۶ پاسخ

الهی بگردم خواهر واقعا خستهه نباااشید عزیزدلممم❤️😘

وای من بایه دونه بچه کوچیک سرویس شدم خدابهت صبربده خیلی خیلی سخته واقعاگاهن کم میارم میخوام گریه کنم فقط زاربزنم

وای خدا چه سخت

خسته نباشی عزیزم

مال من که پسرم ۴ سالشه هم همینجوره حسودی میکننا

خداقوت بده بهت❤️

سوال های مرتبط

مامان مهرو کوچولو مامان مهرو کوچولو ۳ ماهگی
خانما طبق تجربه خودتون نظر بدین
امروز صبح دخترم بیدار شد یه کم شیر خورد بعدش خوابید من برای اینکه خوابش سنگین بشه اومدم کنار خودم خوابوندمش اما خوابش سبک تر شد هعی از خواب می‌پرید
کلا بیدار شد آوردمش تو حال بهش دوباره شیر دادم کم خورد و در حال شیر خوردن خوابید تا اومدم بذارم سر جاش بیدار شد منم دیدم نمیخوابه رفتم به کارام برسم تا حدودای ظهر دیدم بیداره و نق نق میزنه گفتم شاید گشنه اشه چون کم شیر خورده بود اومدم بهش شیر بدم گریه کرد و نخورد ولی پستونک می‌گرفت چشماش سنگین میشد تا اینکه بعد ناهار هعی اومدم بهش شیر بدم هعی جیغ میزد یه ۵ دقیقه شاید مک زد همونطوری خوابید تو بغلم منم گذاشتمش سر جاش دوباره مثل صبح هعی بیدار میشد هعی می‌خوابید این قضیه هعی تکرار شد تا جایی که میومدم بهش شیر بدم جیغ میزد ولی پستونک که می‌دادم براش شعر میخوندم آروم میشد
دیگه گفتم شاید دل‌درد داره بهش دارو دادم یه کم تابش دادم گذاشتم رو پا و خوابوندمش
الان به نظر شما لجبازیش از بی خوابی بود یا دلدرد؟ چون گریمیچر دادم اونم یه کم خواب آوره؟ من هعی با خودم میگفتم شاید میخواد با شیشه شیر بخوره ولی خب وقتایی که تو بغلم مثلا یه ربع می‌خوابید بیدار میشد سینه می‌گرفت اما دوباره گریه میکرد؟
حالا به نظر شما مشکل از کجا بود؟ گیج شدم
مامان امیرعلی وآوینا مامان امیرعلی وآوینا ۴ ماهگی
امروز خیلی خستم ،توان ندارم انگار

امیرعلی از ۴ صبح یهو تب کرد تا ۶ درگیرش بودم پاشویه کردم شیاف گذاشتم تا تبش اومد پایین
از ۷ صبح آوینا افتاد ب گریه کردن ، شیرشو دادم جاشو عوض کردم قطره دلدردشم دادم مونده بودم دیگه چیکار کنم
امیرعلی هم بچم با گلودرد بیدار شد اونم گررریه ک بیاد بغلم
نمی‌دونستم کدومو بغل کنم جفتشون باهم گریه میکردن
زنگ زدم مامانم اومد یکیشونو ساکت کرد و منم حاضرشون کردم
امیرو بردم دکتر ، زود هم برگشتم ولی رسیدم خونه آوینا شکمش میخواست کار کنه ببین نیم ساعت فیکس پاهاشو گرفتم بالا تا خانم کارشو کنه 😐
بعد ک راحت شد گرفت خوابید
همه کارای خونه مونده ، حس ندارم بلند شم
هرجور بود فقط تو حالو مرتب کردم ولی آشپزخونه و اتاق در انتظارمه 🥴
حالا میفهمم وقتی بهم میگفتن بچه شیر ب شیر خیلی سخته یعنی چی
واقعا یجاهایی کم میارم
اون موقع ها میگفتم نه بابا باهم بزرگ میشن
خدا الهی نگهدارشون باشه ولی الان میفهمم چه 💩 خوردم
بلانسبت همتون .. ☹️