۱۵ پاسخ

😂😂😂😂😂😂😂😂قیافتون دیدنیه کاش فیلم میگرفتییی

🤣🤣🤣🤣🤣

😂😂🤣🤣🤣وایی باید پا به پاشون بچگی کنیم دیگه

عزیزم😂
دختر منم بعضی وقتها که دارم میخوابونمش پستونکش و درمیاره می‌زاره دهن من، دلم واسش ضعف می‌ره، سرسفره هم با انگشتای کوچولوش بهم غذا میده بخورم

ای رووووولم😍😍😍😂😂😂

🤣🤣🤣دختر ست دیگر

عزیزم😂
دختر منم بعضی وقتها که دارم میخوابونمش پستونکش و درمیاره می‌زاره دهن من، دلم واسش ضعف می‌ره، سرسفره هم با انگشتای کوچولوش بهم غذا میده بخورم

خدا نکشت ترکیدم

عزیزم😂
دختر منم بعضی وقتها که دارم میخوابونمش پستونکش و درمیاره می‌زاره دهن من، دلم واسش ضعف می‌ره، سرسفره هم با انگشتای کوچولوش بهم غذا میده بخورم

عزیزم😂
دختر منم بعضی وقتها که دارم میخوابونمش پستونکش و درمیاره می‌زاره دهن من، دلم واسش ضعف می‌ره، سرسفره هم با انگشتای کوچولوش بهم غذا میده بخورم

عزیزم😂
دختر منم بعضی وقتها که دارم میخوابونمش پستونکش و درمیاره می‌زاره دهن من، دلم واسش ضعف می‌ره، سرسفره هم با انگشتای کوچولوش بهم غذا میده بخورم

دختر من خودش پستونک نمیخوره پستونکشو میارع میده من یا باباش بخوریم اگه در بیاریم سر صدا میکنه خودش به زور میکنه تو دهنمون😂

😂😂😂😂😂😂

وایییی😂😂😂

تا ب خدا چه بانمک😂😫

سوال های مرتبط

مامان آریا مامان آریا ۱ سالگی
تجربه افتادن از تخت

حدود یک ساعت پیش آریا رو خوابونده بودم وسط تخت (مسافرتیم و تخت نداره خودش اینجا) دو طرفش هم بالش گذاشته بودم و خودمم کنارش روی صندلی نشسته بودم ، در حد ۵ ثانیه رفتم که آب بخورم دیدم بلند شد انگار دنبال من میگشت از روی بالش کنارش خودشو با صورت انداخت زمین 🥲 ارتفاع کمتر از یک متر بود و من سریع دوییدم گرفتمش هنوز بدنش کامل نیومده بود رو زمین ولی همونجا دیدم دماغش و لبش خونی شده ولی زیاد نبود خونش ، حدود ۵ دقیقه گریه شدید کرد بعد ۱۰ دقیقه دل میزد و تو بغلم سرشو گذاشته بود رو سینم تا آروم شد بهش آب دادم خورد صورتش رو تمیز کردم به بینیش دست زدم دیدم درد نداره ورم زیادی نکرد کمپرس یخ گذاشتم و خونش بند اومد ، بعدم حدود ۴۵ دقیقه بازی کرد و میخندید و حالتاش طبیعی بود و الانم خوابید چون تو خواب افتاده بود هنوز خوابش میومد ، من به شدت حالم بد شد اون لحظه و الان واقعا عذاب وجدان دارم که چرا تنهاش گذاشتم ، اما گفتم بگم بهتون بدونین یا روی زمین بزارین بچه ها رو یا اگه روی تخت میزارین به بالش اکتفا نکنین حتما خودتون کنارشون باشین 🥲
مامان امیران (🦁💙🦁💙) مامان امیران (🦁💙🦁💙) ۱ سالگی
امروز امیرحسین رو هی بغل میکردم و بوسسس‌ میکردم و میگفتم «مامااااااااان تو فرشته بودی به خداااا و من قدرت رو ندونستم!!!» 🤦🏼‍♀️🥺🥺
واقعن امیرحسین پکیجی از یک بچه ی ایده آلی بود که همه چیشششش عالی بود! نه کولیک نه رفلاکس، بارداری و زایمان خیلی راحت، از همون نوزادی خودش میخوابید ! تا خوابش میگرفت بیهوش میشد بدون شیر و بغل و نوازش ! همیشه خوش غذا بود و تا ذره آخر برنجش رو میخورد ! همه بهم میگفتن «بی عدالتیه اگه بهشت خدا زیر پای تو هم باشه ! تو هیچی از بچه داری نفهمیدی» 😅
نه غر میزد، نه نق میزد، اصلا گریه نمیکرد، همیشه برای خودش مشغول بازی بود تا خوابش میگرفت هم خودش میخوابید، بمیرم براش الانم همینطوره 🥲

حالا طاهک جون ماشالله بیچارررررررم کرده ! از دستش میخوام سر به بیابون بذارمممممم دیگه ! مدااااام مثل گل سینه توی حلق من بهم جسبیده، یک لحظه روی زمین حاضر نیست بمونه، غذا هم که ابداااااا توی دهنش نمیکنه، واسه خوابیدن هم که تا ۲ساعت سینه توی دهنش نباشه محاله بخوابه ! واقعن امروز دیگه خیلی خسته م کرد نشستم کلی گریه کردم از فرط خستگی و استیصال ! اینکه همه ش چسبیده به من و مداااام مامان مامان مامان میکنه روانیم میکنه دیگه 😢

واقعن کی تموم میشه این دوران کوفت و خاک بر سرِ اضطراب جدایی 😢