سلام
مامانا خوبین؟؟
مامانا همسرم خیلی ب فکر بچه دوم هست همش بهم میگه یکی دیگه میخوایم ک پسرمون تنها نباشه یکی خوب نیست و دو تا باشن عالیه دختر و پسرش فرقی نداره فقط میگه سالم باشه
وضع مالی مون اوکی هست مشکلی نداریم
اما من قبول نمیکنم میگم نه از اون اصرار و از من نه
آخه واسه پسرم ک باردار بودم بارداری سختی داشتم همش بیمارستان بستری بودم همش سرم و تقویتی و آمپول ضد تهوع میزدم هم از بارداری میترسم هم از حرف اطرافیانم ک میگن بچه دیگه نیاریا بچه فقط یکی خوبه
از یه طرفم طبقه بالا خونه مادرشوهرم زندگی میکنیم ک خیلی خوبن خودمون هم یه خونه داریم چون آپارتمانی هست همسرم میگه توی اپارتمان نمیتدنم زندگی کنم باید حیاط دار باشه انشالله داریم.پولامون رو جمع میکنیم ک بتونیم اپارتمانی ک خریدیم رو بفروشیم بتونیم خونه حیاط دار بخریم
ب همسرم میگم بزار خونه رو بخریم بعد اقدام کنیم واسه بچه دوم میگه دیگه اون موقع حوصله بچه ندارم تا الان ک حوصله دارم و کمکت میکنم بزار یکی دیگه گیرمون بیاد
واقعا نمیدونم فکر میکنم پشیمون میشم
کیا بچه دوم دارن بنظرتون خوبه یا نه ؟؟؟
پوشک#شیر خشک#آنومالی#فرزند پروری#بچه#بارداری#سونوگرافی#

۱۵ پاسخ

من تفاوت سنی دوتا بچه هام یک سال و ده ماهه. من بارداری اولم به شدت وحشناک و سخت بود ببین از همون ماه اول فهمیدم باردارم تهوع و ویارام شروع شد هیچی نمیتونستم بخورم جز دوغ و نون پنیر تا چهار ماهگیم که خونریزی افتادم و سرکلاژ شدم و استراحت مطلق تا اخر بارداریم و تا روز قبل زایمانمم تهوع و ویار داشتم و همش به قول شما بیمارستان و درمانگاه بودم و سرم . و دومی هم نمیخواستم تا اینکه ناخواسته باردار شدم روزی که فهمیدم باردارم فقط اشک میریختم بخاطر بارداری سختی که داشتم گفتم دوباره شروع شد بیمارستان رفتن و استراحت مطلق و اینا اولش میخواستم بندازم ولی دیگه پشیمون شدم و نگه داشتم برای دومی تهوع و وبار داشتم ولی خیلی کمتر و خداروشکر برای دخترم تا ۴ ماه بیشتر نبود و بعد قطع شد و خداروشکر سرکلاژم نشدم و خدا کمکم کرد با بک بچه کوچیک بارداری راحتی داشتم . اینارو گفتم بدونی بارداری با بارداری فرق داره حتی اولی با دومی اینو دکترمم همون اول که رفتم گفتم مبترسم ای بارداریمم مثل پسرم باشه گفت اونکه هر بارداری فرق داره. و الانم خداروشکر خیلی راضیم چون با هم دارن بزرگ میشن و راحت شدم و خداروشکر حسادتم نداره پسرم به دخترم و اتفاقا خیلی هم حواسش بهش هست . اگه توانشو داری به نظر من الان پشت سر هم بیاری خیلی بهتره چون فاصله بیوفته بعد دیگه حوصلتم کم میشه

خوبه فقط موقع دعوا و سروصداشون اعصاب داشته باشی

واقعا عالیه خیلی برای هم خوبن بچه ی اول هم از تنهایی در میاد

منم خیلی به فکرشم ولی سنم بالاست 😞

به نظر من بیار حالا که پیش مادر شوهرتی تو بارداریت کمکت میکنه بچه را نگه داره وقتیم زایمان کنی باز همینطور من میگم کاش زودتر میوردم چون تمام اساس خونه را با بچه اون موقع جمع کردم بیشتر وسایلما خراب کرد شکوند جایی میخواستم بردم اگه تابستون بود شوهرم میگفت بچه گرمش میشه از زمستون بود میگفت سردش میشه یه جایی میخواستم برم میگفت بچه را کی میخوا نگه داره اونا سپری کردم حالا دوباره به بچه کوچیک حرفای شوهر کاش میوردم با هم بزرگ میشدن

من صبر کردم دخترمو از پوشک بگیرم یکم مستقل بشه بعد دومی رو بیارم چون خیلی وابستس به خودم میترسم ضربه بخوره

