۱۳ پاسخ

عزیزم من به این نتیجه رسیدم به خدا بچه شانسیه
یعنی اینحا به چشم خودم دیدم مامانه جوری ازبچه راضیه انگار با به ادم بزرگ‌طرفی

دختر منم سر چیزای الکی یهووو شروع میکنه به گریه کردن در حد تشنج یعنی روانم و پاک کرده میخوایم بریم عروسی یا مهمونی میگه لباساتو عوض کن آرایش نکن دوست ندارم با حیغ و گریه بعد مجبوریم نریم نه آرایشگاه میزاره برم نه دکتر نه خودش میره نه میزاره من برم مریضم که میشه لب به دارو نمیزنه دیوونه شدم واقعا باید چیکار کرد این دارو نخوردنه خیلیییی رو مخمه
بچه های شمام اداتونو در میاره این خیلی ادا درمیاره و دهن کجی میکنه

من که با داد و جیغ بچمو حالیش میکنم اخرش میزنم😩😬😬

من قانون میزارم براش
ازخونه میگم رفتيم فلان جا میشینی کنارم برگشتنی باهم میایم دیگه دخترم قانون مدار شده

منم دیگه روانی شدم

والا بچه منم همین طوری بعضی وقتها اینقدر جیغ و گریه میکنه که خسته میشم الان دیگه کم محلی میکنم کم کم کوتاه میاد ولی بعد میره به باباش میگه ولی خوب شوهرم طرف منه دیگه خودش هم کوتاه میاد،فقط باید صبر ایوب داشته باشیم

توی این سن کلا به بچه بها نده.دو روز با پسرم حرف نزدم ارام شده بود و میومد منت کشی.بعد که باهاش حرف میزدم جیغ میزد!!!

دختر من که فقط میزنه به خدا شوهرم و بابام تا حالا دست رو من بلند نکردن این انقد میزنه 🤦🥺

سن لجبازیه سخت نگیر باید دوره ش بگذره من گاهی از کوره درمیرم میزنم

انگار دختر منو گفتی
فقط جیغ می زنه
دختر من قبل سه سالگی خیلی خانوم بود

دختر من ک مث کولیاس

دختر منم همینه
قبلا کوچیکتر بود حرف گوش کن تر بود
ولی این سن لجبازیشون هست و فرمانروایی میخوان بکنن واسه همین باید ما یکم شل کنیم سنشون بگذره
قشنگ اینقد جیغ میزنه و گریه انگاری من نامادریشم 😂 تازه کلی قبل اینکه بریم خانه بازی باهاش کار میکنم تمرین میکنیم که چجوری خارج شیم از خانه بازی اونموقع خوب جواب نیده مودبه وحرف گوش کن ولی وقتی میریم قشنگ نابودم 😅

ببین منم دخترم سه سال و نیمه هست
الان از بیرون اومده بستنی خورده کلی دور خورده با ماشین
تا اومده بهش ماکارونی دارم سیر دلش خورده نوش جونت
ولی بازم سرهرچیزی جیغ می‌کشه لج می‌کنه
انگار برای سنشونه

سوال های مرتبط