۶ پاسخ

عزیزم من دیگه ۴۴ روز زایمان کردم فعلا خونه خودم نرفتم امروز میرم سنم کمه و با اینکه خونه بابا و پدرشوهرم بودم ولی بازم خودم هردوتا رو روز و شب میگیرم اونا فقط ناهار و شام برام میارن یکی از بچه هام کولیکی یکیشون کولیک و رفلاکس خیلییی سخته ولی هدیه خداست باید روزی هزاران بار بگیم خدایا شکرت حتما خدا در وجود ما ی توانایی بزرگ دیده که دوقلو داده فقط باید سخت نگیری

من دو هفته کمکی داشتم بعدش خودم بودم دیدم اصلا نمیشه یه پرستار گرفتم ۶ ساعت در روز میاد کمکم ناهار و کار خونه رو انجام میده گاهی بچه ها رو میدم بهش میرم میخوابم یکم.
بچه هامم هر دو کولیکی هستن شبا خیلی گریه میکنن

عزیزم من23 روز خونه بابام بودم بعدش دیگه اومدم خونه خودم کم کم باید عادت کنی سعی کن دو سال اول رو خیلی رو کارای خونه حساس نباشی تا بهت فشار نیاد من که فقط یه غذایی پخت میکنم بقیه کارا رو میزارم وقتی شوهرم خونه باشه و از بچه ها مراقبت کنه دیگه دوقلویی سختی های خودش رو هم داره هدیه خداست ناشکر نباشیم همه سختی هاش یه لحظه که برام میخندن فراموش میکنم

من بچه دوساله دارم الان هم بچه ۱۵ روزه دارم پدرم در اومده با اینکه مادرم اومد چند روز موند پیشم مادر شوهرم هم خیلی یخوبخ کمکم می‌کنه ولی اصلا فرصت نمیکنم شبا تا صبح بیدارم اون یکی رو میخوابونم اون یکی بیدار میشه اوووو....

عزیزم خدا قوت بهت والا من که یه پسر۴/۵ساله دارم و یه پسر کوچیک بازم قلق زندگی دستم نیومده هنوز

نمیخام ته دلتو خالی کنم ...ولی من هر روز ارزوی مرگ دارم خیلییییی خستم ....یهو این همه مسئولیت ادمو داغون میکنه

سوال های مرتبط