اگه خانواده شوهرت هم کمکت میکنن خودت هم حالت اوکی بیار

٢تادختردارم تفاوت سنی۴سال پدرررمودراوردددن

من به همسرم گفتم تا خونه رو سه خواب نکنیم حرف بچه نزن

بیار اگه اعصاب و کمکی داری از لحاظ مالی هم ک میگی شرایطشو داری

بچه دوم خیلی خوبه من پسرم بااونکه اختلاف سنیشون زیاده بازی میکنن باهم خیلی خوشحال میشم خداروشکر میکنم

خوش،ب حالت شوهرت اصرار تو انکار ، من برعکسم ، با این ک بارداری و زایمان افتصاحی داشتم

اتفاقا منم یکم پیش راجب همین تاپیک گذاشتم
خیلی دو دلم ک بیارم یا ن

وضع مالیت خوبه و همسرت راضی اگه روحیتم خوبه بزار داشته باشی یکیم اگه شوهرت تو بچه داری بهت کمک میکنه به حرفش گوش کن برای بارداری هم که میگی بارداری سختی داشتی تحت نظر یه متخصص باش تا اخرین روز و سعی کن قرصهای خارجی بخوری که عالی میشه

شرایط روحی خودت خیلی مهمه بنظرم حداقل یکسال دیگه صبر کن بدنت حالت روبه راه بشه بعد بع فکرش باش

سوال های مرتبط

مامان ماهان مامان ماهان ۲ سالگی
سلام مامانا چطورین خوبین؟خوش میگذره با کوچولوهاتون؟بخدا از لحظه ب لحظه کنار هم بودن لذت ببرید؟؟
مامانا من و همسرم پسرمو اصلا ب سوپری خرید کردن عادت ندادیم اگه یه موقع هم با خودمون بیاد خرید تا بهش اجازه ندیم حق خرید رو نداره...و اینکه
یه روش پس انداز کردن ب پسرجانم یاد دادم از اوایلی ک ب دنیا اومده بود من سه تا قلک خریدم و اسم خودم و پدر خونه و گل پسرم رو روی هر قلک نوشتم از پدر خونه هم خواهش کردم ک هر ماه اول برج بهمون پول بده ک ما پول رو بریزیم توی قلک و اینجوری هم ب پسرم بفهمونم ک فقط اول هر ماه پول تو جیبی داره
این روش هر ماه تکرار شد تا الان ک پسرم هر موقع بهش پول میدیم سریع خودش میندازه توی قلک بدون اینکه ما بهش بگیم
قلک مامان و باباش رو هم میشناسه میدونه کدوم واسه مامان هست کدوم واسه خودشه و کدوم واسه باباشه
از این روش پس انداز ک پسرم یاد گرفت خیلی خوشحالم
خدایا شکرت بابت زیبایی های زندگی
پوشک#شیرخشک#سونوگرافی#فرزندآوری#بچه#بارداری#آزمایش#
مامان حسین مامان حسین ۳ سالگی
سلام ،اگه شما جای من بودید چیکار میکردید ،من امسال پاییز میشم ۳۳سالم خداروشکر یه خونه ۸۰ متری داریم همسرم هم کارمنده ،همسر خوبی دارم همیشه تو خونه تو هر مرحله بچه داری بهم کمک کرده الان دو ماهه مدام میگه اصدام کنیم واسه بچه دوم من چون بارداری اول سختی زیادی کشیدم ۴ ماه بالا اوردم در حد بستری شدن تو بیمارستان حتی خون بالا میوردم،لکه بینی هماتوم داشتم استراحت مطلق شدم ۴ ماه اول خونه مامانم موندم پدر و مادرم وهمسرم خییلی بهم رسیدن ماه ۷هم به خونریزی افتادم گفتن احتمال زایمان زودرس داری از ماه ۸هم به شدت باد کردم شدم ۱۰۵ کیلو خلاصه همه اینا گذشت ،اینم بگم خدایی خیلی به مامانم اذیت کردم ،از خانوادم دورم بیشتر میرفتم خونه مامانم میموندم همسرم تنها خیلی اذیت شد،الان که اسم بچه دوم میاد نگران میشم دوباره اون روزا تکرار بشه با وجود بچه دوساله خیلی سختر میشه همسرم میگه نگران نباش من کنارتم ولی میدونم باز میخواد کنو ببره خونه مامانم ،خدایی مامانم گناه داره توان نداره به منو بچه ام برسه دوست ندارم اذیتشون کنم ،همسرم میگه سنمون میره بالا الان وقتشه من نمیدونم چیکار کنم همسرم هروز ۶صبح میره سرکار ساعت ۲ خونه است ولی من موندم چیکار کنم همسرم امروز گفت بریم مشاوره الان من تو دوراهی موندم😖