پسرم که بدنیا اومد ۲ روزش بود که دکتر گفت یه صدای اضافه ی تو قلبش شنیده میشه و ۵ روزگی برای زردی بیمارستان کودکان حکیم بستری شد و اونجا با انجام اکو و نوار قلب بهمون گفتن که پسرمون مشکل قلبی داره و اینکه ۲ بار دیگه هم برای زردی بالا بیمارستان بستری شد و سری آخر که برای زردی بستری شده بود اکسیژنش خیلی اومده بود پایین و بهش همش اکسیژن وصل بود و حتی بدون اکسیژن از دستگاه نمی‌تونست بیاد بیرون شیر بخوره اینقدر اکسیژنش اومد پایین که دیگه نمی‌توانست شیر بخوره و تو نای شلنگ انداخته بودن و بهش شیر میدادن و بعد ۸ روز که زردیش اومده بود پایین ولی حال قلبش خوب نبود پسرم رو فرستادن اتاق ایزوله و دکتر بهم گفت که بچه ات ۲ روز دیگه عمل قلب باز میشه دنیا روی سرم خراب شد پسرم با مشکل vsd و dorv
تو ۱۹ روزگیش ساعت ۸ شب عمل شد. و اون شب رو تا صبح هیچ خبری از حال پسرم بهمون ندادن و ما منتظر پشت در اتاق عمل تا صبح که بهمون گفتن عمل رو انجام دادن و منتظر نتیجه ان و پسرم رو بردن تو isu با کلی التماس و خواهش گذاشتن از دور برای چند دقیقه جیگر گوشه ام رو ببینم کلی شلنگ و دستگاه بهش وصل بود جیگرم آتیش گرفت الان با گفتن اینا دارم گریه میکنم که پسرم چه عذابی کشید روز بعد عمل بهمون گفتن که برای اینکه ریه بچه آب نیاورده باید یه شیرخشک مخصوص بخوره و ما باید بریم شیرخشک رو پیدا کنیم کل بیمارستانها و داروخونه های تهران رو گشتیم حتی تو شهرهای دیگه مثل سسندج مازندران مشهد خلاصه خیلی جاها گفتیم ولی جایی این شیر خشک رو نداشت و چه شبهایی رو تا صبح پشت موتور با شوهرم تو خیابونا بودیم و دنبال شیرخشک و چقدر خدارو صدا کردم که نگاهی به من و بچه ام بندازه

۱۵ پاسخ

منم تقریبا شرایط شما رو داشتم خیلی سخته خدا کنه هیچ مادری با بچش امتحان نشه

انشالله خدادلتوشاد کنه .گل پسرتم حالش خوب بشه

اشکمو در آوردی دختر خدا الهی برات نگهش داره و مشکل بچت هر چه زودتر خوب شه

الهی،انشالله که بهتر بشه عزیزم🩷

حالا مگه چه شیرخشکی بود؟!

الهی قربون دل شکستت برم مادر
نگران نباش عزیزم خدا حتما این همه سختی رو برای تو و پسرت جبران میکنه

انشالله که بچه‌ت همیشه سلامت باشه

خیلی ناراحت شدم
الان خوبه ؟

😭😭😭الهی هیچ بچه ای مریض نشه الهی هیچ مادری بچه شو رو تخت بیمارستان نبینه🙏🏻❤️

ای وای الهی بگردم چقدرسخته خدا الهی بهت دل بزرگ وصبرفراوان بده انشالله خدا لباس عافیت تن پسرت کنه ..چیشد بهترشده انشالله ..اشکم دراوردی وواقعا باتمام وجودم برای پسرتون دعا کردم.😢😭😢

