مامان هایی که پسراتون رو ختنه کردین بیاین یه چیزی بگین
تصمیم گرفتیم پسری رو هفته بعد ببریم ختنه
یه فوق تخصص اطفال معرفی کردن به روش حلقه انجام میده،گفت چون ۵ ماهه میشه باید یه داروی آرامبخش بهش بدم که خوابالود بشه،بعد بی حسی و عمل....
همکارم میخواد اورولوژیست ببره شهر خودمون که با روش بخیه انجام میده،دو به شک شدم که همین شهر خودمون ببرم،مسیر طولانی سختتره برام
نمیدونم چیکار کنم
کاش یه نفر بهم میگفت این درسته
شوهرمم از خودم دل نازکتره
با فکر درد و گریه و بی قراری بچه دارم می میرم
اون قدری که من استرس ختنه رو کشیدم،هیچ کس نکشیده
از وقتی فهمیدم پسر باردارم غصه ام شروع شد تا حالا
اوایل تولدش خواب دیدم یه چاقو دادن دستم گفتن انگشتش رو ببر
نخواستم انجام بدم اما اصرار کردن
با چاقو انگشت بچه رو بریدم
هنوز تن و بدنم می لرزه از بس که واقعی بود
شوهرم بی تابی من رو دید گفت بهش فکر نکن،ختنه نمی کنیم
تا رسیدیم به امروز و تصمیم بر ختنه...

۲۰ پاسخ

سه ماه

من به روش حلقه بودم فقط اون امپول بی حسی که میزنه اذیت کنندست واسش و گریه کرد بعدش اصلا متوحه نشد

وای من هنوزپسرمو ختنه نکردن آنقدر که ترس ووحشت دارم ازختنه😢

عزیزم یچیز بهت بگم بعد ختنه به حرفم میرسی
منم خیلییی نگران بودم خیلی غصه میخوردم براش ولی
ختنه برام آسون ترین مرحله بچه داری بوده تا الان
خیلی راحت تر از چیزی بود که فکر میکردم
بخیه انجام دادم براش و فقط تو مطب گریه کرد ، همین.

من دوهفته پیش با ترس واسترس پسرم وبردم برای ختنه
سنتی
کمتراز۲۰دقیقه طول کشید،یه بخیه اونم جذبی
عالی ختنه شد
پیش متخصص هم دیروزبردم کلی تعریف جای ختنه رو کرد

چرا اینقدر سخت میگیری؟؟؟؟؟؟

عزیزم بهترین کار اینه ن شما برید تو اتاق ن شوهرت من داداشم پسرمو برد وقتی هم اورد بیرون یکم کریه کرد وایساد

راستش من هم دقیقا فکر میکنم ختنه کردن مثل بریدن انگشت یا پلکه.
من تصکیم گرفتم پسرمو ختنه نکنم . با پزشک اطفال معتمدی مشورت کردم گفت ختنه بیشتر جنبه فرهنگی مذهبی داره.

چقدر سختش کردی نهایتش پنج دقیقه گریه کنه وایسه بعد اولین جیشو کنه راحت میشه روز بدش با دودولش بازی میکنه منم همین فکرو داشتم ولی اونقدر ک بزرگش کرده بودم سخت نبود

اصلا نه ترس داره نه نگرانی خیلی راحت تر از اون چیزیه که فکرشو بکنی .

اصلا استرس نداشته باشم منم خیلی میترسیدم ولی اصلا اذیت نمیشن فقط روز اول سخته منکه روش حلقه رو دوست دارم بهتره

من بچه اولمو۱۲روزگی ختنه کردم
ولی فرحان جانو باکلی استرس ترس ودلهره های زیاد۲ماهگی بردم براختنه بعدازاینکه دکترچک کرد گفت نمیشه ختنه ش کنم چون مجرای اصلی ادرارش بسته ست وباید بعدازیکسالگی عمل بشه

