۷ پاسخ

میشید مثل روزای اول زندگی:)
نکته دیگه اینکه نزارید حسرت رسیدن به روزای اول رابطه باعث بشه از پدرو مادر شدنتون لذت نبرید .
و سعی کنید اگه چالشی تو رابطه تون پیش اومد درباره اش حتما باهم‌حرف بزنید و نزارید انباشته بشه رو هم و با مهربونی و تعامل و حلش کنید .
موفق باشید 🌹

منم احساس میکردم بین مون سرد شده بود ،قبلنا خیلی ناز و دلبر ی میکردم همسرمم خیلی نازمو میخرید
اما بعد بچه تایم بعد سزارین و خونریزی و شب بیداری بچه و شیردهی باعث میشه ادم وقت نزاره .
همسر مم رو اینکه شب زود بخوابه حساس بود .
تو طول روز هم احساس میکردم از همسر من که همه حواسش به من بود تبدیل شد به پدر خانواده .
توی شیردهی که ادم ممکنه بی میل بشه به رابطه
بعد از تولد فرزند هم سطح تستوسترون توی مردها میاد پایین طبق تحقیقات و به خاطر همین احساس پدرانه در اونها تقویت میشه .
ما که هم رابطه هم معاشقه به مشکل برخورده بود
حتی تو طول روز هم قربون صدقه و اینا هم نبود ...
خیلی دلم گرفته بود انگار هیچی تاثیر نمیذاشت روی انرژی زنانه ام ‌.
یه خورده موشکافی کردم دیدم این حرف زدنه خیلی موثره .اخه از قدیم گفتن زن ها از گوششون مرد ها از چشمشون تحریک میشن .
من تا میومدم دو کلام حرف بزنم و معاشقه ای باشه همسرم میگفت الان وقتش نیست بزار یه موقع دیگه و این جمله خشک و بی روح خیلی انرژی زنانه منو حبس میکرد ‌.
یه روز تصمیم گرفتم باهم حرف بزنیم و نقطه ضعف هارو باهم در میکن بزاریم و راهکار بدم .
گفتم ببین اگه این حرفت انرژی زنانه منو حبس میکنه ،منو میبره درون خودم،دلبریم انگار خشک میشه ،تو طول روز انرژی ندارم ، حتی رابطه رو هم برام شیرین نمیکنه.
بعد راهکار بهش دادم که
مثلا بگو عزیزم.... بزار یوقت دیگه
بگو عزیزم قربونت برم... بزار یوقت دیگه
بگو عزیزم قربونت برم گلم... بزار یوقت دیگه
همینطور هی بیشترش کن .
خیلی به ادم انرژی میده .انگار طراوات و تازگی میده به روح ادم .
بعد یه مدت که انرژی زنانه ات بیدار شد
بقیه چیزارو با خودش میاره.

بچه بهانست بنظرم. من دوتا دارم4سالع و1ساله و باردارمم. اما بچه باعث فاصله نشده.. باهم میخابونیمشون فوقش.. و..

بچه هارو بعدازظهر نذار بخابن خسته کن شب زود بخابونشون
پسر من اگه بعدازظهر بخابه شب اصلا خوابش نمیبره تا ساعت ۳ شب بیدار میمونه منو همسرم هردوتامون کلافه میشیم
واسه همون بعدازظهر اصلا نمیذارم بخابه شب ۱۰ اینا میخابونمش

حالا من از وقتی پسرم دنیا اومده از نظر رابطه ی زناشویی خیلی مشکلی نداریم؛ ولی از نظر روابط عاطفی خیلی همسرم کم میذاره؛ خودمم چیزی بگم یا کاری بکنم از نظر عاطفی خیلی سرد برخورد میکنه؛ کلا براش این قضیه مهم نیست و فقط همون چندشب یبار شبا براش مهمه

ولی من خیلی اون روابط عاطفی مهمه؛ بهشم میگم ولی اصلا انگار نه انگار

تایم کاریش یکم زیاده
همسر من ۸تا۵ بود(الان کمتر شده تایمش)
وقتی برمیگشت ی ساعت میخابید
دوش میگرفت و اینا
بعدش دیگ با پسرم بود من به کارای شخصیم میرسیدم
بعد میرفتیم بیرون با کالسکه میگشتیم
پنجشنبه ها وقتی میرفتیم خونه مامانم یا مامانش درحد دوساعتی عصر خودمون میرفتیم دور میزدیم😑خیلی سخت بود واقعا حالا یدونه بچه…
معمولا شبا یا صبح اول وقت رابطه داشتیم
یا ظهر ک میخابه پسرم

سعی کن بچه هاتو طول روز خسته کنی که وقتی همسرت اومد مثلا نه یا ده بچه ها دیگه خواب باشن وقتی هم هست دنبال ظرف شستن جارو جم و جور کردن نرو سعی کن فیلم ببینید شام دور هم بخورید
آخه همسرت هم تایمش کلا سرکارع از اونور هم باید زود بیدار شه هم زود بخوابه
همسر منم پنج می‌ره قبلا نه خونه بود الان خداروشکر شیش خونس

سوال های مرتبط

مامان ماهان مامان ماهان ۲ سالگی
سلام
مامانا خوبین؟؟
مامانا همسرم خیلی ب فکر بچه دوم هست همش بهم میگه یکی دیگه میخوایم ک پسرمون تنها نباشه یکی خوب نیست و دو تا باشن عالیه دختر و پسرش فرقی نداره فقط میگه سالم باشه
وضع مالی مون اوکی هست مشکلی نداریم
اما من قبول نمیکنم میگم نه از اون اصرار و از من نه
آخه واسه پسرم ک باردار بودم بارداری سختی داشتم همش بیمارستان بستری بودم همش سرم و تقویتی و آمپول ضد تهوع میزدم هم از بارداری میترسم هم از حرف اطرافیانم ک میگن بچه دیگه نیاریا بچه فقط یکی خوبه
از یه طرفم طبقه بالا خونه مادرشوهرم زندگی میکنیم ک خیلی خوبن خودمون هم یه خونه داریم چون آپارتمانی هست همسرم میگه توی اپارتمان نمیتدنم زندگی کنم باید حیاط دار باشه انشالله داریم.پولامون رو جمع میکنیم ک بتونیم اپارتمانی ک خریدیم رو بفروشیم بتونیم خونه حیاط دار بخریم
ب همسرم میگم بزار خونه رو بخریم بعد اقدام کنیم واسه بچه دوم میگه دیگه اون موقع حوصله بچه ندارم تا الان ک حوصله دارم و کمکت میکنم بزار یکی دیگه گیرمون بیاد
واقعا نمیدونم فکر میکنم پشیمون میشم
کیا بچه دوم دارن بنظرتون خوبه یا نه ؟؟؟
پوشک#شیر خشک#آنومالی#فرزند پروری#بچه#بارداری#سونوگرافی#