۱۱ پاسخ

خداروشکر عزیزم
ایشالله بتونید بزودی خونه جدا بگیرید دیگه مستقل بشید

افرین همیشه همینجوری از حق خودتو بچت دفاع من

خیلی برات خوشحال شدم .

شیر گاو و گاومیش که به کلیه و کبد بچه فشار میاره

کاری کن شوهرت همیشه پشت تو باشه و به سمت تو بیاد با چرب زبونی بکشش سمت خودت

گلم درخواست میدی

تامیتونی شوهرت وب سمت خودت بکش

خیلی برات خوشحالم ادامه دار باشه ان شاءالله

ای ول دمش گرم ان شاءالله همیشه اینجور بمونه وپشت تو وبچه اش باشه

چ خوب ایشالا همبشه پشتت باشه ب خوبی خوشی و خرمی

آفرین ب شوهرت

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۱۷ ماهگی
یاد زایمانم افتادم
وای که چقد بد وحشتناک بود
هفته ۴۰ داشتم پر میکردم که یکم خونریزی کردم رفتم بیمارستان
معاینه کردن که بشدت دردم اومد بعد گفتن بستری شو
هیچ دردی نداشتم امپول فشار زدن کم کم دردا شروع شد
خیلی درد بدی بود همش احساس میکردم دسشویی دارم(ادرار)
هی میگفتم سرم بکنین میخام برم دسشویی
چند ساعت گذشت خیلی درد داشتم دهانه رحمم از ۲ سانت بیشتر نمیشد که نمیشد
نزدیک ساعت ۹ شب بود که دردام بدون وقفه شد و خیلی شدید
تاحالا همچین دردی تجربه نکرده بودم احساس میکردم دارم میمیرم
خدارو امامارو صدا میزدم حتی نمیتوتستم گریه کنم
دکتر بخاطر ناله های زیادم اومد معاینه کرد گفت دونیم سانتی هنوز
واااای که چقد حالم بد بود چند دقیقه بعد دیدم یه مایع زرد رنگ ازم اومد ترسیدم به ماما گفتم معاینه کرد گفت بچه مدفوع کرده زنگ زدن دکتر
دکتر گفت سریع بیارینش برای عمل
اون لحظه انگار دنیارو بهم دادن خیلی خوشحال شدم
۸ ساعت درد کشیدم
بخاطر حال خیلی بدم وقتی بچم بدنیا اومد اصلا تو حال خودم نبودم هیچی برام مهم نبود
در اخر مدفوع بچم منو نجات داد😂🫠
وقتی دکتر بچه رو در اورد از شکمم گفت که چجوری میخاستی بدنیا بیاریش طبیعی تپله
از همون لحظه تصمیم گرفتم دیگه بچه دار نشم
ببخشید طولانی شد یادش افتادم دلم گرفت