۱۱ پاسخ

چه بدبختیه ما صبح تا شب و شب تا صبح داریم حرص میخدریم با بچه های بدقلقشون حالا پدرشون برامون ناز میکنن

کاس درک میکردن بچه چقدر اکرژی میگیره از مادر،من حوصله ی خودمم ندارم چه برسه دیگری

عزیزم اصلا خودتو ناراحت نکن واقعا ما مادرا همه رو درک میکنیم ببین وقتی سرکاره بش پیام بده دلم برات تنگ شده چیکار میکنی عشقم زودتر بیا 😄 وقتی اومد گل دختری رو بغل کن برو استقبالش بگو دلمون برات تنگ شده از شیطنت ش بگو خلاصه چایی دم کن کنارش بشین حرفای محبت امیز بزن 😄 زودتر دخملی را بخابون برو کنارش گاهی م شبا رو یه تکه کاغذ براش جملات عشقولانه بنویس بزار جیبش فردا رفت سر کار یهو ببینه دلگرم بشه 😃😃😃 دیگه چیا بگم

اینا بخاطر زندگی در دهه ۲۰ زندگیه ..بخاطر خامیِ ...تو کاملا حق داری درک میکنم ولی شده در روز با یک یا دو حرکت هرچند کوتاه محبتتو بهش نشون بده ..مثلا از سر کار اومد برو استقبالش با لبخند ...یا چایی و خوراکی مفرح بیار براش .‌.یا طی ی حرکت غافلگیرانه حتی شده به دقیقه هم نکشه با عشق بغلش کن ...یا قربون صدقه و ...

این جوره

تصویر

سلام خانما من سویق حکیم بانو از عطاری گرفتم بچم لب ب هیچی نمیزنه خوبه بدم بهش

واقعابایددرک کنه شرایطو

ولی کلاسعی کن روزانه یک ساعت وقتتو دراختیارش بزاری کامل

راست میگه دیگه گلم باید براش وقت بزاری زمانتو مدیریت کن بچه هیچکار نمیشه اخرشب ک‌میخابه ی چایی ی نکسافه ای مهمونش کن باهاش حرف بزن
منم شوهرم وقتی همش با بچه بازی کنه گیر باشه حواسش ب حرفام نباشه لج میگیره چ برسه ب شوهرت

دلخور شده عیبی نداره از دلش دربیار، بشین فکرکن ببین قبلا چکارا میکردی ک شوهرت دوست داشته ک دوباره گرمای رابطه برگرده،مثلا وقتی سرکاره زنگ بزن حالشو بپرس،تایمی ک بچه ات خوابید برو کنارش یکم باهم حرف بزنین

سعی کن یه زمان هایی خالی کنی دو نفره وقت بگذرونید. اونم کلی فشار روشه نیاز به ارامش و دلگرمی داره کوچولوت زودتر بخوابون.

خب عزیزم باید خوشحال باشی بهت گفته دیگه این یعنی برای رابطه تون ارزش قائلِ بشین باهاش صحبت کن بگو عزیزم واقعا از قصد نیست این رفتارم خیلی درگیر بچه شدم برای اونه سعی میکنم اشتباهمو اصلاح کنم و از این به بعد سعی کن بهش بیشتر محبت کنی کلامی رفتاری

سوال های مرتبط

مامان فرزندم مامان فرزندم ۱۷ ماهگی
مامان مَهوا🌝 مامان مَهوا🌝 ۱۴ ماهگی
#قسمت اول #یبوست مقاوم و درمانش
نمیدونم کیا درجریانن که مدتها دختر من گرفتار یبوست شدید شده بود دقیقا از ۶ماهگی که غذاخور شد ، خیلی شدید بود ،زور میزد جیغ میزد یکم مدفوع میکرد ،خواستم تجربه مو بگم دیدم خیلی از مادرا میپرسن چیکار کنم ، یعنی چشمتون روز بد نبینه ، من دیگه درمانده شده بودم یعنی راهی نبود که نرفته باشم برای درمانش ،به امام زاده ها پناه بردم آخرش ،تا بالاخره خدا خودش راهشو جلو پام گذاشت
اگه یبوست کم داره یعنی یکم سفت شده همیشه نیست با روغن زیتون و کره تو غذا ریختن
یا میوه هایی مثل گلابی و میوه های تابستونی هندونه و هلو و انجیر
میوه های زمستان و پائیز مثل کیوی و(( انار بعد از غذا البته قبلش یبوست میاره))
با انواع آلوها که من امتحان کردم ، آلو سیاه و آلو بخارا از همه بهتر بود
که باز برای دختر من خیلی کم جواب بود
انجیر خشک هم شب تاصبح خیس میکردم ۷،۸تا هرچی سفت تر بود اینقدر، برای بچه ای که کمتره ،۳تا۵تا امتحان کنید
سبزیجات مثل تره و بالای یکسال میگن اسفناج و چغندر هم خوبه ولی من تره با خیلی کم جعفری ،گشنیز قاطی میکردم می‌ریختم تو سوپ یا خورشت
که اوایل بیشتر سوپ میدادم ،دخترم عاشق برنج بود که خودش عامل یبوست بود ،با کره خیلی کم میدادم بیشتر خورشت میدادم