۱۵ پاسخ

نصف شب پاشو برو جای دیگه بخواب تا ببینه نیستی نگرانت میشه شاید دیگه این کارو نکنه

عزیززم😂😂😂خوب راست میگ برو خونه مامانت خونه اینا واس چی موندی🤣😵‍💫

پسر من با باباش اینجوریه

دختر منم یاد گرفته کتک میزنه شوهرم

پسرمنم مدام منو دَ میکنه بقول خودش

منم مثل توام

عجب وزه ای شدن بچه ها

سر یه چیزی ازت ناراحته شاید همون شیر باشه منم سرکار میرم وقتی برمیگردم میگه سمتم نیا جیغ میکشه و اگه بگیرمش فرار میکنه یا میزنه دیگه میشینم از دور هی قربون صدقه میرم یا شروع میکنم بازی کردن خوب میشه .صبح از خواب بیدار شد یه خوراکی ک دوست داره براش آماده بذار ک اومد سمتت اونو بهش بدی

عزیزم دختر منم دقیقا یکی دو ناه پیش همین جوری شده بود بعد کلا بهش توضیح دادم نباید این کارو کنه این کار زشته مامانت آخ میشه
بعد همیشه هم بهش میگفتم تو دختر عزیزم ی تو عمرمی از تین حرفا دیگه کم کم ومتر میکرد بعد دیگه کلا فراموش کرد

عزیزم ی سوال
شما چند وقت بینیتون رو عمل کردین

دختر منم اینجوری بود ولی الان خوب شده میاد بوسم میکنه

دستاش رو نگه دار با جدیت بگو دستای برای زدن نیست تو حق نداری منو بزنی
بوسش کن نوازشش کن بگو اگر عصبانی هستی بیا بالشت رو بزنیم

راهکاری ندارم چون واقعا روشی رو این گودزیلاهامون جوابگو نیس😐😂

دست هاش و بگیر دعواش کن نزن اما اخم کن بگو حق نداری کسی و بزنی

اخه یبار دو بارم نیست بگم بیخیال
دیگ تعدادش در رفته از دستم بیدار میشه ساعت ۶ ۷ منو میزنه لگد میزنه با دست میزنه میگ برو برو

سوال های مرتبط

مامان آرین مامان آرین ۲ سالگی
هر چی فکر میکنم پسرم بی گناهه.... مقصر شوهر احمقمه که دم به ساعت تو خونه س ..خوب ک س ک ش.. مثل آدم برو سر کار..... امروز پسرمو بیدار کردم صبحانه دادم بازی کردم باهاش ..ساعت دوازده گفتم ببرمت بیرون ...آماده ش کردم ببرم بیرون با کالسکه که بخوابه بیارم خونه....شوهرم یهو در را باز کرد وارد خونه شد...پسرم هم شروع کرد بگه بابا منو با موتور ببر ....خلاصه اومدیم تو پارکینگ شوهرم گفت نه موتور خوابه با ماشین میریم....بچه م یک ساعت تو ماشین گریه کرد موتور سواری میخاست....حالا اومدیم خونه ساعت یک بود..باز گفت من خسته م میخام بخوابم رفت تو خونه بخوابه ...منم بچه را با هزار کلک بردم با کالسکه بیرون تا خوابید آوردنش....دوباره شب ساعت نه پسرم خوابش میومد به شوهرم زنگ زدم من دارم بچه را میخابوم نیا.....هر وقت خوابید بیا....ده دقیقه بعد غذا بچه را داده بودم میخواستم ببرم بخابونم یهو شوهرم اومد...این بچه هم اون روش را کار گذاشت که منو با موتور ببر بیرون....یه ساعتی با موتور چرخیدیم تو خیابونا تا خوابید رفتیم خونه تا بغلش کردم بیدار شد و شروع کرد به جیغ زدن ...که منو ببر ددد...بعد با ماشین بردیمش...وای مصیبت کشیدیم تا خوابید ...ضعف اااااعصصصصاااااب گرفتم بدنم از بس حرص خوردم میلرزه..شوهر گوساله من نمی‌فهمه وقتی بچه بیداره نیاد خونه....بگید چیکار کنم