سلام امشب میخوام یکم با مادرای زحمت کش صحبت کنم.
میخوام به مادرهایی که حس میکنن مادر خوبی نیستن بگم من این حسو خیلی خوب درک میکنم چون خودمم اینجوری بودم مخصوصا که یه مدت پشت هم امیرحسین مریض میشد انواع ویروساروگرفت حتی دوبار بیمارستان بستری شد و من همش خودمو سرزنش میکردم.
میدونم خیلیا از اطرافیان حرف میشنون و بیشتر اذیت میشن اما اینا همش افکار اشتباهه هیچ آدمی تو دنیا جای مادر رو برای بچه نمیگیره و هیچکس مثل اون مادر خوب و بد بچشو نمیدونه و نمیتونه ازش مراقبت کنه درسته که گاهی ممکنه اشتباهم بکنه این طبیعیه مخصوصا برای مادر اولی ها اما دلیل نمیشه مادر خوبی برای فرزندت نباشی
تو یه مادری که اگر بچت غذا نخوره تو حالت بده
اگر وزن نگیره یا کم بگیره تو از همه بیشتر عصبی میشی وحالت بده
اگر گاهی سر خستگی چیزیم به بچت بگی طبیعیه
پس بدون تو بهترین مادر برای فرزندت هستی اگر لیاقت نداشتی خدا بهت این بچه ماه و فرشته معصومو نمیداد بنابراین قوی باش با قدرت ادامه بده خودتو باورکن خدا هم پشتته
توبهتزینی❤

۱۱ پاسخ

وای ممنون چقدر به این متن نیاز داشتم ❤️

اره خودشم خیلی اذیت بود ینی تا حمام مه نمی تونستم برم همش باید کنارش بودم

قربونت شما هم بهترینی گلم

بله درسته ممنون بابت حرف های قشنگت 🌷

ولی دختر مه از همون اول بدنیا اومده تا الان خیلی اذیت می‌کرد فقط کارش شده بود گریه تازگیا خوب شده

اره دقیقا عزیزم منم بعضی ‌وقتا همینجوری فکر میکنم

خیلی ممنون عزیزم😊

ایول دمت گرم

همین الان خودمو سرزنش میکردم که پسرم فلان چیز رو نخورد چرا من یه چیز دیگه براش درست نکردم خیلی مادر بدیم اصلا به خورد خوراک بچم خوب نمیرسم چون همش کار میکنم

همین الان خودمو سرزنش میکردم که پسرم فلان چیز رو نخورد چرا من یه چیز دیگه براش درست نکردم خیلی مادر بدیم اصلا به خورد خوراک بچم خوب نمیرسم چون همش کار میکنم

