خانما من زایمانم طبیعی بدون امپول و چیزی بوده..ولی یه مدته سردر دشدید اومده سراغم جوری که مغزم منفجر میخواد بشه..دیروز رفتم بیمارستان از شدت درد و برام سرم و مسکن زدن و سیتی اسکن و آزمایش گرفتن و گفتن نرمال هست ..ولی چون بعداز زایمان این جوری شدی باید بستری بشی تا ام آر ای ازت بگیریم ‌.ولی من چون بچه ام خونه بود و شیر خشک هم نمیخوره هرجور شده با رضایت خودم مرخص شدم ولی گفتن ممکنه لخته خون باشه یا هر جیزی ..ولی چون بیمارستان دولتی بود خیلی دیروز رسیدگی اشون افتضاح بود جوری که از ساعت ۵ وتیم عصر تا ۸ بیمارستان وای وای میکردم و کسی توجه نمیکرد..ترسیدم که باز بستری کنن و تا بخواد دکتر متخصص مغز واعصاب بیاددو ام آر آی بگیرن باز تا شب طول بکشه و اسیر بیمارستان بشم و بچه ام تو خونه شیر خشکی بشه.‌جالا سوالم اینه کسی بوده بعداز زایمان طبیعی این سردرد ها رو گرفته باشه و بعدا خوب بشه؟؟تو رو خدا دعا کنید چیزی نباشه که اسیر بیمارستان ها نشم به خاطر بچه ام😔😔😔😔😔

۶ پاسخ

خیلی زجر کشیدم به خدا...الانم همش میگم نکنه چیز بدی باشه و بیفتم درد سر..حالا شنبه میخوام برم دوتر متخصص ببینم دارو و تقویتی بهم میده بهنر میشم یا نه

کاش از تجربه زایمان طبیعیت بیایی برامون بگی

شاید کم‌خونی گرفتی ولی ام آر ای بگیر قبلش ک خیالت راحت باشه جون خودت برو دولتی شیراز این بیمارستان مرودشت کشتارگاهه

از همون اول سردرد داری؟
چون من اوایل نداشتم الان حدود یه هفته اس سردردهای شدید میگیرم گفتم شاید بخاطر بی خوابیه

من یه مدت کم خونی داشتم سردرد های وحشتناک می‌گرفتم ممکن زایمان کردی خون از دست داده باشی خودت رو علاف بیمارستان نکن پیش متخصص برو

کدوم بیمارستان رفتی؟

سوال های مرتبط

مامان رُز مامان رُز ۶ ماهگی
#تجربه زایمان
میدونم خیلی از اونایی که الان حامله ان مشغله و درگیری فکری دارن برای زایمانشون گفتم بیام تجربه زایمانم رو بگم و یه نکته ارو بگم که حتما حواستون باشه من بدون هیچ دردی رفتم بیمارستان برای کم شدن حرکات جنین گفت که ضربان قلب جنین بیس نداره و خوب نیستش تقریبا ۳ تا سرم بهم زدن ۴ تا آن اس تی گرفتن ولی همچنان میگفتن خوب نیست ضربان قلبش خلاصه گفتن برو بیمارستانی که میخای زایمان کنی یا یه بیمارستان مجهز تر منم چون از قبل بیمارستان آیت الله کاشانی رو انتخاب کرده بودم رفتم اونجا وقتی رفتم تقریبا ساعت ۲ شب بود گفتم منو فرستادن بخاطر اینکه بیس نداشته ضربان قلب بچه با یه حالت تمسخر گفتن برو خونه هر وقت دردات شروع شد بیا گفتم خب آخه اونکی بیمارستان گفته خطرناکه شما حالا یه ان اس تی بگیرین خلاصه با هزار منت یه آن اس تی گرفتن که دکتر گفت پایینه و باید بره سونوگرافی رفتم تو ماشین تا ۷ صبح خوابیدم تا سونوگرافی باز بشه بعد که رفتم سونو گفت ضربان قلبش رو به پایینه ولی مشکل دیگه ای که بود این بود که آب دور جنین توی این دو هفته از ۱۲ شده بود ۷ و نیم خلاصه رفتم بیمارستان و دکتر گفت باید بستری بشی ولی ممکنه تا فردا هم زایمان طول بکشه ولی ما نمیزاریم خیلی اذیت بشی خلاصه گفتم باشه فقط اتفاقی برای بچه ام نیافته معاینه ام کرد اصلا باز نشده بودم و دهانه رحمم بسته بود خلاصه بساری شدم و شروع کردن اول بهم قرص فشار دادن دیگه دردام شروع شد ساعت ۱۱ صبح بود که من دیگه دردام شروع شد هعی میومدن معاینه میکردن میگفتن باز نشده یا نهایتا ۱ سانت باز شده آمپول فشار زدن بازم باز نشدم دوباره آمپول فشار زدن تازه ۱ سانت شدم با کلی درد
مامان مامان یه جیگر مامان مامان یه جیگر روزهای ابتدایی تولد