۱۳ پاسخ

تا خونم تکمیل نشه تا ماشین نخریم ب هیچ وج ب هیچ وجججج بچه نمیارم بچه اوردن ب بزرگ کردن نیس ک باید ایندشو تضمین کنی هیچ موقعم بچه روزیشو با خودش نیورده اگ میاورد این همه بچه از گرسنگی کار نمیکردن اینک میگی بعد دیر بشه الان خوبه اینارو بزار کنار اگ از لحاظ مالی جانی جسمانی اوکی یدونه بیار چ خوب بچتم از تنهایی در میاد بعضیا پول نون ندارن خدا سر شاهد دیدم ک میگم ۳ تا ۳ تا میارن

من ب شخصه تا پسرم ۵ سالش نشده ب بعدی فکرم نمیکنم چون هنوز نیاز ب ارامش دارم.
توام بسته ب خودت فکر کن و اقدام کن هروقت اماده بودی بیار

ببین اگه از لحاظ مالی و اعصاب اوکی هستی پسرت ک از پوشک گرفته شد همون سه سالگی اقدام کن
من پسرم ۳ سالش بود اقدام کردم هم اون مستقل شده بود هم اینکه میگفتم قبل اینکه کلاس اول بشه بچه بیارم که از اب و گل دربیاد بتونم به پسرم برسم برا درس و همینم شد خداروشکر چون کلاس اول خیلی رسیدگی میخواد با داشتن نوزاد هم خودت از پا درمیای هم بچه گناه داره
حالا این نظر من بود
الان بچه هام ۲ سالو نیم هستن و پسر بزرگم ۷ ساله

بچه زیاد خیلی خوبه اما باید جیب پر پول و کمکی و بدن سالم و اعصاب اروم باشه، اینا باشه آدم هرچقدر بچه زیاد داشته باشه بهتره،

من واقعا همسرم و خانواده همسرم بهم کمک میکنن اصلا نفهمیدم پسرم چجوری بزرگ شد الانم ۸ ماه باردارم یه دونه دختر دارم دیگه تماااااام همونی از خدا میخواستم یه دختر و یه پسر

حالا برعکس شوهر من میگه همینم زود آوردیم تا این نره مدرسه بچا ی بعدی در کار نیست

با اینکه خودم خیلی اهل مشاوره رفتنم ولی بنظرم مشاور هیچ وقت نمیتونه راجع به اینکه تو چه زمانی بچه بیاری نظر درستی بده
بعضی مشاورا هم ناپخته و نسنجیده حرف می‌زنن من خودم تجربه‌شو داشتم
بنظرم توی این زمینه باید فقط شرایط خودت و همسرت رو در نظر بگیری و اینکه آیا واقعا بچه بعدی رو میخوای و میتونی با همه سختیاش مسئولیتش رو گردن بگیری؟ بالاخره تعارف نداریم بچه دوم و سوم که بیاد یختیای خودشو داره و باید با پیشفرض اینکه می‌دونم احتمالا مسئولیتام بیشتر از قبل میشه دومی رو بیاری
خلاصه بنظرم همش به خودت و توانت بستگی داره
اگه همسرت همراهه حتما بیار بخاطر روح و روان و آینده خودتو بچت

وقتی شوهرت میگه بیارو خودم کمکتم میدونی که کمک میکنه تو بچه داری بنظرم بیار

والله به شخصه دیگه یه بچه رو تو این مملکت با این وضعیت نمیارم بیچاره بشه

خب درست گفته،همسرت غیرمنطقیه حرفش و باعث میشه بچه بزرگترت آسیب ببینه این وسط،واجب نیست که پشت سر هم باشن

بنظر من خود شما دوتا بهتر میتونین تصمیم بگیرین
اگه همسرت کمکت میده و نصف مسئولیتای بچارو ب عهده میگیره حتمن بیار دومی
من خودم همسرم هیچ کمکی نمیده بهم بچمم اذیتم میکنه پس نمتونم ب بچه دوم فکر کنم
تا سختیای بچه اول تموم نشه نمیشه رف سراغ دومی

