۱۴ پاسخ

اگه راضیه دست بکاربشین من بچه هام شش سال فاصله دارن خیلی افسوس میخورم کاش فاصلشون کم بود باهم بیشتر بازی میکردن بازم خداروشکر همبازی هستن درسته اذیت زیاد داره ولی به شیرینش می ارزه

ب نظرم اینو کامل از پوشک بگیر بعد

چه خوب که میگه یه بچه دیگه بیاریم شوهرمن از بچه زده شده ازبس این بچه اذیتمون کرده میگه دیگه غلط بکنم🥲

اتفاقا خیلی خوبه که فاصله سنی کم باشه

من و داداشم ده سال تفاوت سنی داریم به قدری هم ما هم مامانم راضی بودیم.
من عین مامان براش بودم الان هم دوست و رفیق همیم من با تفاوت سنی زیاد خیلی خیلی بیشتر حال میکنم و برعکس خالم سه سال و نیم تفاوت دارن الان پسر بزرگه 18 سالشه هنوز مثل سگ و گربه ان خالم پدرش درومد داغون شد هنوزم خوب خوب نشده

سلام عزیزم
قبلا برای یه نفر دیگه اینو نوشته بودم گفتم برای شما هم بفرستم دیگه توان تایپش رو نداشتم😅

تصویر

شاید اگر همجنس بشن بدرد بخوره وگرنه نه اصلا خوب نیست من و داداشم همیشه باهم درگیر بودیم

سلام اره خیلی خوبه

سه سال هم از برای بچه خوبه همبازی میشن و هم رو درک میکنند و هم برای مادر

هر جور خودتون دوست دارین من چون به بچه‌ی دوم فکر نمیکنم زیاد نظری ندارم

خیلی خوبه
من بچه هام ۷ سال اختلاف سنی دارن و درواقعیت بدرد هم نمیخورن ولی ۲ سال عالیه با هم بزرگ میشن، اگه میتونستم برگردم عقب با اختلاف سنی کمتری بچه میاوردم

بنظرم آمادگی روحی مادر مهمه، نه اینکه بچه تنهاست و پشت هم بیان باهم بزرگ میشن و این حرفایی که میشنویم، این تویی که باید ماه ها سختی بکشی، پس ببین آمادگی روانی داری، بعدش آمادگی جسمانی 😄

من آره منم دوسال و سه ماهش بشه میارم انشالله

هرچی خودتون صلاح میدونید عزیزم اگه مامانت نزدیکه برای کمکی خوبه بنظرم
دوسال کافیه برا جون گرفتن بدن دیگه

سوال های مرتبط

مامان علی مامان علی ۱ سالگی
چندماهه بحثمون سر آوردن بچه دومه!
من مخالفش نیستم ولی پسرم هنوز یک سال و ۸ ماهشه و من ترجیح میدم حداقل دو سالش بشه بعد اقدام کنیم. ولی شوهرم از مهرماه هی میگه دیر شد باید بچه بیاریم. هرچی بهش میگم همه زحمتا و سختیاش واسه منه گوش نمیده🙄 بهش میگم تو فقط شیرخشک و پوشک براش میگیری، تازه اگه شیر خودمو میخورد فقط پوشکش باهاش بود😂 آخه حتی لباساشم من با پول تو جیبیام میگیرم چون شوهرم اعتقاد داره علی همیشه لباس داره و نیازش نیست😐 شاید ۶ ماهی یکی نهایت دو تا بگیره. نه کمک میکنه تو تر و خشک کردنش نه وقتی خونه س واسش وقت میذاره و باهاش بازی میکنه. همه اینا رو بهش میگم ولی بازم حرف خودشو میزنه. از اینکه دست تنها باشم با دو تا بچه و کل سختیش رو دوش من باشه خیلی میترسم😢 امروز میگه ماه بعد اقدام کنیم. دیگه نمیدونم چیکار کنم هی دارم با بدبختی و بحث به تعویق میندازمش😂 بحث از پوشک گرفتنشم هست میترسم تو بارداری اذیت بشم.
نظر شما چیست دوستان من؟😁