بهم میزنه گریه خوبه که نعره میکنه که اسباب بازی میخواد هر چی هم تو خونه بهش توضیح میدم مثلا میگم امیرحسام الان رفتیم بیرون اونجا اگه چیزی دیدی گریه نکنیا من اینو میخوام اونو میخوام من براش اسباب بازی هم موقعی که بیرون میریم نمیگیرم زیاد مثلا هر ماه یه دونه اونم میگم اگه پسر خوبی باشی و حرف گوش بدی فلان روز رفتیم بیرون برات میخرم اینطوری نیست که هر سری بریم بخوام براش اسباب بازی بخرم ولی نمیدونم چرا جدیدن چند سری رفتیم بیرون یعنی ابرومونو میبره مردم هم یه جور نگاه میکنن انگار کلی کتک زدم پسرمو اصلا هم توجه نمیکنه هر چی بیرون بهش میگم باهاش حرف میزنم انگار نه انگار فقط نعره هاش کوفت آدم میکنه بیرون رفتنمونو باور کنید دیگه حالم بد میشه بخوام باهاش بیرون برم خسته ام کرده نمیدونم چیکارش کنم اینکارو از سرش بیرون کنم به شوهرم میگم با این بشر دیگه من بیرون نمیرم انقد که بده ابرو ی آدمو میبره 🤦‍♀️😮‍💨😮‍💨😖😖😖😖شما میگید چیکار کنم باهاش
مامان علي محمد مامان علي محمد ۴ سالگی
امشب علیمحد رو برده بودیم بیرون و دلش فست فود میخواست رفتیم فود کورت ترک مال ی بخشی از اونجارو خانه بازی کردن برای بازی بچه ها
علیمحمد که اونجا رو‌دید بیخیال غذا شد و رفت برای بازی
ماهم درست کنار اونجا نشستیم که دید داشته باشیم
علیمحمد با ی پسر همسن خودش داشتن شن بازی میکردم که اون بچه به زور وسایل رو از علیمحمد میگرفت و علیمحمد هم عصبانی شد و ی مشت شن پاشبد رو صورت بچه🤦🏻‍♀️حالا پدر بچه به سرعت دوید تو و ی سیلی زد به علیمحمد و چون علیمحمد تا به حال نه از من و نه از پدرش همچین حرکتی ندیده هاج و واج مونده بود ما خودمونم حیرون موندیم از عکسالعمل این عاغا
بعدشم هی میگفت که وقتی بلد نیستین بچه تربیت کنین چرا این وحیشی رو میارین خونه بازی همسرم به شدت عصبی شدن ولی من نذاشتم هیچ واکنشی نشون بدن و خودم بهشون گفتم که آقا اینا بچه هستن و شما حق نداشتین که دست رو بچه من بلند کنین و بعد از اون هم بچه رو وحشی خطاب کنین به نظرم تو تربیت خود شما خیلی کوتاهی شده که به ی بچه ۳۰،۴۰سال کوچیکتر از خودتون دست بلند میکنین چون بچه اون عاغا هم اصلا چیزیش نشده بود و الکی داشت کاسه داغ‌تر از آش میشد