۴ پاسخ

قربونت برم خودتو سرزنش نکن از کجا معلوم اقدام میکردی میشد؟توام اونموقع شرایط و افکاری داشتی عذاب وجدان نداره.منم مث توام شاید تجربم به دردت بخوره هر کار کردم خیلی به خودم فشار اوردم که استرسمو کم کنم نشد که نشد آخر سر با خودم درست و حسابی خلوت کردم حالم رو روی کاغذ نوشتم و تصمیم گرفتم احساسات و ناراحتی خودم رو بپذیرم و سعی نکنم هی بگم نه استرس نداشته باشم و اینا.وقتی خودم و شرایطم رو پذیرفتم شروع کردم به پیاده روی و قرآن خوندن و حدیث کسا خوندن روزانه.حالم خیلی بهتر شد.از ته قلب امیدوارم هر کسی بیقراره حالش خوب بشه❤

عزیزم من از شهریور پارسال اقدامم و تقریبا همه اونایی که تو گهواره باهاشون دوستم از اون موقع یا الان نزدیکای زایمانشونه یا زایمان کردن و حتی دوستای واقعیم اما انقدر خودمو عذاب نمیدم این افکار باعث میشه استرست زیاد بشه سعی کن زیر نظر دکتر باشه که اگه مشکلی بود حلش کنی بجای این افکار فکرای مثبت کن خودتو اماده کن برای بارداری علمتو بالا ببره کتابهای فرزند پروری رو بخون تا انشاالله قسمتت بشه بزودی سخت نگیر که جهان سخت میگیرد به مردمان سخت گیر

خدا بزرگه عزیزم خودتو سر زنش کنی چیزی درست نمیشه که به ندادنشم شکر کن بگو هر موقع صلاحته بده فقط سالمو صالح باشه منم اولاش مثل تو بودم با یه خانومه حرف میزدیم براش تعریف کردم که بچهدار نمیشمواینا گفت دلت میخاست با اولین اقدام باردار میشدی ولی بچت یه چیزیش میشد گفتم نه گفت پس خدا رو به خاطر حکمش شکر کن به وقتش میده توام غصه نخور به وقتش میده ببخشین طولانی شد

عزیزم جلوگیری ت چی بود اون سه سال

سوال های مرتبط