۲۲ پاسخ

بنظرم برواین فرصتای شغلی همیشه گیرنمیاد

بچه که نمیخواد تا چند سالگی شیر مادر رو بخوره فوقش چند ماه دیگه ست دیگه خودش بیخیال میشه فقط چند ماه اولش شاید به هر دو تا تون سخت بگذره ولی میگذره و مطمئنم از اینکه دوباره برگشتی سر کارت پشیمون نمی شی

بنظرم حیف حتما قبول کن ... بچه بزرگ میشه ولی اینجور موقعیتها گیر نمیاد

عزیزم منم شرایط شما برام پیش اومد معلم بودم مهر باید میرفتم سرکار
فکر میکردم خیلی زوده برای ترک دخترم تازه شیر خودمم نمیخوره
با اینک پیشنهاد کاری خوبی بود از جانب یه مدرسه خوب با مزایای خوب باید بگم که پشیمون نیستم
درسته دخترم خیلی مستقل شده ، راه می‌ره ، شیر زیاد نمیخوره ، غذای سفره میخوره ، حتی مستقل می‌خوابه ولی همچنان باتوجه به تجربه خودم ۲ سال اول از مهم ترین سالهاست نه تنها از لحاظ مراقبت حتی از لحاظ دیدن و حس کردن رشدشون🥹

قطعا من جای تو بودم این موقعیت شغلی ازدست نمیدادم دختر حقوق ۴۰الی ۵۰عالیه .....بعداینکه چندساعت کاردرروز هست؟؟

من بودم میرفتم
من خودم همین الان دارم شیر و از بچم میگیرم
کافیه دیگه

عزیزم میتونم بپرسم عنوان شغلیتون چی بوده؟

من جای تو بودم میرفتم

من که از دوماهگی دخترم برگشتم سرکار خیلی هم از تصمیمم راضیم. البته باید کمکی داشته باشی شوهرت هم خیلی با درک و همراه باشه.

دیگه تو این سن بچه ها اونقدری نیاز به شیر مادر ندارن...بچه باید با غذا سیر بشه...سینه یه جور وسیله بازیه براشون😅
منم کارمندم و دخترمم فقط شیر مادر میخوره و از یک سالگیش رفتم سرکار فقط چند روز اول یه کوچولو بی قراری میکرد بعد اون عادت کرده بود و روزا که بیدار میشه کامل صبحانه و میان وعده و ناهارش رو میخوره و هیچ نگرانی ندارم بابتش فقط سرکار یه کوچولو دلتنگش میشم🥹

بستگی به شرایطا داره کسی هست بچتو پیشش بزاری اگه هست برو

میتونی ببریش؟ مثلاً آغوشی بزاری ببری

برو شرکت نفت خیلی خوبه

بچت پیش کی بمونه؟

برو تااخر عمر ک نمیخاد شیر بخوره ولی همین کارت تو زندگیش تاثیر داره

حتما قبولش کن

من اگر جای شما بودم و این شرایط برام پیش میومد تا ۲سالگی پسرم صبر میکردم و بعد از شیرگرفتنش حتما سرکار میرفتم
چون هم درامد داشتن خوبه هم کمک خرج بودن هم مستقل بودن و همه ی اینا باعث میشه حالت خوب باشه و همسر و کوچولوتم به اولین چیزی که نیاز دارن خوب بودن و پرانرژی بودن شماست
و بعد ۲سالگی چون گفتی اشنای همسرته میتونی ازشون بخوای که اگر نیرو احتیاج دارن با شما همکاری داشته باشن

من بودم قطعا میرفتم درسته سخته ولی می ارزه دو روز دیگه خودت پشیمون میشی

اگه کار شوهرت خوبه
نرو
من لحظات پسرم رو نمیفروشم

بنظرم حتما برو عزیزم من اگر جای تو بودم اصلا این موقعیت رو از دست نمی‌دادم
دختر منم شیر خودمو میخوره و وابسته ست ولی اگه یه مهد خوب پیدا بشه که خیالت راحت باشه بتونی بزاری عالیه

عزیزم من از ۹ ماهگی بزگشتم سر کار و پسرمو متاسفانه میذارم مهد از همون روز اول چون کسی نبود نگهش داره با این ک سخته ولی واقعا سختیش همون هفت اول بود حالا هم اون عادت کرده هم من البته من ب پسرم تو مهد مربی خصوصی گرفتم بعصی روزا حتی از مربیای مهد بغل من نمیاد ب نظرم اگ دوس داشتی برو سرکار
چقد تو خونه موندنو شام و ناهار و بچه و خونه تمیز کردن

