۱۰ پاسخ

وقتی میخای نامحسوس ناخن نشون بدی😅😅

وایی خدایا هرکاری میکنم‌ نمیخابه بخدا خسته شدم 😭😭

وای خدا منم از غروبی درگیر خوابشم نمی‌خوابه که نمیخوابه الانم هنوز رو پامه مردم از کمر درد بخدا لگنم درد میکنه انقد رو پاگذاشتم😔😔😔

بچه منم همینجوریه،دیگه دارم رد میدم😓😓

عزیزم شما چالوس زندگی میکنید.توی این مدت بارندگی بود؟

وااای دختر منم از وقتی ۳ ماهگیش شروع شد جیغاشم شروع شد برای خوابیدن شیر خوردن همه چی همش باهام حرف بزنید بازی کنید راه ببرید منم یه بار ما لای پتوش پیچیدمش به ده دقیقه نکشید خوابید الان ما اینکارو میکنیم میزاریمش توی پتو دور پیچش کلاهشو میکشیم روی چشماش پستونک میدیم حالت قنداق میکنیم ولی نه سفت که نتونه خودشو تکون بده سریع میخوابه

اکثرا سر دل دارن ما نمیدونیم خودشون عاقل ترن نمیخوابن تا آروغشونو نگیریم یا شیربره نکنن

تو ماشین آروم میشن پسر منم همینطوری بود .کاشتت چه خوشگله😍😍

چقدر این دوران سخته یعنی کی تموم میشه یکم استراحت کنیم هرروز میگذره سخت تر میشه دیگه توان ندارم

دختر منم همین جور

سوال های مرتبط

مامان ماهلین💖 مامان ماهلین💖 ۶ ماهگی
دخترا من تقریبا یک ماهه دخترم فقط برای باباش هی ناز میکرد یعنی هروقت میدیدش لباشو ☹️ اینطوری میکرد و باباشم کلی نازشو میکشید دخترمم وسط وسطش میخندید و میدید باباش نازشو میکشه با ناز هم براش گریه میکرد (گریه الکی و با همه گریه هاش فرق داشت) و وسط همون گریه هم با ناز کشی میخندید و فقط برای باباش اینطوری میکرد و گااهی برای من
الان اولین بار روز جمعه و دومین بار امروز از صبح تا ظهر ک خواب بود هر یکساعت پا میشد گریه میکرد هرچی بغلش میکردم باهاش صحبت میکردم نازش میکردم ساکت نمیشد پوشکشو عوض میکردم وقت شیرش بهش شیر میدادم و دیدم ساکت نمیشه بهش شربت دلدرد دارم گفتم حتما دلش درد میکنه ولی بازم اروم نمیشد بعد دقیقا تو دو روزش تا ظهر ک باباش میومد از پشت سر سلام میکرد(دخترم ندیده بودش) یهو ماهلین با صدای باباش چشاشو چهارتا میکرد با لبخند زل میزد ب من تا شوهرم میومد جلوش ک میدیدش میزد زیر خنده و ذوق میکرد و شوهرم بغلش کرد فقط میخندید و تا وقتی ک بود دیگ نه بهونه گرفت نه هیچی که حتی یک دفه شوهرم دادش بغل من رفت جای ماشین ماهلین دور و برشو نگا کرد دید باباش نیس یه طوری زد زیر گریه انگار کع یکی زدتش و تا باباش اومد و دوباره باباشو دید شروع کرد خندیدن بغل من بهونه میگرفت بغل شوهرم میخندید
یعنی از الان دیگه داره بهونه باباشو میگیره و باباییه؟😐