چ عذابی خواهر ایشالا خدا هیچوقت زیادی نبینه پسرتو برات حفظش کنه برات همیشه

الان خوبه؟

جیگرم رو آتیش زدی دختر
خب بقیش؟
اینایی که گفتی برا الانه؟؟؟؟؟

چقد ناراحت شدم عزیزم

الان حال پسرت خوبه عزیزم؟

منم چشام اشکی شد الهی که هیچ مادری با طفل معصومش امتحان نشه

سوال های مرتبط

مامان بچه مامان بچه ۱۴ ماهگی
تجربه شنوایی سنجی
بخاطر زردی که پسرم داشت، دکتر امیدیان بهمون گفت باید سه ماهگیش ببریم شنوایی سنجی. هفته پیش با شنوایی سنجی اکو خیابون سناباد هماهنگ کردیم و برای شنبه دیروز وقت گرفتیم. بهمون گفتن باید از 4ساعت قبلش نخوابه که اینجا حداقل دو ساعت عمیق بخوابه. ما هم طبق همون عمل کردیم و سر ساعت بردیمش اونجا. شیرش رو دادم و خوابوندمش روی تخت و قنداقش کردم و پنج دقیقه صبر کردیم تا عمیق بخوابه. کارشناس شنوایی سنجی اومد و سه تا برچسب به پسرم وصل کرد. دوتا پشت گوشاش و یکی رو پیشونیش. بعدم دستگاهشو به برچسبا وصل کرد و نتیجه ش رو پرینت گرفت. بعد رفتیم یه اتاق دیگه و یه سری دستگاه دیگه به همون برچسبا وصل کردن و تموم. ازم میپرسیدن خواب آور دادی به بچه؟ گفتم نه من دارو نمیدم پسرم😊همینجوری خوابوندمش. بعدم گفتن نتیجه رو فردا عصر بیاین بگیرین. مامانا دعا کنین مشکلی نباشه. خیلی نگرانشم🥺
اونقدر خسته بود که خوابش نمیبرد دیگه. دیشب با کلی زحمت خوابوندمش. الانم باز خوابش میومد داشت نق و نوق میکرد. روسریمو انداختم از راه دور روی پاش گفتم بخواب خسته ای. اونم حرف گوش داد و خوابید😅
مامان لی لی گل🍒🌸 مامان لی لی گل🍒🌸 ۱۵ ماهگی
یه تجربه از زایمان تو بیمارستان خصوصی صارم یادم اومد الان بگم واسه مامانایی که سزارین هستن…
وقتی بچم به دنیا اومد و آوردنش تو اتاق گفتن ۱۵ میل شیر خشک خورده و تغذیه شده از اینجا به بعد فقط بزار سینتو بمکه و شیر خودتو بخوره و نگرانم نباش چون بچه سیره فقط بزار بمکه…
خلاصه که منم تجربه ی اولم بود و اینکارو کردم و برای مادرای سزارینی طبیعی طبیعیه که تا ۲-۳ روز شیرشون نیاد!
دیگه همون شب اول بچه کلی گریه کرد چون شیر نداشتم و پرستارا میومدن و میگفتن نگران نباش سیره و دلش درد میکنه طبیعیه تو نوزادا!
فرداش دکتر خودم اومد گفت چرا کمکی ندادی به بچه گرسنه مونده …
خلاصه بچه تغذیه نشد تا زردیش رسید به ۱۰!
با اینکه گروه خونی من و بچم یکی بود زردی بخاطر اینکه شیر نخورده بود رفت بالا!
فرداش اومدن گفتن بچه زردی داره و کلی آسمون ریسمون بافتن که خطرناکه و باید حتما بستری بشه و اینطوری ما مرخص نمیکنیم و این حرفا صرفا بخاطر اینکه ۳۰ میلیون هزینه ی بیشتری دریافت کنن!!!
خلاصه با مشقت فراوون رفتیم و با رضایت شخصی خودمون مرخص شدیم
و بچمو خوب طی دو سه روز تغذیه کردم و بچه خوب شد خداروشکر😊
اینارو گفتم که گول بیمارستانا و بعضی پرستارای بی وجدان رو نخورید مامان اولی ها👌🏻
مامان سیدرضا جان مامان سیدرضا جان ۲ ماهگی
پارت۴#
