شروع به کار خوردم،چقدر من استرس داشتم
وای چقدر نشستم تو دفتر گریه کردم وقتی خواهرم زنگ زد گفت مامان میگه داره بازی می‌کنه ولی هیچی نخورده،داشتم همون روز اول پشیمون میشدم می‌گفتم برگردم ول کنم،روز دیگه تعطیل شد چسبیدم بهش تا صبح جدا نکردم از خودم،روانی این بچه هستم،باید روی خودم کار کنم این وابستگی بهش آسیب میزنه قطعا،
اما امروز،خبر خوشحال کننده،
بابام زنگ زد گفت شیر دوشیده بودی همه شو خورد باز میخواد چطوری براش شیر خشک درست کنیم از خوشحالی یادمون رفته درست کردنش
خلاصه دوبار ۶۰تا خورده
خدایا شکرت💚
فدای پدر مادرم بشم
مادرم امروز برده حمومش کرده عین دست گل بهم داد
بابام عین اینکه بچه خودشه داره نازشو می‌کشه تا من برم سرکار و موفق بشم
چطوری قراره این همه محبت و زحمت رو جبران کنم
گریه ام میگیره میگم خدایا غم نده مریضی نده بهشون
اما فرصت بده تو خوشی هاشون جبران کنم براشون
خدایا منو هیچوقت شرمنده این پدر مادر نکن
کل زحمت خودم شوهرم بچه ام رو دوش این دو نفره
خدایا عمر بده بهشون
خدایا هرسال کربلا قسمتشون کن❤️

تصویر
۱۸ پاسخ

خدا واسه هم حفظتون کنه🥰
ولی از من به شما نصیحت:
کارتو فدای بچه نکن؛ همین بچه بزرگ میشه و هزار و یک چیز ازتون میخواد

خدا مامان باباتو حفظ کنه گلم تنشون سلامت
موفق باشی
شغلتون چیه؟

خدا سایشونو بالا سرتون نگه داره عزیزم

عزیزم خداروشکر چقد تو فکرتون بودم 😍 با شیشه شیر خورد ؟

بزرگترین نعمت دنیا رو داری پدر و مادر
خدا حفظشون کنه
قدر بدون
من از داشتن هردو محروم هستم خیلی تنهام

ای جونم خدا واست نگهشون داره

الهی عزیزم
شما چقدر فاصله دارید تا محل کار؟

من قبل بچه ام کارمیکردم بعدش دیگه نرفتم بچم به خودم وابسته هست بعد چندسال خدابهمون داده یعنی شوهرم میگه بچم واجب تره واینکه شوهر من و خودم حساسم یعنی خدایی نکرده بچست دیگه یکم بیوفته زمین گریه کنه اینا شوهرم حساسه

همکاریم 🌹من از شنبە قبل برگشتم سرکار
دختر منم شیشە نمیگیرە روز دوم وقتی برگشتم یکی دوبار گرفت انگار دنیا رو بهم دادن بعد از اون دیگە نخورد انگار از بوی شیر خشک بدش میاد فعلا کە بە تعطیلی خوردیم شکر خدا ولی نمیدونم بعدا چی میشه منم نگرانشم

این حس خوبیه اما من نمیتونم درک کنم‌آیا یه مادر میتونه نوه خودشو انقد بخواد؟
یادمه دخترم ۱ ساله بود بیمارستان بستری شد بعد ۳ روز که اومدم خونه مامانم
چون با مامانم زندگی میکردم و بعد ۳ روز خواستم بخوابم اونسال ویروس بدی بود و دخترم اسهال شدید شد
دیدم یه سبد پر از لباس کثیف واسه دخترم هست! نشستم تو بارون و آب سرد با دست اون همه رو شستم! و تو دلم هیچ وقت مامانم رو نبخشید م

خوشحال شدم برات
معلمین؟

خوشا ب سعادتتون

خداحفظشون کنه عزیزم❤️
خدا بچتم برات نگه داره

اخی عزیزم قدردان باش مامان من یه ساعت نمیتونه بچه نگه دارع اصلا حوصلشو نداره

خدا برات نگهشون داره🌈🩷

🥺🥺🥺چقدر بغضی شدم با این متنت
گفتم بهت نگران نباش دختر
خدا بزرگه
بخدا که پدرمادرا بهتر از من وتو بچه هامون بزرگ میکنن خیالت راحت

پشیمون نشو برای اینده اش تلاش کن مطمئن باش قدردان زحمتات میشه

خدا حفظشون کنه

سوال های مرتبط