منم دیشب تا چهار صبح بیدار بودم تو چهار ماه تقریبا میشه بگی هر شب خواب درستی نداشتم... دیشب دیگه اشکم در اومد گریم گرفت از شرایطم مادر بودن خیلی مسولیت سنگینیه
چون از مادر تو ذهنمون یه اسطوره ساختن
درصورتی که اینطوری نیست
من خیلی فرقی نسبت به قبل از مادر شدنم نکردم
بچمو دوس دارم عاشقشم ولی گاهی دلم تنهایی میخواد حوصلم سر میره دوس دارم دوساعت ادم خودم باشم
انگار مادر شدن بیشتر احساس مسئولیته
منم اینجوریم
اما نسبت به خودم مثل توعم
خود به خود گریم میگیره فک کنم افسردگی گرفتم از صبح دارم گریه میکنم
از وقتی زایمان کردم عروسی چند تا از همکلاسی هام بود نرفتم، بخاطر بچه و سرما بیرون نمیرم، سه ماهه همش خونم فوقش برم خونه مامانم
ب خودت سخت نگیرر
شاید حس دوستداشتن مادرانہ رو نشناسے۔اما دوستنداشتنو ک مےفھمے۔۔۔
من مطمئنم سرشاار از عشقے ب بچت۔۔۔
دست از سر خودت بردار۔ماھا تازہ زایمان کردیم و حالاتمون نرمال نیسست
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.