بعدازاون حرف دکترفهمیدم که تااون روز داشتم غصه های الکی میخوردم

ازاون روزتاهمین الان که دارم این متنومینویسم لحظه یی یادم‌نرفته که چندماه دیگه پسرکم عمل داره

دقیقا انگار من متن و نوشتم

سلام
من هم مثل شما استرس زیادی داشتم با اینکه سومین بچه امه
ما تقریبا ی ماه پیش ختنه کردیم ب روش حلقه، ختنه،تو مطب با اینکه داروی آرامبخش بهش دادن ولی موقع انجام ختنه خیلی گریه کرد روز اول کلا بی‌قراری کرد اولین جیشی هم ک کرد خیللللی درد داشت و گریه کرد
ولی از نظر من پسر بچه هر چ زودتر ختنه بشه بهتره

واای من اینهفته بردم اونجا اصلا اذیت نشد ولی اومدیم خونه گریه کرد خیلی انقدر خودمو لعنت کردم ک چرا زودتر نبردم اگر میتونی هر جه زودتر ببر نوزادا اصلا چیزی نمیفهمن حالا برای تو یگ روز هم یک روزه

سلام من سنتی ختنه کردم پسرامو خیلی هم راضی ام و خداروشکر همون چند ساعت اول اذیت کردن
و دیگه هر جور باشه درد میکشن چند ساعت اول 😥😥😥
بازم هر جور خودتون فکر میکنین درسته انجام بدین

عزیزم استرس نداشته باش ختنه از خیلی از عفونت های ادراری جلوگیری می‌کنه و خوبه این علمیه. روش جراحی از روش حلقه هم مطمئن تر و درست تره این هم علمیه. پسر گلت رو ببر پیش فوق تخصص جراحی نوزادان

اصلا هیچ استرسی نداره عزیزم من بچه ی اولمه ۱ ماه و ۲۰ روزه ختنه کردیم با روش حلقه تو خونه هم انجام دادیم سنتی، اصلا هیچی حس نکرد بعدشم همون موقع جیش کرد تموم شد بعد شیر دادم خوابید بعدش پاشد یکم گریه کرد اصلا در برابر کولیک هیچی نیس

من بچمو بخیه زدم ولی خودت هر جور بچه و خودتون راحتین انجام بدین

کاش زودتر ختنه کرده بودی این داستان هارو هم نداشتی

سوال های مرتبط

مامان قندم🩷 مامان قندم🩷 ۷ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۲
تقریبا یک ساعت توی اون اتاق بودم که خوابوندنم رو تخت و منو بردن اتاق عمل اونجا دکتر بیهوشی باهام صحبت کرد و بهم گفتش که این بی حسی که از کمر برات انجام میشه دقیقا مثل چیزیه که دندونپزشک دندونت رو بی حس میکنه تو درد رو متوجه نمیشی ولی حس می کنی که دکتر داره چه کاری انجام میده این بی حسی هم دقیقا مثل همونه و بهم گفت وقتی بی حس میشی که پاهات داغ بشه پات سنگین بشه نتونی تکونش بدی که بعد از زدن آمپول دقیقا من همه این حسا رو داشتم که بی حس شدم دیگه و چیزی متوجه نمی شدم ولی اینکه دکتر داشت شکمو برش می داد اون صداهاش رو متوجه می شدم فقط تنها چیزی که خیلی اذیتم کرد تو اتاق عمل لحظه آخری بود که می خواست بچه رو بیاره بیرون چون از زیر سینم محکم فشار داد و من فقط اون قسمت رو متوجه شدم و بقیه قسمت ها اصلا چیزی متوجه نبودم بعدش هم که صدای گریه بچم اومد گذاشتنش کنار صورتم و بهم گفت یادگاری چیزی اگر میخوای بهش بگو که توی فیلم ثبت بشه منم گفتم و بعد از اون دیگه بچه رو بردن منم بردن داخل ریکاوری تقریبا از ساعت ده من تو ریکاوری بودم تا ساعت دو بعد از ظهر توی این تایمم تقریبا چهار پنج بار اومدن ماساژ رحمی دادن