۷ پاسخ

سلام گلم کدوم بیمارستان

ترشحاتت چح شکلی بود؟؟

وای کدوم بیمارستان رفتی گلم ؟؟

اره خیلی سخته ولی قابل تحمله یکم تحمل کنی تا صب بهتر میشی
منم الان تو شرایط توام حالم زیاد خوب نیست سزارین دوممه

مبارک باشه عزیزم خدا حفظش کنه خوبه به موقع رفتی

طبیعی زایمان کردی ؟

چندهفته بودی؟؟

سوال های مرتبط

سونیا🌱 سونیا🌱 قصد بارداری
مامان محمد حسین 💙 مامان محمد حسین 💙 ۱۲ ماهگی
سلام مامان گلیا
نی نی منم اومد
1404/5/16
نماز صبح کیسه آبم پاره شد رفتم بیمارستان تا بعد از ظهر دنیا اومد
ساعت ۷ بستری شدم معاینه شدم نوار قلب از بچه گرفتن یواش یواش دردای خودم داشت شروع میشد
سرم و آمپول فشار بهم زدن ۸:۳۰
از ۱۰ صبح دردام زیاد شد یواش یواش بهم آمپول میزدن برای نرم شدن دهانه رحم کلن ۴ تا آمپول شد و یه آمپول فشار دیگم تو سرمم زدن
ساعت ۱۲ خیییلی اوج گرفت
از ساعت ۱۰:۳۰
اجازه دادن از رو تخت بیام پایین ورزشامو شروع کردم
از صبح که بستری شدم دهانه رحمم ۱ سانت بود
تا ساعت ۱ با کلی معاینه و ورزش شدم ۵ ساعت
دکترم ساعت ۱ اومد خیییلی کمکم کردم موقع درد معاینه میکرد ورزش توپ و یه آمپول دیگه
خدا رو شکر ساعت 14:45 دقیقه نی نیم اومد
و من جراحی زیباییم خواستم و دکترم برام انجام داد و از داخل و بیرون بخیه خوردم
زایمانم طبیعی سوم بود
خیلی سخت گذشت بهم تا دنیا اومدنش ولی خییییلی می ارزه
الهی قسمت خانومایی که آرزوی بچه دارن
قشنگای من الهی شما هام زایمان راحتی داشته باشید
به خیر و خوشی نی نیتونو بغل بگیرید
مامان ماهورا مامان ماهورا ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۱
سلام مامانا
من سه شنبه صبح رفتم بیمارستان که بگم ۴۰ هفته‌م تموم شده کی بستری میکنن..اونا اصرار داشتن که تا پایان ۴۱ باید صبر کنم..ولی من خیلی کلافه و خسته شده بودم از همه تلاش‌هایی که کردم..آشنا پیدا کردیم گفتن بستری میکنن..دیگه ساعت ۱۰ و نیم صبح با دهانه رحم ۲ سانت و بدون درد بستری شدم.گفتن باید بشم ۳ سانت تا سوزن فشار بزنن..هر ۴ ساعت بهم قرص زیرزبونی دادن خیلی خسته کننده بود چون بیکار بودم و مجبور بودم روی تخت بمونم ۱۲ ساعت طول کشید و واقعا کلافه کننده بود تو یک اتاق تک و تنها و بیکار..
بالاخره ساعت ۱۱ شب شدم سه سانت ولی تو معاینه ها میگفتن لگن عالیه دهانه رحم عالیه و این بهم انگیزه میداد.این بین یذرره درد پریددی خفیف هم داشتن بخاطر قرصا
خلاصه ساعت ۱۱ امپول فشار تو سرم شروع شد..ساعت ۱۱ونیم کیسه آبم خود به خود پاره شد و من‌همچنان درد خیلی خفیف داشتم...ساعت ۱۲ یک هووویی دردام شروع شد و شدییید دقیقا هر ۱ دقیقه میگرفتن..اولش به روم نیاوردم انرژیم حفظ کردم نفس عمیق میکشیدم.ولی خیلی خیلی غیرقابل تحمل بود واقعا بدون درد رفتن و امپول فشار رو به کسی پیشنهاد نمیدم..
مامان 💙امیرعلی 💙 مامان 💙امیرعلی 💙 ۱ ماهگی
تجربه زایمان پارت اول
خوشگلاومدم با تجربه زایمان من روز ۳۱ تیر بدون هیچ دردی رفتم زایشگاه بیمارستان امام حسین و گفتم ب طبق سونو ان تی باید ۳۰ زایمان میکردم و نکردم و معاینه شدم و گفتن دهانه رحمم بسته زنگ زدن دکتر وخلاصه بر طبق دستور دکتر ساعت ۸ شب من نامه بستری گرفتم‌و گفتن قرص زیر زبانی میدن تا صبح دهانه رحمم باز بشه و درد هام شروع بشه من بستری شدم و اومدن دستگاه نوار قلب رو مرتب تا صبح ازم گرفتن و ساعت ۱۰ و ساعت ۲ صبح و ۶ صبح بهم قرص زیر زبانی دادن تا ساعت ۴ صبح من هیچ دردی حادی نداشتم و دردام مثل درد پریودی میگرفت و ول میگرد از ماما پرسیدم گفت شروع درد ها بستگی به بدن داره یکی با یک قرص شروع میشه یکی با ۳تا و یکی ام با ۶ تا قرص خلاصه من تا ۴ صبح بی درد بودم از ساعت ۴ درهام شدید شد و انقباض هام شروع شد به حدی که ساعت ۸ صبح از درد مثل مار به خودم میپیچیدم اما چرا سزارین شدم چون دردها و انقباضات شروع سون اما دهانه رحم نرم شده بود اما باز نمیشد از شب ک بستری شدم چند بار دکتر و ماما معاینه کردن و معاینه های تحریکی دوبار انجام دادن که من تا ۴ صبح ۳ بار خونریزی کردم ب حدی که اومدم
مامان مهرسا مامان مهرسا ۱۰ ماهگی
زایمان من…

