۱۱ پاسخ

کارت اشتباه بوده که بهش دادی و اینجوری سخت میشه گرفتش
پسر منم شدیدا وابسته بود یهویی گرفتمش دوروز اول موقع خوابیدن گریه کرد و تموم شد رفت
شکمشو سیر کن اکه خونه مادری مادر شوهری کسیو داری که باهاش راحتی ۳ ۴ روز برو دورش شلوغ باشه باهاش بازی کنن خسته بشه سیرش و بخوابه
شیر زیادی خوب نیست و هوش بچه رو کم می‌کنه

شیر ت هیچ خاصیتی ندارد
یه وابستگی منفی ایجاد می‌کنه
حتی زیادی خوردن شیر مادر روی هوش بچه اثر منفی داره
این محبت نیست

وااای انگار خود منی منم نتونستم

منم هنوز نتونستم و نمی‌دونم باید چیکار کنم همه کاری کردم فراموشش نمیشه ک نمیشه فقط دوس داره بخوره

17 ماهه بهش دادم اینم خیلییییی وابسته بود گریه میکرد ولی همش 4 روز بود گذشت

عزیزم شما ۴ سالگیم بخوای از شیر بگیریش اخرش یه مدت عصبی پرخاشگر میشه بد خوابی بقیه موارد که به کنار ولی در کل تا کوچیک بگیر اینجوری فقط خودتی که اذیت میشی همش به این فکر میکنی که کی از شیر بگیرمش چطوری بگیرمش بسم الله بگو شروع کن من الان بعد دوماه تازه یکم کنار اومده و واقعاا انگار یه بار بزرگ از رو دوشم برداشته شده چون حتی شبا خواب میدیم که چطوری از شسر بگیرمش

ببین اون بچه نیس که وابسته هست این شمایی که وابسته شدی، از لحاظ علمی هرمونای شما با احساست اینکارو می کنه یه افسردگی بعد از شیر گرفتن داریم. شما تدریجی شروع کن درستش اینه که قطع کنی، با قطع شیر هیچ ظلمی در حق بچت نمیکنی فقط دیدگاهت اشتباهه، این یه راه برای رشد فرزندته هر چند که اول اذیت میشه، ببین مدرسه یه راهه رشده دیگه، ولی سخته، مثلا صب زود بچرو بیدار می کنی لباس ،هوای سرد الوده میره رو نیمکت های سفت میشینه اذیت میشه نه؟ ولی چون میدونی راه رشده همراهیش می کنی نه اینکه بگی اذیت میشه دلم نمیاد بزارمش مدرسه، حست خیلی طبیعیه همه هم تجربه کردیم. من بچم از شیر گرفته بودم ۳ شب تمام اون خوابیده بودا من مثل چی عر زدم تا صب اینقد گریه کردم ولی یک هفته بعد که هرمونام درست شد احساس می کردم بهترین کار دنیارو انجام دادم. یکم نگاهتو عوض کن. خودتو اماده کن اروم اروم اقدام کن

ماهان ۱۷ ماهش بود که از شیر گرفتمش خیلی راحت بود یک روز فقط اذیت بود ب جاش شیر تو شیشه دادم بهش یه مدتی خورد شیشه هم ازش گرفتم اگه شیشه میخوره بهش بده

عزیزم هرچه بزرگترشه داناترمیشه دیگه گول نمیخوره کاش زودترمیگرفتی

من بچم تا ده ماه شیر دادم بعدش شیر کم شد شیر خشک دادم کم کم ول کرد از شیر خشک هم قبل دو سالگی گرفتمش

اووو من ۱۹ ماه گرفنم

سوال های مرتبط

مامان ویا🩷 مامان ویا🩷 ۲ سالگی
تو تاپیک قبلی از بابام گفت این تاپیک میخام امروز را بگم
ویا از وقتی دنیا اومد کلا نااروم بود الانم ک بحران دوسالگی وحشتناک لجباز شده و اذیت میکنه کسی نگهش نمیداره مثلا جلو خودمم مامانم سعی میکنه نشون بده دوسش داره ها ولی همونم نمیتونه پیش میاد بد باهاش صحبت کنه منم سعی میکنم اصلا نرم اونجا چون تو بچگیم مامانم خیلی کتکم میزد البته بیشترش زیر سر بابام بودا از دست بابام عصبی میشد منو میزد
این چند روز دخترم به شدت اذیت میکرد دیشب با گریه خوابوندمش و خودمم خیلی گریه کردم و موقع خواب درد داشتم ولی حس میکردم مث همیشه معدمه صب خیلی حالم بد بود سر گیجه داشتم و سردرد حال تهوع شدید اصلا نمیتونستم از سرجام بلندبشم و درد تو قفسه سینه و پشت شونه هام گفتم معده اس بلندشم یه چیز بخورم دیدم نمیتونم فقط زنگ زدم شوهرم گفتم حالم بده اونم تا اومد دخترم فقط گریه میکرده و من از حال رفته بودم وقتی چشمامو باز کردم تو بیمارستان بودم دکتر اومد بالا سرم گفت دخترم شانس اوردی دفعه بعد ممکنه اینقدر خوش شانس نباشی و سکته کنی
و با همه اینا ممکن فک کنین مامانم ناراحت بود نه خیر فقط اومد گفت فک کردی چیزیت بشه کی این بچه را نگه میداره از ته قلبم دلم شکست و بابام ک حتی نیومد ببینه من مرده ام یا زنده
خدایا از زندگی خستم
#فرزندپروری#مادر#نوزاد#انتی#انومالی#غربالگری#زایمان #فرزندپروری#مادر#نوزاد#انتی#انومالی#غربالگری#زایمان #فرزندپروری#مادر#نوزاد#انتی#انومالی#غربالگری#زایمان