۱۵ پاسخ

من ۵ سالم بود خدا به مامانم دوقلو پسر داد
امکانات الانم نبود کهنه میبستن و خونه ها سخت بود و انصافا مشکلاتشون خیلیییی بیشتر از ما بود و سنشم کم بود ۲۱سالش بودو ۳ تا بچه
اما میگذره و بچه ها هم زودی بزرگ میشن الان همش بهم میگه از بچگی باراد لذت ببر این روزا شیرین ترین روزای زندگیتن زود بزرگ میشه و دلت تنگ میشه

بچه های من ۱۳و نیم ماه فاصله سنی دارن...سخته..بنظرم از دوقلویی سخت تر بود...چون وقتی کوچیک بودن هرکدوم ی نیازی داشتن باز همسن باشن میگی ی چی میخوان...الانم سخته ولی بهتر شده الحمدلله

من هیچ استعدادی ت پخت کیک وشیرینی ندارم .افرین برای شما عالی شده

من پشت سرهمی دارم خیلی سخته واقعا خسته شدم

من یه دونه دارم هیچوقت دلم نمیخواد دیگه بچه بیارم بقول شما از بس اذیت شدم.ب درد زایمان ک فکر میکنم دیگهههه صد در صددد مطمئن میشم ک بچه نمیخوام

ولله منكه يدونه دارمم دلم برا بچگي پسرم تنك نشده🤭🤭
بنظر من ربطي به بعداد نداره به اخلاق بچه مربوطه بعضي بچه ها اذيتشون كمه بعضيا بيشتر

منم انگار بیشتر سختیاش یادمه

عزیزم شیرع ب. شیره از دوقلویی خیلی سخت تره
چون توی دوتا تایم مختلف دوتا نیاز مختلف احساس و عواطفمختلف دارن دوبار بارداری دوبار زایمان و. شیردهی

منم بچه هام دوسال و نه ماه فرقشونه بقدری سرشون اذیت شدم که اصلا دلم تنگ نمیشه

پسر منم یدونه است ولی واقعا خیلی شلوغه روزشماری میکنم بزرگ بشه😁

نه به نظر من عالیه تعدادی ک میخوای پشت هم بیاری مثلاً دو تا میخوای ب فاصله ۳ سال هر دو بیار بیشتر نه ۲/۵ تا ۳ سال
یعنی الان بچه اول ۳ سالش شد دومی به دنیا بیاد

ببین من دوخترام دوسال باهم تفاوت دارن یکی 5یکی سه بعد جفتشونم خیلی اذیت شدم از کولیک شدید و رفلاکس گرفته تا اذیت های دیگه به جفتشون با سرنگ شیر دادم.دختر دومم که تا همین الان شبا چند بار بخاطر گریه هاش بیدار میشم میگردونمش تا آروم بشه.ولی راستش فیلم بچگی هاشون رو که میبینم باز دلم بچه میخواد ولی بخاطر شب بیداری میگم ول کن تو غلط کردی هوس بچه کنی.نمیدونم اینا برن مدرسه شاید دوباره خر شدم و آوردم.

الهی عزیزم
واقعا سخته

منم بچه هام تفاوت سنیشون سه سال و نیمه جون دیگه برام نمونده البته هنوزم بچه اولمه که اذیت میکنه، چند وقت پیش داشتیم فیلمای نوزادی و کوچولویی هاش رو نگاه میکردیم همش برام یادآور روزای سخت بود و استرس بهم میداد

دوقلو خیلی سخته؟

سوال های مرتبط

مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
از اونجایی که خودتون می دونید من یه مادر پیگیر و دغدغه مندی هستم حالا خوب یا بدش رو نمی دونم دست خودم نیست نمی تونم نسبت به بچه هام بیخیال باشم چون بچه هام از اول تاخیر داشتن الانم تو همه کاری خودمم باید خیلی کمکشون کنم در کنار مهد که میرن چون با این وضع تعطیلی ها فکر نکنم همه خیو بتونند از تو مهد یاد بگیرن با مربیشون گفت و گو داشتم ایشون هم مشاوره و روانشناس کودکه ایشون گفتم از نظر من هم‌گفتار روایتگریشون ضعیفه گفتار پایه عالیه فقط روایتگریه که اونم با چند جلسه اوکی میشن می گفت اگه اینقدر تعطیلی نبود مب گفتم نیاز نیست ببری گفتار درمانی و به مرور تو محیط باشن خوب میشن ولی وقتی این همه تعطیلی هست و شما هم‌می خوان زودتر تا زمان سنجش راه بیافتن بهتره که در کنارش چند جلسه گفتار درمانی هم دتشته باشن تا صعودی پیشرفت کنند بعد دیگه صحبت هامون رسید تا اونجایی که گفت هر دوشون یه مقدار تو دقت و تمرکزشون ضعیفن که اونم بازی های مربوط به این مساله و تمریناتش رو اگه باهاشون کار بشه خوب میشن گفت اگا هی تعطیل نکنند من خودم تو مهدم باهاشون کار می کنم ولی تو خونه هم‌نیاز به رسیدگی دارن از اون طرف هم نقاشی دلوین و ماهاین رو نشون من داد از ماله بچه های دیگه هم‌نشونم داد گفت خیلی ضعیفم و باید روشون کار بشه و در حده بچه های ۵ و ۶ ساله نیست که اونم‌بهتره هم تو خونه باهاشون کار بشه هم تو مهد من خودمم متوجه این موضوع شدم با نقاشی هایی که پامان های اینجا میزارن بچه های من در نهایت فقط بتونند یه آدم بکشن یه خورشید حالا به تازگی دلوبن یادگرفته ابر هم‌بکشه ولی گفت باهاشون کار بشه خوبه بعد من گفتم اگه با طور هماهنگ هر سه تایی بشینیم و بگم همزمان با من بکشید چطوره گفت اگه حوصلشو داشته باشید عالیه