۶ پاسخ

والا من و خواهرم یکسال و نیم فاصله داریم بچه که بودیم اصلا با هم بازی نمیکردیم من فقط دوست داشتم با مامانم بازی کنم😂همش هم ناراحت بودم چرا مامانم وقت و انرژیش رو کامل واسه من نمیذاره😄اینکه یه بچه دیگه بیاریم که بچه اول تنها نباشه زیاد منطقی نیست اونم به قول خودتون توی این شرایط. به این فکر کن که توی ۹ ماه بارداری و یکسالی که داری از نوزاد مراقبت میکنی چقدر بچه اولت از وجودت محروم میشه

چرا از الان باید با دیدن بازی بچه حس بد بگیری ب جای اینکه خوشحال بشی از بازی کردنش
این حس معمولا پنج شش سال دیگ میاد سراغ مامانا ک بچها بفهمن خواهر و برادر چیه و کمبودشو حس کنن
مهم تر از تک فرزند نبودن خیلی چیزای دیگ هس با این وضعیت اونارو جور کنیم خودش خیلیه

وای دقیقا منم همین حس ها رو دارم، همش عذاب وجدان میگیرم میگم الان تنهاس بزرگ بشه تنهاس ولی چه میشه کرد شرایط اینطور برامون رقم زده. بعدا خیلی از اونایی که خواهر برادر هم دارن لزوما ارتباط خوبی باهم‌ندارن و بعضیا اصلا قطع رابطه کردن. با این چیزا دلداری میدم خودمو

وضعیت اقتصادی از قذیم همینجور بوده همیشه قشر ضعیف اذیت بودهه
من تا 12سالگی تک فرزند بودم همیشه تنها منزویی بودم خودم بوم یسالشه الان تو اقدامم
به این فکر کن روزی که ما نباشیم بچمون فقط خواهر برادرش دارهه تنهایی خیلی دردناکه

پسرم منم وقتی میرم خونه کسی خیلی بازی می‌کنه و شاده
تو خونه داره اذیت میشه.منم تصمیم گرفتم این ماه اقدام کنم برا بچه دوم تا سال دیگه براش هم بازی بیارم

دقیقامنم همین مشکل دارم

سوال های مرتبط

مامان دردونه مامان دردونه ۱ سالگی
درباره بازی- ۸
من خیلی دنبال این بودم که هم سن و سال پسرم پیدا کنم تا باهم بازی کنن. ولی تجربه ام نشون داد که این سن برای هم بازی شدن خیلی زوده. مطلبش رو هم خوندم که بچه ها تو این سن بازی نمیکنن. یه پدیده ای هست به اسم بازی موازی. یعنی هر کدوم برای خودشون بازی میکنن.
بچه های کم سن تر ، بچه های بزرگتر و بچه های دقیقا هم سنش رو امتحان کردم.
کلا از دیدن هر نوع بچه ای خوشحاله☺️
بچه های کوچیکتر رو دوست داره نگاه کنه و ناز کنه و دست بزنه. بچه های هم سن خودش خوب میتونن با هم راه برن، بیشتر با هم به به میخورن و دبنال هم راه میفتن و سر اسباب بازی دعواشون میشه😅
بچه های حدود ۲ یا ۳ سال خیلی تجربه جالبی نبوده. چون خیلی تو اون سن بچه ها بچن و همینطور لجباز و خودمحور میشن.
بچه های سن بزرگتر حدود ۴ یا ۵ و ۶ هم با دخترا بهتر کنار میاد.مواظبشن. رعایتشو میکنن. پسرها خیلی ورجه وورجه دارن تو این سن انگار‌ یه جا بند نمیشن که البته طبیعیه.
بچه های بزرگتر که دیگه مدرسه ای شدن هم خیلی دوستش دارن خیلی توب مواظبشن. ولی خوب دیگه پسرم نمیتونه به اون صورت باهاشون بازی کنه.
و اینکه تو این سن باید حتما بازی با نظارت و دخالت بزرگترا باشه. باید اگه دعواشون‌میشه دخالت کرد حتما.
سن پسرم ۱ سال و ۴ ماهه.
و از همون موقعی که میتونست بشینه قرارهای دوستانه براش میذاشتم.
الان چندتا دوست داره که خونمون میان و خونشون میریم. فکر میکنم بیشتر دوس داره که نی نی بیاد خونمون و باهاش تو اتاقش بازی کنه. ولی رفتن به خونه بقیه و اسباب بازی های جدیدم خیلی براش جالبه.
خانه بازی هم بردمش چند بار. از وقتی تونست خوب راه بره. ولی با کسی هم بازی نمیشه. خودش بازی میکنه ولی بودن تو محیط بچه ها رو مسلما خیلی دوست داره.