من تفاوت سنی دوتا بچه هام یک سال و ده ماهه. من بارداری اولم به شدت وحشناک و سخت بود ببین از همون ماه اول فهمیدم باردارم تهوع و ویارام شروع شد هیچی نمیتونستم بخورم جز دوغ و نون پنیر تا چهار ماهگیم که خونریزی افتادم و سرکلاژ شدم و استراحت مطلق تا اخر بارداریم و تا روز قبل زایمانمم تهوع و ویار داشتم و همش به قول شما بیمارستان و درمانگاه بودم و سرم . و دومی هم نمیخواستم تا اینکه ناخواسته باردار شدم روزی که فهمیدم باردارم فقط اشک میریختم بخاطر بارداری سختی که داشتم گفتم دوباره شروع شد بیمارستان رفتن و استراحت مطلق و اینا اولش میخواستم بندازم ولی دیگه پشیمون شدم و نگه داشتم برای دومی تهوع و وبار داشتم ولی خیلی کمتر و خداروشکر برای دخترم تا ۴ ماه بیشتر نبود و بعد قطع شد و خداروشکر سرکلاژم نشدم و خدا کمکم کرد با بک بچه کوچیک بارداری راحتی داشتم . اینارو گفتم بدونی بارداری با بارداری فرق داره حتی اولی با دومی اینو دکترمم همون اول که رفتم گفتم مبترسم ای بارداریمم مثل پسرم باشه گفت اونکه هر بارداری فرق داره. و الانم خداروشکر خیلی راضیم چون با هم دارن بزرگ میشن و راحت شدم و خداروشکر حسادتم نداره پسرم به دخترم و اتفاقا خیلی هم حواسش بهش هست . اگه توانشو داری به نظر من الان پشت سر هم بیاری خیلی بهتره چون فاصله بیوفته بعد دیگه حوصلتم کم میشه
خوبه فقط موقع دعوا و سروصداشون اعصاب داشته باشی
واقعا عالیه خیلی برای هم خوبن بچه ی اول هم از تنهایی در میاد
منم خیلی به فکرشم ولی سنم بالاست 😞
به نظر من بیار حالا که پیش مادر شوهرتی تو بارداریت کمکت میکنه بچه را نگه داره وقتیم زایمان کنی باز همینطور من میگم کاش زودتر میوردم چون تمام اساس خونه را با بچه اون موقع جمع کردم بیشتر وسایلما خراب کرد شکوند جایی میخواستم بردم اگه تابستون بود شوهرم میگفت بچه گرمش میشه از زمستون بود میگفت سردش میشه یه جایی میخواستم برم میگفت بچه را کی میخوا نگه داره اونا سپری کردم حالا دوباره به بچه کوچیک حرفای شوهر کاش میوردم با هم بزرگ میشدن
من صبر کردم دخترمو از پوشک بگیرم یکم مستقل بشه بعد دومی رو بیارم چون خیلی وابستس به خودم میترسم ضربه بخوره
اگه خانواده شوهرت هم کمکت میکنن خودت هم حالت اوکی بیار
٢تادختردارم تفاوت سنی۴سال پدرررمودراوردددن
من به همسرم گفتم تا خونه رو سه خواب نکنیم حرف بچه نزن
بیار اگه اعصاب و کمکی داری از لحاظ مالی هم ک میگی شرایطشو داری
بچه دوم خیلی خوبه من پسرم بااونکه اختلاف سنیشون زیاده بازی میکنن باهم خیلی خوشحال میشم خداروشکر میکنم
خوش،ب حالت شوهرت اصرار تو انکار ، من برعکسم ، با این ک بارداری و زایمان افتصاحی داشتم
اتفاقا منم یکم پیش راجب همین تاپیک گذاشتم
خیلی دو دلم ک بیارم یا ن
وضع مالیت خوبه و همسرت راضی اگه روحیتم خوبه بزار داشته باشی یکیم اگه شوهرت تو بچه داری بهت کمک میکنه به حرفش گوش کن برای بارداری هم که میگی بارداری سختی داشتی تحت نظر یه متخصص باش تا اخرین روز و سعی کن قرصهای خارجی بخوری که عالی میشه
شرایط روحی خودت خیلی مهمه بنظرم حداقل یکسال دیگه صبر کن بدنت حالت روبه راه بشه بعد بع فکرش باش
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.