۹ پاسخ

من اصلا اعتقاد ندارم و تقریبا همجا میرم پسرم از اول سال تاحالا فقط یکبار سرما خورده خداروشکر خوابشم خوبه
ولی دوست ندارم عکس پسرم رو جایی بزارم بعضی ها توی گهواره بچه هاشون مشکلی دارن یا فوت شدن دوست ندارم با دیدن عکس بچم داغ دلشون تازه بشه

منم کاملا اعتقاد دارم منم زیاد نمیزارم چشم زخم واقعا وجود داره

والله آدم نمیدونه چیکار کنه از دست چشم شور

من به چشم اعتقاد دارم وهیچوقت عکس بچمو نزاشتم چون گناه داره بچه

وای خواهر چشمت روز بد نبینه
بعد از مدت ها رفتیم خونه یکی از فامیل
بچم که از همون اول جیغ و گریه تا صبح
خودمم سر درد وحشتناک گرفتم
صبح که اسپند دود کردم آب رو آتیش
بچم هم می‌خندید

خب براش یه اسپند دود میکردی صدقه مینداختی

من خیلی اعتقاد دارم و اصلا عکس بچمو نذاشتم مامانم تهدیدم کرده حق نداری بزاری😅
نمیدونم تخم شکستن شنیدی یا نه من هر وقت پسرمو بردم عروسی تو جمعی جایی تموم اخلاقش عوض شد عین روانیا یه کارایی میکرد یه پیرزنه هست سریع میبرم پیشش تخم مرغ میشکنه درجا بچم خوب میشه همیشه هم از چشم و حسادته
آبجیم ۱۶ سالشه میگفت سردردم یه جوری ام انگار هم پسرامو هم آبجیمو بردم پیشش هنو تخم مرغ نگرفته یه جوری تق صدا کرد که ترسیدم گفت همشم از چشم و حسودیه یه جوری خانومه دستش به اصطلاح سبکه که از تهران و مشهد بهش زنگ میزنن
اگه کسی بلده تخم‌مرغ بشکنه حتما بچتو ببرش

منم به چشم خیلی اعتقاد دارم بچه هم زشت باشه و لاغر یهو چهرش شیرین نشون میده و طرف چشم میزنه. و همچنین توگهواره دیدم همش میگن بچم دوسالشه وزنش اینقدره بقیه تعجب میکنم وای چه خوبه بچه چهار ساله ماهم اینقدر وزنش نیس همینم وزنش هم چشم میخوره یکبار گفتم وزن بچهاتون رو تقریبی بگید ن دقیق بقیه پریدن بهم گفتم بیخیال شون وقتی سرشون اومد میفهمن

منم اعتقاد دارم به این موضوعی که گفتید.. دختر منم همین اتقاق بارها براش افتاده.. ی بار با ی بنده خدایی تلفنی صحبت کرد بعد از اینکه تلفنو قطع کردم دخترم داشت میخوابید یهو سیاه شد نفسش بند اومد آنقدر بچه رو زدم پشتش تا نفسش برگشت کامل دخترم رفت و برگشت😭😭 تو سفر کربلا هم دخترم فقط سینه میزد اصلا گربه نکرد یکی از همسفرامون گفتن خوشبحالت، شب بچه ام طوری با مغز اومد زمین کاملا چشماش سفید شد..واقعا چشم خیلی رو بچه ها تاثیر داره

سوال های مرتبط

مامان ریحانه و تو دلی مامان ریحانه و تو دلی ۲ سالگی
سلام صبح همگی بخیر
میخام از تجربه از شیر گرفتن دخترمو بگم
روند از شیر گرفتن دخترم خیلی راحت بود برخلاف چیزی که همیشه ازش می ترسیدم دخترم خیلی راحت با این قضیه کنار اومد ۲۸ دی ماه بردمش بهداشت برای چک کردن وزن و قدش همونجا دکتر بهداشت گفت باید ببری از امروز از شیر بگیریش چون سینه ات الان فقط براش حکم پستونکو داره و دیگه براش ضرر داره فقط دوره ای کم کم از شیر بگیرش که نه خودت اذیت بشی نه بچه از اونجا برگشتم شروع کردم به از شیر گرفتن قرار بود دو هفته روزا ندم و دو هفته شبا و تمام که یک هفته روزا بهش ندادم از ساعت ۸ صبح تا شب موقع خواب نمی دادم بهش می گفتم ممه اخه نخور یک هفته اول راحت سپری شد هرزگاهی نیومد سمت سینه هام ولی سرشو گرم می کردم دیگه نمی خواست یک هفته بعد شوهرم که شیفت شب بود شروع کردم به قطع کردن شیر شبش ،شیر شبش هم دو سه شبه کلا قطع شد و دخترم الان دیگه شیر نمی خوره روندش خیلی راحت برامون سپری شد شایدم چون باردار بودم طعم شیر عوض شده بود و این باعث شد خیلی راحت کنار بیاد. انشاالله تمام مادرایی که میخان بچه اشونو از شیر بگیرن مثل ما این دوره براشون راحت سپری بشه


بماند به یادگار ۱۴۰۴٫۱۱٫۱۴