یکی از دلایلی که دوست داشتم بچم دختر باشه بخاطر این بود که خانواده همسرم خیلی دختر دوست دارن و از اونجایی که ۴ سال تمام منو اذیت کردن و همیشه اون جاری و بچه هاش و برادر شوهرم از من و بچم و شوهرم عزیز تربودن رو بتونم کمتر کنم
دیشب دختردایی همسرم بهم گفت وای اگه دختر بیاری چقدر عزیز میشی ناخودآگاه و از ته دلم گفتم نه اونیکه باید عزیز باشع عزیز هست حالا چه من دختربیارم چه پسر
بعدش با خودم فکر کردم این تفاوت ها ریشه قدیمی داره از زمان مجردی همسرم بعد زمانی که ما تازه عقد بودیم و بچه نبود بعد زمانی که پسرم دنیا اومد و هیچ فرقی با دوتا پسرای جاریم نشد پس واقعاً اونیکه باید عزیز باشع عزیز هست باز با خودم گفتم یعنی اگه۵ سال دیگ اونا فوت کردن من قرار نیست دیگ تلاش کنم واسه دختردار شدن؟ دیدم نه بازم دختر میخوام چه اونا باشن چه نباشن
باز با خودم گفتم شاید اگه دختربود مادرشوهرم تلاشش رو ده برابر می‌کرد برا جدایی من و همسرم تا بتونه بچمو ازم بگیره و به آرزوی دختردار شدنش برسه اونوقت من روزی هزار بار باید میگفتم کاش پسر بود اونوقت عزیز نمیشد که بخواد ازم بگیردش
حالا از ته دلم با همه وجودم خوشحالم که دوتا گل پسر دارم انشالله که بتونم مادر خوبی باشم و دوتا مرد واقعی بزرگ کنم تحویل جامعه بدم انشالله بهترین ها براتون رقم بخوره و ۱۲۰ سال با تن سالم زندگی عالی و مرفح و عزتمندانه داشته باشید💙💙

تصویر
۱۲ پاسخ

مادرشوهرم تک دختره. دخترم نداره. بارداری اولم از غصه حرفاش قطع میشد وقتی میدید اینهمه ویارم شدیده میترسید دختر بشه. وقتی دنیا اومد گفت راستش ته دلم پسر بیشتر دوس دارم. خواست به خودش عادتش بده شبا نمیزارم اونجا بمونه وگرنه در کل خوبه مواظبش میشن و دوسش دارن

عزیززززززم چقدر خوشحال شدم تونستی باهاش کنار بیای ایشالا پسرات سر بلندت کنن گلم پسر داشتن نعمت بزرگیه خودمم یکی دارم🥹🥹🥹❤️

خدا صبرت بده عزیزم
امیدوارم زندگیت پر از آرامش بشه
و سایت واسه بچه هات مستدام ❤️❤️

چقدرزيبانوشتي خدادوتاشم برات حفظ كنه

وقتی میگن خدا صلاح دیده یه کاری بشه یا نشه شاید هیچ وقت دلیلش رو نفهمی
مطمئن باش خدا بیشتر از همه به فکر بنده هاشه

عزیزم الهی ک همه بچها از جمله گل پسرای شما سالم باشن
ولی چ‌جالب.ژن پسر تو خانواده همسرت کاملا غالبه

انشاالله ک گل پسراتو خدا حفظ کنه و زیر سایه ی اول خدا بعد خودت و همسرت بزرگ شن
بخدا اینا همه اش حرفه همسرم من پسر بزرگه اس ولی خانواده اش جونشون رو واسه پسر کوچیکه و زنش میدن جفت بچه اش روهم پرستش میکنن من عروس عمومم ی زنگ بهم نمیزنه بپرسه مردم یا زنده تولد جاری ام باش،شب یلدا باشه یا عید کادوی اونو جدای از دختراش میده بمن حتی نگاهم نمیکنه دلم از الان واسه بچم میسوزه ک میدونم از طرف پدربزرگش مخصوصا محبتی نمیبینه

مادر شوهرت اولین مادرشوهریه که دختر میخواد

اره عزیزم دختر یا پسر فرقی نداره
فقط انشالله همیشه سلامت باشن ❤️

عزیزی امید خدا جون دلم سالم باشن زیر سایه پدر مادرشون بزرگ بشن جونم دل 💐

یزدی باشن و دختر دوست داشته باشن؟؟ از محالاته. ک قدیمی باشه یزدی باشه و دختر بخواد. و اینکه اونم مادر شوهر باشه. ببین بدانگونه ک دختر میخواستن. حالا تو اگه دختر میاوردی. همینطور ک قبلنا اذیتت میکردن شک نکن دو برابر میشد اذیتاشون والابخدا

عزیزدلم انشالله پسرات مثل کوه پشت همدیگه و پشت خودت باشن منم آرزومه پسر خوب و متینی تحویل جامعه بدم

