۱۹ پاسخ

٤١ هفته و دو روز با وزن 4 كيلو و ١٠٠

3500چهل هغته

یکی ۴۱هفته ۳۸۰۰
یکی ۴۰هفته۳۴۰۰

من بچم ۴۴۰۰ بود نتونستم طبیعی
البته چون دیابت داشتم بچم فقط باد داشت
بعد از یه روز شد ۳ کیلو‌خورده
انقد امپول فشار بد بود
یه قرص هم ت واژن میزارن انگار داشتم میترکیدم

من امپول فشار زدن
قرص ت واژن گذاشتن
اخرم نتونستم
رفتم سز اورژانسی

اگه بچه درشته نمیشه

منو گفتن ۴۰هفته

من دوتا بچه هام تو هفته۴۲ دنیا اومدن خودشون توخونه کیسه ابشون پاره میشود بعدبا درد میرفتم بیماریتان زایمانام هم سخت بودن دوتاش بچه هام هم وزنی نداشتم یکیش ۲۷۰۰ بود یکی۲۷۵۰😅

نگران نباش پسر من حالا۳۸ هفته بدنیا اومد ۳.۵ بود دهانه رحمم باز بود ولی سر تو لگن نبود با دوتا ورزشی ک ماما همراهم داد اومد تو لگن

من وارد ۴۱ شدم ولی هیچ دردی نداشتم رفتم بیمارستان گفت تا هفته ۴۲ هم وقت داری ولی من از دکترم نامه بردم بستریم کردن آمپول فشار زدم یک شبانه روز درد کشیدم ولی بیشتر از ۴ سانت باز نشدم آخرشم کارم به سزارین اورژانسی کشید وزن بچه هم ۳ و ۶۰۰

من ۴۰ هفته و ۲ روز وزن بچم ۳ کیلو ۱۰۰ بود زیاد نبود منم دوسانت باز شدم بعد قفل شدم ۴ ساعت ک اخرش امپول فشار زدن

40هفته وزنشم 2900
ان شالله زایمان راحتی داشته باشی
خوب کاری کردی ماما همراه گرفتی

رفیقم دوروز دردداشت باقرص فشار تازه اخرسر جفت حداشداز بچه دیگ سزارین کردنش

دولتی نرو اصلاا رفتی ام فرقانی نرو

شیاف بزار پله برو فعالیت کن رابطه بدون جلوگیری داشته باش

شیاف نمیزاری؟

40 هفتە زایمان کردم و وزن بچەم 3400بود انشااللە بسلامتی فارق بشید و من هم با امپول فشار و باکمک ماما همراە زایمان کردم

اناناس بخور
چیزای گرم بخور که انقباض رحم پیدا کنی
ورزشهاتم زیاد انجام بده

من ۴۰هفته و ۵روز زایمان کردم.وزن بچم ۴.۵کیلو بود

با آمپول فشار مگه چجوریه زایمانش

سوال های مرتبط

مامان برهان💙 مامان برهان💙 ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من پارت ۱

اول از اینکه بگم این تجربه شخصی منه و قرار نیست برای کسی اتفاق بیوفته پس مامان های بارداری که میخونید به خودتون استرس ندین و یا دچار استرس هستین اصلا نخونید

من روز سه شنبه ۹ دی بود نوبت دکتر داشتم برای معاینه تحریکی قبل از اینکه برم دکترم بهم گفته بود که دهانه رحمت ۱ سانت نیم بازه و تا هفته دیگه زایمان میکنی خلاصه رفتم پیش دکترم برای معاینه دکترم یه معاینه ساده کرد گفت دهانه رحمت ۳ سانت بازه برو فردا بیا بیمارستان زایشگاه و بستری شو با نامه دکتر فردا صبحش چهارشنبه ۱۰ دی رفتم زایشگاه نوار قلب انجام دادم و فشار گرفتم خوب بود فقط چون از استرس صبحانه نخورده بودم یکم نوار قلب بد نشون میداد دکترم اومد گفت دو هفته جا هست برای زایمانت الان ۳۸ هفته ۳ روز هستی تا ۴۰ هفته جا داری اما چون دهانه رحمت بازه امکان داره زودتر زایمان کنی گفت که الان هم بچه ات به دنیا بیاد هیچ مشکلی نداره و دستگاه نمیره با خودته میخوای الان بستری میشی با آمپول فشار زایمان میکنی نمیخوای برو تا هروقت دردت گرفت بیا منم دیگه دل رو زدم به دریا گفتم حالا که تا اینجا اومدم میمونم و زایمان میکنم دیگه موافقتمو برای زایمان اعلام کردم پرستارا لباس مخصوص بهم دادن لباسمو عوض کردم رفتم اتاق زایمان برای آمادگی زایمان دانشجو ها با استادشون اومدن برای زایمانم و یدونه ماما خود بیمارستان رگ گرفتن و سرم وصل کردن یکساعت که گذشت آمپول فشار رو داخل سرم ریختن و سرم رو باز کردن حالا بگذریم که چقدر اومدن سوال الکی و چرت پرت پرسیدن خلاصه دردام بعد از نیم ساعت شروع شد از اونجایی که ماما همراه گرفته بودم