۶ پاسخ

یک هفته رفتم خونه مامانم پسرم از خواهرام فحش یاد گرفت ب خاطر همین نموندم برگشتم😐الان احمق و آشغال و عقده ایی رو‌بلده خیلی هم حرصشو‌در میاوردن عصبیش میکردن تقریبا میشه گفت فرار کردم

عزیزم مشاور دختر من گفت بهترین راه مقابله با حرف بد نزدن بچه مرز گذاری هستش!!من یه سری قانونای راحت توی خونه گذاشتم و به دخترم گفتم تو دیگه بزرگ شدی و باید قانونای خونمونو یاد بگیری و عمل کنی!مثلا قانون خونمونه سر میز همیشه غذامونو بخوریم یا قانونه که هرشب قبل خواب مسواک بزنیم و جیش کنیم ‌و صبحا بعداز بیدارشدن بلافاصله جیش بکنیم و... بعد برای این قانونا یه مدت سختگیری کردم و خودم و شوهرمم رعایت کردیم جوری که دخترم بفهمه باید رعایت بکنه!!بعداز چندروز که اینا نهادینه شد شوهرم یه حرف نه چندان بد زد گفتم باباش این حرف بدیه قانون خونمونه که حرف بد نزنیم و اخم کردم و عصبی شدم سر باباش!!بعد دخترم هروقت خواست حرف بدی بزنه با اخم گفتم عزیزم حرف بد ممنوعه قانونه!!اینجوری یاد گرفت و هر حرفی هرجایی زده بشه و من یبار بگم حرف بدیه دیگه هرجا بشنوه طرفو دعوا میکنه که حرف بدیه اینو نگو!!

اون طرف که حرف زشت میزنه رو ولش کن رو بچه خودت کار کن به این صورت که وقتی اون طرف جلو بچه شما حرف زشت زد غیر مستقیم به بچه خودت بگو ما حرف های زشت مامان نمیشنویم به این روش چند بار تکرار کنی اون طرف کم کم کارش میزاره کنار و بچه خودتم یاد میگیره هر حرفی رو تکرار نکنه

خواهر منم بد دهنه صدبار گفتم اینکارو نکن ولی مراعات نمیکنه چن وق پیش ب دخورم گف ریدی اینم یاد گرفته وقتی پی پی میکنه میگه مامان ریدم 🤦‍♀️

منم حساس بودم الان دختر من هر فشی میده اصلا نمیپونم از کجا یاد گرفت

بهش بگو عزیزم میشه جلو بچه من حرف بد نزنی به خوبی به بچه بگی انجام میده

سوال های مرتبط

مامان ماهان مامان ماهان ۲ سالگی
سلام
مامانا خوبین؟؟
مامانا همسرم خیلی ب فکر بچه دوم هست همش بهم میگه یکی دیگه میخوایم ک پسرمون تنها نباشه یکی خوب نیست و دو تا باشن عالیه دختر و پسرش فرقی نداره فقط میگه سالم باشه
وضع مالی مون اوکی هست مشکلی نداریم
اما من قبول نمیکنم میگم نه از اون اصرار و از من نه
آخه واسه پسرم ک باردار بودم بارداری سختی داشتم همش بیمارستان بستری بودم همش سرم و تقویتی و آمپول ضد تهوع میزدم هم از بارداری میترسم هم از حرف اطرافیانم ک میگن بچه دیگه نیاریا بچه فقط یکی خوبه
از یه طرفم طبقه بالا خونه مادرشوهرم زندگی میکنیم ک خیلی خوبن خودمون هم یه خونه داریم چون آپارتمانی هست همسرم میگه توی اپارتمان نمیتدنم زندگی کنم باید حیاط دار باشه انشالله داریم.پولامون رو جمع میکنیم ک بتونیم اپارتمانی ک خریدیم رو بفروشیم بتونیم خونه حیاط دار بخریم
ب همسرم میگم بزار خونه رو بخریم بعد اقدام کنیم واسه بچه دوم میگه دیگه اون موقع حوصله بچه ندارم تا الان ک حوصله دارم و کمکت میکنم بزار یکی دیگه گیرمون بیاد
واقعا نمیدونم فکر میکنم پشیمون میشم
کیا بچه دوم دارن بنظرتون خوبه یا نه ؟؟؟
پوشک#شیر خشک#آنومالی#فرزند پروری#بچه#بارداری#سونوگرافی#