من شنبه ۱۹ مهر رفتم پیش دکترم ، ( هفته پیش رفته بودم بیمارستان از درد گفته بود ۲ سانتی ) گفتم دکتر من موقع خواب قفسه سینم میگیره درد های نا منظم دارم ، معاینه کرد گفت باز ۲ سانتی ، گفتم دکتر من شرایطم اینجوری تا کی باید بمونم گفت پس تو دوشنبه (۲۱ مهر ) برو بیمارستان بگو درد دارم منم میگم بستریت کنن گفتم با دو سانت اشکال نداره گفت نه کمکت میکنن گفتم من خودم ماما همراه دارم ، گفت باشه رسید دو شنبه ساعت ۱۱ صبح رفتم بیمارستان گفتم درد دارم معاینه کرد گفت باز دو سانتی ولی دکترت گفته بستری بشی ، من بستری شدم امپول رو تزریق کردن تو سرم تا ساعت ۴ الی ۵ راه رفتم (ماما همراهم گفته بود تا ۴ سانت نشی من نمیتونم بیام) ساعت ۵ عصر امپول و بیشتر کردن درد داشتم ولی قابل تحمل هر سریع میرفتن میومدن معاینه میکردن میگفتن همون ۲ سانت ، ساعت ۷:۵ دیقه کیسه ابم ترکید اولش گفتن خوبه زودتر باز میشی من تا ساعت ۹ با درد وحشتناک تحمل کردم ، یکم گذشت دیدن رنگ کیسه اب عوض شده گفتن بچه مدفوع کرد، طی ۱۰ دیقه بردنم اتاق عمل برا سزارین🥲🥲و منم یهههه عااالمه گریه ڪ چند ماهه ورزش میکنم و همه کار کردم چرا دهانه رحمم باز نشد، یه عااالمه گریه که من سزارین نمیخوام، خلاصه نی نی من ساعت ۲۱:۵۶ به دنیا اومد ولی باز میگم سزارین خیلی مزخرفه