سوال های مرتبط

مامان کوچولو مامان کوچولو هفته هجدهم بارداری
سلام خانوم های گل
بیاین نظرتون رو بگین در این مورد
جاری من قبل اینکه باردار باشم بهم گفت خانواده ی همسرم عاشق پسرن
بعد تعریف میکرد که وقتی فهمیدن بچه ی دومش هم دختر هست خیلی ناراحت شدن و باور نمیکردن که بازم دختر دار میشه
بعد اون یکی جاریم پسر داره میگفت که تا فهمیدن بچه پسره بهش گفتن به هیچ کس نگو چشم میزنن 😐🤦🏻‍♀️

بعد یه روز دیگه که با هم حرف میزدیم توی حرف هاش بهم گفت ان شاءالله خدا به تو هم دختر میده
برای من و همسرم اصلا فرقی نمیکنه جنسیت بچه چی باشه ولی یه جوری شدم حس کردم یکم از اینکه بچم پسر باشه ناراحت میشه چون ممکن بازم حرف بشنوه از خانواده ی همسرم 😔
حتی برای اسم گذاشتن هم دخالت میکنن 🤦🏻‍♀️
خدا رو شکر همسرم همیشه طرف من هست و میدونه که خانواده اش بیشتر وقتا دخالت میکنن
بهم میگه اونا هر چی گفتن جوابشون رو نده اونی که میره شناسنامه بگیره منم ، به حرفشون گوش نمیکنم
ولی چون بچه ی اولم هست نمیدونم از پس این برمیام که اجازه ندم تو بقیه موارد هم دخالت نکن یا نه ؟
این که بلد باشی جوابشون رو بدی ولی جلوی خودت رو بگیری بخاطر اینکه بزرگترن احترامشون واحب هست خیلی سخته
شما چطوری جلوی دخالت ها رو میگیرین ؟
مامان دخترم وتو دلی💕 مامان دخترم وتو دلی💕 هفته سی‌وچهارم بارداری
خانما من یدونه دختر دارم خودمم یه دخترم و داداش دارم ،همیشه حس میکنم برادر اونجور که باید ب درد خواهر نمیخوره کاری با برادرای شما ندارم خودم همیشه حس تنهایی داشتم و دارم حس میکنم اگه یه خواهر داشتم چقدر خوب بود ،الان باردارم خیلی دلم میخواست دختر باشه اختلاف سنیشونم ۴ سال و ۱۰ ماه میشه فک کنم با خودم فکر میکنم دختر بهتره برای این اختلاف سنی دوتا خواهر دعوا هم بکنن اخرش همدیگرو ول نمیکنن ،انتیم ۶۰ درصد احتمال دختر داد شوهرمم فرقی براش نداره جنسیت میگه سالم باشه دخترو پسرش فرق نداره الان دختر خواهرشوهرم و خواهرشوهرم اومدن هی میگن وای نه دیگه دختر نشه پسر بشه ،هی ذهن بچرو میشوره که دختر بشه دیگه تورو نمیخوان و ب من میگن بهت میاد پسر باشه خدا کنه پسر بشه جفتشو داشته باشی از پریروز انگار فکرمو بهم ریختن انگار دلم یه جوریه از یه طرف میگم دختر باشه دخترم خواهر داشته باشه بچه ها با هم جفت باشن در آینده هوای همو داشته باشن از یه طرف میگم نکنه بعدا همه بگن پسر نداره چه احساس کوفتیه
مامان پسملم مامان پسملم هفته سی‌ویکم بارداری
مادرشدن چقد سخته....
چقدر پر از مسئولیت و استرسه...
خدایا این لحظات پر از استرس و نصیب تموم کسایی بکن که یادشون بره یه روزی تنها ارزوشون مادر شدن بود....
مادرشدن لذتبخش ترین حس دنیاست
پر از استرس و مسئولیته ولی یادم نرفته یه روزی تموم هم و غمم این بود که خدایا اگه بچه امون نشه چجوری باید شوهرمو راضی کنم تا بره یه آزمایش ساده بده تا مطمئن شیم سالمیم و بشینیم منتظر تقدیر و قسمت خدا.....
یادم نرفته شبایی که با گریه سر کردم..... نه بخاطر اینکه بچه کی قراره بشه ها نه....
بخاطر زخم زبون ها و حرفایی که میشنیدم....
بخاطر بادهای مخالف جهتی که میوزیدن ‌و توان آدمو طاق میکرد....
خدایا این حس قشنگ و نصیب تموم زن های سرزمینم که چشم به راهن بکن
از ته ته دلم میخوام.....
#شاید عکس براتون سوال باشه که چرا هسته خرما؟!
"دوتا خرما خورده بودیم یکی من یکی شوهرم از اونیکه من خوردم دوتا هسته دراومد"به فال نیک گرفتم....
*دعا کنین آنومالی بچم خوب باشه هفته بعد میرم سونو انشاالله*