من خودم نمیارم چون نه کمک درست و حسابی دارم ونه از پس هزینه های یکی دیگه برمیام بچه به خواست خودش دنیا نیومده منه مادر وظیفمه درحقش کوتاهی نکنم

ببین از دید من کمک داشتن و پول بچه داریو خیلی راحت میکنه اگر اینارو داری بیار

سوال های مرتبط

مامان ماهان مامان ماهان ۲ سالگی
سلام
مامانا خوبین؟؟
مامانا همسرم خیلی ب فکر بچه دوم هست همش بهم میگه یکی دیگه میخوایم ک پسرمون تنها نباشه یکی خوب نیست و دو تا باشن عالیه دختر و پسرش فرقی نداره فقط میگه سالم باشه
وضع مالی مون اوکی هست مشکلی نداریم
اما من قبول نمیکنم میگم نه از اون اصرار و از من نه
آخه واسه پسرم ک باردار بودم بارداری سختی داشتم همش بیمارستان بستری بودم همش سرم و تقویتی و آمپول ضد تهوع میزدم هم از بارداری میترسم هم از حرف اطرافیانم ک میگن بچه دیگه نیاریا بچه فقط یکی خوبه
از یه طرفم طبقه بالا خونه مادرشوهرم زندگی میکنیم ک خیلی خوبن خودمون هم یه خونه داریم چون آپارتمانی هست همسرم میگه توی اپارتمان نمیتدنم زندگی کنم باید حیاط دار باشه انشالله داریم.پولامون رو جمع میکنیم ک بتونیم اپارتمانی ک خریدیم رو بفروشیم بتونیم خونه حیاط دار بخریم
ب همسرم میگم بزار خونه رو بخریم بعد اقدام کنیم واسه بچه دوم میگه دیگه اون موقع حوصله بچه ندارم تا الان ک حوصله دارم و کمکت میکنم بزار یکی دیگه گیرمون بیاد
واقعا نمیدونم فکر میکنم پشیمون میشم
کیا بچه دوم دارن بنظرتون خوبه یا نه ؟؟؟
پوشک#شیر خشک#آنومالی#فرزند پروری#بچه#بارداری#سونوگرافی#
مامان حسین مامان حسین ۳ سالگی
سلام ،اگه شما جای من بودید چیکار میکردید ،من امسال پاییز میشم ۳۳سالم خداروشکر یه خونه ۸۰ متری داریم همسرم هم کارمنده ،همسر خوبی دارم همیشه تو خونه تو هر مرحله بچه داری بهم کمک کرده الان دو ماهه مدام میگه اصدام کنیم واسه بچه دوم من چون بارداری اول سختی زیادی کشیدم ۴ ماه بالا اوردم در حد بستری شدن تو بیمارستان حتی خون بالا میوردم،لکه بینی هماتوم داشتم استراحت مطلق شدم ۴ ماه اول خونه مامانم موندم پدر و مادرم وهمسرم خییلی بهم رسیدن ماه ۷هم به خونریزی افتادم گفتن احتمال زایمان زودرس داری از ماه ۸هم به شدت باد کردم شدم ۱۰۵ کیلو خلاصه همه اینا گذشت ،اینم بگم خدایی خیلی به مامانم اذیت کردم ،از خانوادم دورم بیشتر میرفتم خونه مامانم میموندم همسرم تنها خیلی اذیت شد،الان که اسم بچه دوم میاد نگران میشم دوباره اون روزا تکرار بشه با وجود بچه دوساله خیلی سختر میشه همسرم میگه نگران نباش من کنارتم ولی میدونم باز میخواد کنو ببره خونه مامانم ،خدایی مامانم گناه داره توان نداره به منو بچه ام برسه دوست ندارم اذیتشون کنم ،همسرم میگه سنمون میره بالا الان وقتشه من نمیدونم چیکار کنم همسرم هروز ۶صبح میره سرکار ساعت ۲ خونه است ولی من موندم چیکار کنم همسرم امروز گفت بریم مشاوره الان من تو دوراهی موندم😖