كاش هيچوقت ب اين درجه از بزرك شدن نميرسيدم 🍂
كاش همون دختر ٣/۴ ساله بودم ك هروقت از هرچیزی ناراحت ميشدم سريع ميرفتم تو بغل مامان بابام گريه ميكردم اوناهم منو با نوازششون و بوساشون اروم ميكردن❤️‍🩹🥺
و در آخر يادم ميرفت ك براچی ناراحت بودم..🫧
هرچی بزرك تر ميشيم دردامونم با خودمون بزرك ميشه و اروم كردن خودمون همونقد سخت تر
دیگ نميتونم برم تو بغل مامان بابام كريه كنم ولى شديدن دلم دوران كودكيمو میخاد😅❤️‍🩹
خوشحالم از اینکه قوی تر شدم من الان با منه پنج سال پيش خيلى فرق كرده هم از اين موضوع ناراحتم همم خوشحالم🙂
ناراحتم براى اينكه ديگ مث چن سال پيش برای هرچیزی ذوق ندارم خوشحالم براي اينكه چیزی ك چند سال پيش اتفاق ميفتاد ميشستم كلى گریه ميكردم الان برام بى اهميت شده و منو قوى تر كرده 🕊️♥️🙂انقدى قوى شدم ك ظاهرمو حفظ ميكنم هميشه هيچکس نميفهمه تو دلم چی میگذره😅🥲
هميشه ب كارام رفتارام حرفام فك ميكنم بعدش ب اين نتيجه ميرسم ك چقد ساده از همه چیز گذشتم و خودمو سرزنش ميكنم ولى تو اين مورد از خودم خوشحالم 🕊️🙂
تاحالا انقد دلم پر نبوده از زندكَى و غيره…
دلم ميخاد برم بايكي حرف بزنم اونم باهام حرف بزنه خودمو خالى كنم كلی گریه کنم و با حال سبک برگردم ب زندگیم برسم 🌝
ی سر باید برم حرم باباجان آقای مهربونی ها😭🥺🥺🥺
قبل بارداریم گریه میکردم سبک میشدم ولی الان ب بچم فک میکنم
هم دلم پره همم نمیتونم خودمو خالی کنم💔🥲میترسم برا اون اتفاقی بیفته 🥺♥️
والا اینارم تاحالا ب کسی نگفتم ولی امشب نیاز داشتم اینجا بگم تا یکم اروم شم🫂
کاشکی خدا در رحمتشو برامون باز کنه دوباره بارون بیاد حال همه خوب و خوب‌ترشه ♥️♥️
تا دوباره بریم بیرون زیر بارون ریهامون پاکسازی شه
حتا عکسش هم حال خوب کنه🌧️🌧️🫧♥️

تصویر
۹ پاسخ

کلمه به کلمه‌ش رو انگار خودم نوشتم،مگه میشه همه تصوراتمون از بزرگسالی بهم بریزه و هیچکدوم شبیه اونی نباشه که تو بچگیامون بهش فکر میکردیم...زندگی واقعا عجیبه

خدایا من هیچ وقت نمیخام ناشکری کنم
بنده ای نبودم ک ناشکر باشم
ولی بعضی موقها دلم پره از ادما و رفتاراشون ناراحتم
اینارو ناشکری حساب نکن 😭♥️

منم خیلی وقتا همچین حسی دارم دلم برای بچه گیام تنگ میشه
برای اینکه بابا و مامانمو بغل کنم تنگ میشه 😩😭
کاش این مطلب و نخونده بودم ☹️
دلم دوباره گرفت برای همه ی این چیزایی که نوشتی بودی چون همش درست بود 🥺
خیلی زود بزرگ شدیم و دیدیم که اینجا هم خبری نیست😞

سلام عزیزم ازت خواهش میکنم رفتی حرم منم دعاکن 😔

کاش خدا یه نگاهی بندازه بهم😭😭😭دارم از بیکسی از غم و غصه زیاد نابود میشم خدایا چرا این سرنوشت لعنتی یه. روزشم آرامش نداره چرا اینقدر درد و غم تو دلمه چرا اینقدر تنهام مگه چه گناهی کردم که تقاصش یه عمر تنهایی و بیکسی و غریبی و درده
خدایا میشه امشب به آرزوم برسم میشه آروم بگیره جسم و روحم میخوام بیام پیشت یبارم شده دلم و روحم و آروم کن 😭😭😭به بزرگیت قسم دیگه تحمل ندارم چیکار کنم تموم کنی این نفس نصفه نیمه رو خدایاااااااا💔😭

منم همچین حسی دارم واقعا خیلی تصوراتمون فرق کرده با کودکی خیلی دغدغه فکری هامون فرق داشت اینقدر شلوغ نبودیم حس و حالش کلا یه چیز دیگه بود🥲🫠

چقدر خوبه امام رضا رو داری میتونی بری حرم دلت میگیره
منم بچه مشهدم اما الان با همسرم شاهرود زندگی میکنم
قبلا هرچی میشد میرفتم حرم یکم اروم میشدم اما اینجا انگار هیچ جارو ندارم برم

عزیزم درکت میکنم

آدم یوقتایی غرق از روزمرگی میشه یادش میره

اما گاهی به خودت میای میبینی چقدر زود بزرگ شدی و دلت میخواد بچگی کنی


کاملا درکت میکنم
گاهی منم اینجوری میشم

اگه آرومتر میشی گریه کن اشکالی نداره

خیلی زندگیا سخت شده هرکسی یه جوری داره میناله از این دنیا🫠
ایشالله خدا برا هممون درست کنه هیچوقت رنگ غم نبینیم🥲

سوال های مرتبط