بله درسته دقیقا

سوال های مرتبط

مامان پسر مامان مامان پسر مامان ۱۵ ماهگی
دیشب یه تاپیک گذاشتم در مورد یه روش تربیتی که خیلی جاها خونده بودم درسته و در مورد بچه منم جواب داده بود،اما گفته بودم از انجامش حس بدی دارم و حالم با اون روش خوب نبود
جوری شما مامان ها به من پریدین که بمیرم برای اون بچه ،چطور دلت اومد و هزار جور حرف،انگار من مادر این بچه نیستم،وقتی اومدم میگم که ازین روش حس خوبی نداشتم به جای اینکه به من بپرین و حمله کنین،میتونستین ارومم کنین
من دیشب بعد خوندن پیام هاتون به حدی گریه کردم و جوری خودم و مقصر دونستم و تا صبح کنار بچه م خوابیدم و حس گناهی که داشتم،داشت منو خفه میکرد
خواستم بگم کاش به جای قضاوت سریع قبلش یکم فکر کنیم
من عاشق بچه مم و حاضر نیستم یه خار تو دستش بره
بعد کلی ادم اومدن به من گفتن بمیرم برای اون بچه
میدونین این کلمات چه اسیبی به مادر میزنه؟
جالبتر اینه که خیلی قبلترش یه مادری گفته بود اینقد خسته شدم که گاهی بچه م و میزنم و خیلی ها براش نوشته بودن طبیعیه،اروم باش،ادم گاهی کم میاره
چطوری کتک زدن بچه اینقد طبیعیه ولی منی که بچه م و فقط ۳۰ ثانیه تو اتاق خودش که پر از اسباب بازیه و برق هم روشنه تنها گذاشتم،من شدم مادر بده؟
خواستم بگم همیشه قبل حرفامون یکم فکر کنیم،هیچوقت اینقد سریع قضاوت نکنیم
مامان دردونه مامان دردونه ۱ سالگی
نکته جالب درباره بارداری
دیروز یه پادکست گوش میدادم.
میگفت تو دوران بارداری بدن مادر و فرزند با هم ارتباط پیوستا ای داره. طوری که حالات جسمی و روحی مادر روی فریند اثر میذاره (تا اینجا رو همه میدونستیم)
ولی ایک ارتباط اینطوری نیست که مثلا اگه مادر غمگین بود جنین هم غمگین بشه یا اگه مادر عصبانی بود جنین هم عصبانی بشه‌. یا اگه مادر یه درد جسمی داشت همون درد رو بچه حس کنه. این ارتباط به این صورته که در اون لحظه جنین در حال تشکیل یا تکامل هر عصوی باشه این عضو دچار نوعی اختلال میشه‌. حالا تو هر مرحله ای که هست همون مرحله مختل میشه‌
برای خودم بنظرم درست بود. چون رشد پسرم از همون اوایل جلوتر از هفته اش بود. حتی تاریخ زایمان دو هفته جلوتر افتاده بود ولی از ماه هفت به بعد من به شدت استرس داشتم و اغلب در حال گریه بودم. از اون ماه به بعد وزن گیریش دچار اختلال شد و برای سونو که رفتیم رشد دستگاه گوارشش از سنش دو یا سه هفته عقب افتاد‌. و طوری که اوایل و اواسط بارداری داشت پیش میرفت پیش بینی میشد حدو ۳ونیم حتی ۴ کیلو با دنیا بیاد ولی با وزن ۳و ۹۰ کرم به دنیا اومد.
نمیگم که خودتو سرزنش کنین. خودمم سعی میکنم شرایط خودمو درک کنم و خودمو سرزنش نکنم. مهم اینه که بچه ام الان یک سالشه و صحیح و سالمه‌. ولی اگه باردارین یا بارداری رو اطرافتون دارین به هر نحوی شده کمکش کنین آرامش دوران بارداریش رو داشته باشه.
مامان مهراب ۲۳ماهه مامان مهراب ۲۳ماهه هفته هشتم بارداری
ادامه تاپیک قبل (فرزند پروری )
و اون عشق بدون قید و شرط رو از مادر و پدرش نمیگیره اما کودکی که این رفتارها را پدر و مادر ندارن باهاش
و باهاش گفتگو میکنندو از روش های صحیح تری استفاده می‌کنند که اون کودک رفتار خوب رو یاد بگیره این کودک عشق بدون قید و شرط رو تجربه می‌کند
یعنی عشقی که بده بسطونی نداره این رو از مادر و پدرش یاد میگیره
ما انسان ها یکجا میتونیم عشق بدون قید و شرط رو بگیریم و اون در رابطه با پدر و مادره و اینجوری بچه خودش رو دوست خواهد داشت و عزت نفسش شکل میگیره
و در آینده با انسانی روبه رو می‌شویم که خودش برای خودش ارزشمنده و از خودش مراقبت میکنه و با خودش رفتار صحیحی داره و با دیگران هم همین رفتار رو داره و این با خودشیفتگی فرق داره
چطور رفتار خوب رو به کودک یاد بدیم؟
در رویکرد رفتار گرایی گفته میشه که تا کودک کار خوبی میکنه سریع بهش جایزه بدیم تا دیگر پیوسته اون رفتار رو انجام بده مثلا اگر مهد رفت بهش جایزه بدید که دوباره تکرار کنه و مهد بره
در رویکرد انسان گرایی میگه نه ما از جایزه استفاده نمی‌کنیم از گفتگو و توصیف و ترغیبش استفاده می‌کنیم
مثلا بهش میگیم که تو چقدر توانمند شدی میتونی تنهایی بری توی کلاس،دلتنگ میشی ولی دلتنگی رو میپذیری مامان ظهر میاد دنبالت
تازه داشتی با بچه ها بازی میکردی خیلی بهت خوش گذشت
یعنی روی برخورد رفتار تمرکز داریم
مامان مهراب ۲۳ماهه مامان مهراب ۲۳ماهه هفته هشتم بارداری
و اگر این مشکل حادتر هست از دوران کودکی والد باید با روانشناس صحبت کنه و بعدی افسردگی پس از زایمان مادر
که مادر اصلا حوصله نداره شیر بده یا پوشک عوض کنه چه برسه به بازی کردن حتما باید پیش روانشناس بره و درمان بشه
ما چطور برای بازی آماده بشیم؟
مهمترین چیز اینه ما همسن کودک بشیم و مثل خودش باهاش حرف بزنیم و بریم تو دنیای بچه ها
اینجوری کودک درون خودمون هم دیده میشه و بهش خوش میگذره و حالمون خوب میشه
و بازی رو به عنوان وظیفه نگاه نکنیم و قرار نیست مثل معلم ها توضیح بدیم و جملاتمون دستوری باشه
مغز انسان اگر در حالت دستوری و تهدید و فشار باشه در حالت تنش هست و اصلا یاد نمیگیره
اگر در حالت شادی و خنده باشه و بهش خوش بگذره و همینطور با این بازی ها برای مدرسه هم آمادشون کنیم
در چه موقعیت هایی با بچه ها بازی کنیم؟
ما در هر لحظه ای میتونیم باهاشون بازی کنیم و یه بازی هست میشینیم و اسباب‌بازی هارو میاریم و ذهنمون کامل تو بازی بچمونه و اینجوری تمرکز بچه رو افزایش میدیم و تلویزیون روشن نیست یا حتی برای انجام کارهای خونه میتونیم باهاش بازی کنیم
مثلا برای دراواردن لباس از لباس شویی و طبقه بندی کردن لباس ها شمارش لباس ها و گذاشتن تو کمد و میتونیم جای خود لباس ها باهاش حرف بزنیم