اگر میتونی شیرت بدوش براش بزار

سوال های مرتبط

مامان رمان نیاز مامان رمان نیاز ۱۵ ماهگی
#نیاز ۱۲۹



هفته ای که گذشت با چیزی که فکرشو میکردم خیلی در تناقض بود ، فکر میکردم که برم شرکت و خودمو بیشتر به البرز نزدیک کنم ولی اون کل روزای هفته رو با اخم میومد شرکت و با اخم میرفت ، نمیدونم چرا ولی زیاد با بقیه صحبت نمیکرد، من درس دادن به کارکنان رو شروع کرده بودم و چند باری بود که وقتی سرمو میاوردم بالا میدیدم به چهار چوب در اتاقش تکیه داده و با یه ماگ تو دستش نگام میکنه البته فقط چند بار بود و تعدادش از دفعاتی که نگاش میکردم و پشت میزش نشسته بود و دستش زیر چونش بود خیلی کمتر بود ، اون حتی عصرا هم زودتر از بقیه میرفت و صبح ها هم تا من اون ترافیک رو رد میکردم و میرسیم بقیه همه اومده بودن
زیبا واقعا راست میگفت البرز دبی زمین تا اسمون با البرز تهران فرق داره ، حتی رفتن به اتاقش هم کار درستی نیست چون اوم مدیره و من یه کارمند معمولیشم و اینکه نمیخوام عین این دخترای هر جایی هی برم مزاحمش بشم ولی خب امروز چون با خودم شیر کاکائو و کیک نیاز پز اورده بودم بهانه داشتم که برم پیشش ؛ لیوانشو پر از شیر کردم و کیک هم توی ظرف گذاشتم و رفتم جای اتاقش
چند تقه به دیوار نیمه شیشه ای زدم‌ و رفتم داخل، میدونم که با اینکه به صفحه کامپیوترش خیرس بازم میتونه منو ببینه چون من ورژن دبیش رو دیدم که در حال دوازده ساعت کد زدن بازم حواسش بهم بود ! ولی خب الان حتی سرشم بلند نکرد ، به خودم لعنت فرستادم و دوباره این فکر کردم که احتمالا چون براش ل ^^خ ت نشدم الان دیگه تمایلی بهم نداره
بهرحال من لیوان و بشقابش رو گذاشتم روی میز
بازم بدون نگاه کردم بهم گفت: علی آقا مگه نیست که تو چیزی بیاری؟
مامان آیــــــسل💋 مامان آیــــــسل💋 ۱ سالگی
اومدم تجربه ام رو راجب افتادگی سینه ها بعد از زایمان و شیردهی بهتون بگم
من یکی از اشتباهاتی ک کردم و میکنم
این بود که دوران حاملگی و بعد از زایمان اصلا سوتین استفاده نکردم
یعنی کلا تو خونه من سوتین نمیبندم🥲
و همین بیشتر باعث شده بود که سینه هام بیوفته
خلاصه بعد از زایمان و شیردهی که من کلن یک ماه شیردادم
سینه هام خیلی افتاد و تو خالی شد یعنی فقط انگار پوست بود و شل و ول
خیلی ناراحت بودم
من موقع زایمان ۸۰ کیلو بودم و خیلی لاغر شدم بعد
یعنی همین ماه پیش من انقدری لاغر شدم که به ۵۹ رسیدم
خلاصه دیگه تصمیم گرفتم ورزش و شروع کنم و وزن اضافه کنم
الان که سه هفته بیشتر گذشته تقریبا من وزنم ۶۶ شده و سینه هام بشدت سفت و رو به بالا شده و خب بزرگ تر هم شده
افتادگیش حداقل ۷۰ درصد برطرف شده بقیشم میگم بخاطر همون سوتین نبستنه ک احتمال میدم به مرور با ورزش اوکی شه

اگه میخواید سینه هاتون درست بشه حداقل ۸۰ درصد بهتر از این حالتش بشه
ورزش های مربوط ب بالاتنه + بستن سوتین خوب ک بالا نگهداره + و اینکه وزن اضافه کنید

تخم شنبلیله هم شنیدم خوبه ولی متاسفانه حال استفادشو ندارم🤣

شماهم اگه تجربه ای دارید ک کمکتون کرده پایین بنویسید که بقیه مامانا هم ببینن
ش