بعد با ذوق و شوق تمام رفتیم سمت بیمارستان امام حسین ، ویزیت گرفتیم برای معاینه رفتم پیش ماما نامه سزارین رو دید فرم پر کردم گفت برو پایین پذیرش دیگه اومدم پایین همسرم کارای پذیرش انجام داد منم شست و امضا کردم و یک ساعت طول کشید تا پذیرش شدم یه دستبند داد به دستم و گفت برو کیف بخر و برو لباس هارو بپوش منتظر باش من و مامانم رفتیم پایین من لباس هام رو با لباسهای بیمارستان عوض کردم و منتظر بودم تا بیان و سوند و انژوکت بزنن بهم و ببرن اتاق عمل خیلی اونجا منتظر بودم تا ساعت ۱۱فکر کنم منتظر بودم بالاخره سوند زدن و انژوکت خدایش پرستاره دستش سبک بود و اصلا برای سونداذیت نشدم بالاخره منو بردن سوار بیلچر شدم و رفتم اتاق عمل بیمارستان شلوغ بود ولی سزارین فقط من بودم و یه خانم دیگه که دوقلو داشت رفتم تو یه اتاق عمل که خیلی کثیف بود و زمینش پر خون بود سریع پرستارا تخت مرتب کردن و من گفتن دراز بکش روی تخت منم با سختی روی تخت دراز کشیدم اونا یه دستگاهی چسب زدن به پاهام که پاهام کم کم داغ میشد بعد بهم گفت کمرتو خم کن از پشت یه پرستار دیگه محکم سرمو گرفته بود که تکون نخورم منم گفتم بزن بی حسی تو تکون نمی‌خورم دیگه حس کردم یه سوزن رفت توی مهره های کمرم و تزریق کم کم دارو رو حس کردم بعد آروم منو خوابوندن روی تخت کم کم دیدم پرده کشیدن و سرم وصل کردن و بتادین میزدن به شکمم و منم دیگه بی حس شدم دکتر اومد احوالپرسی کردیم و مشغول شدن هم اینکه بچه رو کشیدن یه حس سنگینی روی قفسه سینم اومد و اشکام سرازیر شدند تا بچه رو کشیدن پسرم روی پرستار جیش کرد😂اونا هم صداشون در اومده بود
مامان آبنبات مامانی مامان آبنبات مامانی ۶ ماهگی
سلام سلام بیاید تجربه ختنه پسرم رو بگم بهتون
روز ۲۴ اسفند ساعت ۱ درمانگاه بقیه الله نوبت ختنه گرفتیم
نوبت شماره ۲ برای شاهین بود
دکتر عزیز ساعت ۲ اومدن درمانگاه
دستیارآمپول بی حسی رو زد که پسرم خیلی اذیت شد و گریه کرد ،بعد از ۷ یا ۸ دقیقه دکتر اومدن برای ختنه موقع ختنه من اینقدر استرس داشتم و گریه میکردم که از تاق رفتم بیرون و شاهین رو سپردم به باباش
خدا رو شکر انگار پسرم خوب بی حس شده بود و اصلا اذیت نشد بعد از ۵ دقیقه هم ختنه تمام شد یه تیکه گاز گذاشتن روی شمبول آقا شاهین و پوشک کردم پسرمو و اومدیم خونه ،تا دوساعت خوب بود ولی تاثیر بیحسی که رفت اذیت شد و بهش پاراکید دادم خدا رو شکر خوابید و ۳ ساعت بعدش بیدار شد و اوج بی تابی شاهین همون ساعت ۷ شب بود بهش پاراکید دادم آروم نشد ،شمبول رو پماد موپیروسین زدم و پانسمان و پوشک ،که خدا رو شکر از ساعت ۹ خوابید تا صبح ساعت ۶ ،،،دیگه هم درد نداره
فردا هم که روز سوم هست باید شست و شو بدم با شامپو بچه و خشک کنم و پماد بزنم تا یک هفته ......اینم تجربه ختنه که استرسشو داشتم ♥️😍✌️
مامان علی کوچولو🩵 مامان علی کوچولو🩵 ۴ ماهگی
#پارت_آخر_ختنه
قبل رفتن به اتاق جراحی منشی موارد نگهداری بعد ختنه رو با فیلم آموزشی داخل بله فرستاد
داروهارو نوشت که یه پماد بود که بعد هر بار تعویض پوشک باید طبق ویدئو میزدم و یک گاز استریل روش میزاشتم و پوشک میکردم
گفت تا حد امکان هم از شستن جلوگیری کنید فقط در صورتی که آلت آلوده شد به مدفوع اونو با آب و صابون بچه بشورید
تا یه روز حموم نبرید

