منم لایک کن ببینم
پسر منم همینطور هست
وایی پسر منم کپی پسر شماس ببخشیدا این حرفو میزنم نمیزاره حتی برم سرویس میخوابونمش آخر بعد میرم نمدونم بخدا چیکار کنم 😭
دالی موشه بازی کن
از ده ثانیه شروع کن قایم شدن تا کم کم تو یکماه برسون به ده دقیقه
اول اینکه بهش فشار نیار و با زور ازش جدا نشو.
دوم اصلا الان وقت تنها گذاشتن با غریبه و جای جدید نیست، اضطراب بیشتر میشه.
عزیزم دختر منم دقیقا مثه پسر شماست..رابطه ش با باباش خوبه قبلا پیشش چند دقیقه تنها میموند الان نمیمونه.
با مشاور صحبت کردم، چند تا راهکار داد
گفت از یه ربع ۲۰ دقیقه شروع کن و وقتی میذاری پیش باباش، خودت هم باشی ولی به کارای خودت برسی و هیچ توجه و مراقبتی ازش نداشته باشی، همش با باباش باشه....توی اون تایم باباش باید غذاشو بده اگه نیاز بود دستشو بشوره بعد کم کم لباس و پوشکش رو عوض کنه، چون بچه همه ی کاراش وابسته به مامانه، بخاطر همین بهش می چسپه، میگه اگه مامان بره همه ی کارهای من میمونه.
بعد در حد ۵ دقیقه باباش پسرت رو ببره پارکینگ و برگرده، شما بگو من میمونم خونه تو با بابا برو برگرد. در واقع اون با میل خودش رفته بدون گریه
اشکالی نداره پسرمنم دقیقا همینجوریه نمیتونم به کارام برسم یکم بزرگ بشه درست میشه
وای دقیقا پسرمنم همینه خواهر
باز عزیزم پسرای من وقتی کوچیکن وقتی باباشون باشن به من کاری ندارن ولی اون باشه میخوان با اون باشن البته من خودمم هم زیاد بچه رو فقط زیاد مجلساو روضه ها با خودم ندارم هر سه تاشون رو از وقتی غذا خور میشن مثل یکسال به بعد با شوهرم میفرستم که هم اونا از همون اول فقط به خودم عادت نکنن هم شوهرم بدعادت نشه و همکاری و متوجه بشن
پسر منم دقیقا همینطوریه
دختر منم همینه یعنی یه سرویس نمیتونم برم تا برم بیام هلاک میشه
اصلا تو خانه بازی تنهاش نذار. چارهای نیست جز اینکه باهاش بسازی
دختر من که واسه عمه اش اینطوریه نسبت به من اصلا اضطراب جدایی نداره☹️
دختر منم همینه والا
هیچی هرچقدر سعی کنی دور کنی بدتر میشه دختر بزرگ من تا دوسالگی اینجوری بود ولی اوج وابستگیش ازشش ماهگی تا یک سال ونیم بود رفته رفته خوب شد مثلا تادوسال بهترشد ولی کاملش تا سه سال بود یعنی جوری وابسته بود نمیزاشت برم سرویس کبود میشد غریبه اصلا ارتباط برقرار نمیکرد تا یک سال ونیم فقط بݝل خودم الان خداروشکر روابط اجتماعی قوی خیلی خونگرم ومستقل وخوب همه تعجب میکنن همون بچه باشه دیگه وابسته بود چاره نبود شدت وابستگیش زمانی بود که شیرم میخورد دوسالگی ازشیر گرفتم بهترشد
منم اینجوریه خیلی بخودم وابستس البته من چون همیشه پیششم وهمسرم همیشه نیست واسه همونه
ولی من خونه مادرشوهرم میبرمش پیش عموهاش زیاد باهاشون جور نیست بغلشون نمیرع ولی داره با عمو کوچیکش راحت میشه باید ببری بیرون پیش اقوام اینجوری اجتماعی میشن البته نمیدونم این چیزایی ک گفتم چقدر درسته ولی خب تنها کاریه ک ازدستمون فعلا برمیاد
عزیزم اضطراب جدایی هست
در موردش بخون وقتی اطلاعاتت بره بالا راجبش شاید خودت دیگه ازش جدا نشی چون خیلی تو روحش و ذهنش و آینده اش اثر داره
هنوز کوچیکه برا خانه بازی منم دخترم اینطوره حتی نمیزاره دراز بکشم میگه باید بشینی نمیزاره برم دستشویی خیلی گریه میکنه شبا ساعت ۲ یا ۳ وقتی میخوابه میریم حموم
سلام عشقم خوبی؟احتمالا خونتون چون کم جمعیت بیشتر خودت رو میبینه و همسرت رو ، بیشتر وقت رو باهات می گذرونه طبیعیه ، سعی کن بیشتر بری خونه اینو اون ، خونه ی خونواده همسرت یا خودت
عزيز ٢/٥ تا ٣ سالگى زمانيه كه مادر از كودك ميتونه كم كم تايم هايى جدا بشه،ميدونم سخته ولى فعلا مدارا كن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.