مامانا یه مشورت میخواستم با هاتون کنم ،
بچه من ۱۱ ماهشه و بچه برادرشوهرم ۸ سالشه، موقعی که بچه من به دنیا اومده بود مدام جاریم می‌گفت بچه من حسودی میکنه بخاطر همین جلوی بچم نمیام بچت رو ببوسم و قربون صدقش برم،انقدر می‌گفت که به طبع شوهرش هم مثل خودش رفتار میکرد و انقدررررر مدام همینو می‌گفت که پدرشوهر و مادرشوهرمم جلوی بچه اون نمیومدن سمت بچه من و بوسش نمیکردن،بچه من که نوزاد بود خب متوجه نمیشد و منم چیزی نمی گفتم ولی الان کم کم بچه من یک سالشه و داره متوجه محبت میشه و من از این موضوع دلخورم که همچنان همش جاریم چه در حضور بچش چه زمانی که بچش نیست میگه حسودی می‌کنه و حساسه بخاطر همین جلوش مراقب رفتارم هستم و نمیام بچتو بوس کنم.
البته اینم بگم که رفتار خودش و شوهرش به خودش ربط داره ولی از اینکه مدام میگه باعث شده پدرشوهز و مادرشوهرمم در حضور بچه اون به بچه من کم محلی کنن باعث آزرده خاطر شدن من شده 🫠🫠🫠
بنظرتون چیکار کنم

۱۰ پاسخ

ب پدرشوهر و مادر شوهرت بگو بهتره ب اون پسر بگید ک دوتاشون رو اندازه هم دوس دارید ب دوتاشون توجه کنن چون اگ بزرگتر بشن پسرت فک میکنع اینو دوس ندارن و اون پسر هم فک میکنه بیشتر دوسش دارن باعث اختلاف میشه خاهرزاده من ۴ سالشه اوایل حسودی میکرد اما یذره هم باعث نشد خانوادم ب پسرم توجه نکنن برعکس هرچی میگرفتن برا دوتاشون بود الان خیلی دوسش داره و اصلا اذیتش نمیکنه جاریت میخاد پسر خودش فقط توجه ببینه

توهم بیا وقتی همه هستن مخصوصا مادرشوهر پدرشوهر جاری وشوهرش بچه اش انقدر ناز نوازش کن بچتو تا پاره بشه

جاری منم همین بود من بچم وقتاییک‌اونا خونه پدرشوهرم باشن نمیبرم و ب خانواده شوهرمم گفتم اگ کسی ازترس بچه کس دیگ میترسه ب بچم نزدیک بشه لطفادیگ ب بچم دست نزنه وخیلی جدی تذکردادم ک اینم نوه تون درست من ب اندازه کافیه ب بچم محبت میکنم ولی اجازه نمیدم کسی بهش بی توجهی کن

به پدر شدهر مادرشوهرت بگو مگه بچه مت نَوَتون نیست،؟ اون محبت و خوش رویی میفهمه چرا ب خاطر یه بچه دیگه با نوتون اینجوری رفتار میکنید اگ اینجوری باسه من نمیارم شما یه نوه داشته باشید

چه غلطااااا بچه ۸ ساله همه چیز میفهمه حسودی دیگه چ صیغه ایهههه؟

توام بگو اتفاقا این روش درست نیس بچه حسود و خودخواه بار میاد
همینطور جلو پدر شوهر مادر شوهرت بگو اصلا روش درستی نیست هرکسی بجای خودش باید دوست داشت این باعث میشه بچه هرچی بزرگتر میشه خودخواه بشه حتی محبتم برا خودش بخواد بچه منم میترسم ازتون دور شه ک من دوست ندارم
ب شوهرت بگو بخاطر بچه داداشت ب بچه من توجه نمی‌کنند بچه ام محبت نبینه سرد میشه چون بچه ها تو این سن عاشق خونه مادربزرگ و پدر بزرگشونن منم دوست دارم لذت میبرم

والا بجا بچه مامانش حسوده
بنظرم وقتی دخترش هست بزار بازی کنن یا وقتی با بچت بازی میکنی بگو اونم بیاد بشینه کنارتون که مامانش ببینه

یک هیچ جاریت برده .... تو هم مثل خودش از این ببعد رفتار کن محل به بچه اش نده و بگو دیگه بچه ام بزرگ شده و ناراحت میشه منم به بچه های مردم اهمیت بدم

واااای دقیقا خواهرشوهر منم همینو کرد ببین بهش بگو من مواظب بچه ام هستم حس حسادت تو بچه ها طبیعیه اینطوری دشمن میشن باید اتفاقا ارتباط بگیرن بفهمن هم دیگه رو دوست داشته باشن
یا اینکه کلا وقتی اونا تو یه جمعی هستن تو نری

چه روش زیرکانه ایی بکار گرفته 😂

سوال های مرتبط

مامان مهوا🐣 مامان مهوا🐣 ۱۱ ماهگی
خانوما تایپک قبل و نوشتم دیدم شماهم مثل من واکنش نشون میدین🙂
چند وقته پیش فامیلای همسرم زنگ زدن گفتن میخواییم بیایم ناهار
دختر من خیلی گریه میکنه و بهم وابستس خیلی اذیتم میکنه من باز با تموم اینا گفتم بیاین قدمتون رو چشم
بعدش تا ساعت ۵ صب من بیدار موندم کارامو کردم ناهارمو پختم
خیلی خسته بودم
مهمونام که اومدن دختر خواهرشوهرم عروسک مهوارو برداشت مهوا گریه کرد عروسکو گرفت
دختر خواهرشوهرمم گریه میکرد خودشو میزد مادرشوهرمم با حرص و اعصاب خوردی اومد مهوا رو محکم برداشت از زمین و عروسک گرفت داد به دختر خواهرشوهرم
مهوا گریه میکرد بعد مادرشوهرم برگشت گفت هیشکی به این دختر حرفی نزنه (دخترمو میگفتا)این عصبیه
منم ناراحت شدم گفتم یعنی چی که عصبیه
عقب موندس(دورجون بچم )روانیه چیه که اینجوری میگی
بچمم از بغلش گرفتم
البته با خنده گفتما ولی خب حرف دلم بود اوناهم فهمیدن من جدی میگم و شوخی نیس
حالا مادرشوهرم اومده پیش شوهرم شکایت که چرا زنت بچه رو از بغلم گرفت فامیلات ناراحت شدن و فلان شدن
ولی نمیگفت که چی گفته من اعصابم خورد شده
هی میگفت بچه تو بچه منم هست نباید از بغلم میگرفتی
منم دیگه جوش اوردم گفتم اولا که بچم بچه ی منو پسرته
دوما اگه بچه خودت حسابش میکنی به چه حقی جلو اون همه ادم به بچم میگی عصبی تو حق نداری به بچه ی من چیزی بگی
چون منم به خودم اجازه نمیدم کمتر از گل به بچم بگم هر کی هم بگه من میدونم و اون
بنظرتون رفتار من بد بود ؟؟؟؟؟