داخل اتاق جراحی هم آمپول بی حسی زدن و جراحی رو شروع کردن پسرم اصلا گریه نکرد و خوابید
و یکی از دلایلش این بود که دکتر از ما اجازه گرفت و نیم سیسی داروی خواب آور (مجاز سن نوزاد) بهش داد


در کل راحت بود
فقط یکم تو ماشین گریه کرد حالت ناله کردن
بعد دوباره خوابید مثلا یک عمل شد دیگه ساعت ۸ شب میخندید پسرم و درد نداشت


راستی دکتر بهم گفته بود یه ساعت قبل رفتن به مطب بهش هفت قطره استا بدم
و الان هم گفت قطره پاراکید بده هر شش ساعت


تجربه خوبی بود برای من...
امیدوارم همتون این مرحله سخت رو پشت سر بزارید
من فعلا روز اول ختنه پسرم گذشت امیدوارم ماباقی هم خوب بگذره...✨️

بخیه رفلاکس کولیک دلدرد نفخ پوشک شیر خشک
مامان اشکان مامان اشکان ۶ ماهگی
سلام مامان های عزیزم
خواستم تجربه ی خودمو از زردی طولانی مدت، یا زردی شیرمادر بگم بهتون
نوزاد من 5 روزگی زردی 9 داشت، 9 روزگی زردیش اومد 8 و گفتن اصلا دستگاه نیاز نیسا و قطره مصرف کرد، تا اینکه من دیدم این زدی از بین نرفته و حتی زرد تر شد، 30 روزگی بردم چکاپ زردیش 11 بود و گفتن 24 ساعت بذار دستگاه منم گذاشتم و زردی اومد روی 7، ولی آزمایش خون و ادرار هم بردمش،نه تیروئید کم کار ،نه عفونت ادرار نه آنزیم کبدی مشکل داشت، 40 روزگی زردی دوباره شد 10 و من دیگه کلافه بودم که چرا خوب نمیشه، اینبار دکتر گفت مشکل از شیرمادر و من باید 48 ساعت شیرم رو قطع میکردم، و فقط شیر خشک میدادم، همین کار رو کردم و تند تند شیرخودمو میدویدم و میذاشتم فریزر ،بعد 48 ساعت زردی شد 5،و دکتر گفت این یه سیکل معیوب بوده که شیر من مانع از دفع بیلی روبین میشده،خلاصه که الان بچم 65 روزش، زردی کامل از بین رفته، رنگ بچم سبزه شده بود، دوباره سفید شده، و من هیچ قرصی ندادم ،انار و ترنجبین هم ندادم
خواستم بگم گاهی زردی طولانی مدت فقط با 48 ساعت قطع شیر مادر حل میشه، فقط اگر بچه شیشه نمیگیره با قطره چکون بزرگ یا فنجون بهش شیر خشک بدین اگرم شیشه میدین ،دکتر براون، بیبی سیل و اونت باشه که بعد سینه خودتون رو دوباره بگیره.
مامان آرن مامان آرن ۵ ماهگی
تجربه من از ختنه پسرم به روش حلقه ⭕ پارت ۲
بعد از اینکه بی حسی اثر کرد؛ دکتر برگشت برای شروع ختنه. از قبل با اینکه میدونستم اجازه نمیدن اما میخواستم با اصرار پیش پسرم بمونم. اما وقتی دکتر نشست که شروع کنه دیدم اصلا دلش رو ندارم 🥲 با همسرم پشت در منتظر موندیم و کلا ختنه کردنش هم ۵ دقیقه طول کشید که پسر من دو دقیقه آخرش رو حسابی و از ته دل گریه کرد 🥲 دیگه کم مونده بود منم گریه کنم که در رو باز کردن و گفتن بیا بغلش کن. سریع ادامه شیر رو دادم و پسرمم سریع تمومش کرد 😁 به همسرم گفتم توی اون یکی شیشه شیرش یکم شیرخشک براش درست کنه چون حسابی بی تابی میکرد و فقط شیر آرومش میکرد. حتی پستونک هم نمیگرفت. تا یک ساعت و نیم بعد از ختنه گاهی حسابی گریه میکرد و گاهی آروم بود تا اینکه خوابش برد. بهمون گفته بودن ۴ ساعت بعد بهش استامینوفن بدین اما من همین که رسیدم خونه بهش پاراکید دادم. بعد از اینکه بیدار شد انگار خیلی سرحال تر بود و کم کم داشت به روال قبل برمیگشت. ساعت ۱۱ (دیرتر از شبای قبل چون مادربزرگا و پدربزرگاش اومده بودن دیدنش) استارت خوابوندنش رو زدم و خیلی هم راحت خوابید و تا صبح طبق معمول دو بار برای شیر بیدار شد. امروز هم خداروشکر انگااار نه انگار که بچم ختنه شده. مثل روز های دیگه سرحاله 😍
مراقبت هایی که دکترش گفت انجام بدم: با اولین جیش پانسمانش رو باز کنم و محافظ ختنش رو تا افتادن حلقه بزارم. پوشک سایز بزرگتر ببندم و در روز سه بار پمادش رو بزنم. حمام و شست و شو اوکیه و منع نداره اما بتادین و الکل ممنوعه. ۱۰ روز بعد هم برای معاینه ببرمش.
الان حداقل خوشحالم که این پروژه هم تموم شد و به خیر گذشت اما اون یک ساعت و نیم اول واقعا کمر منو شکوند 🥲