۸ پاسخ

منم دخترم نی نی بود همین بود حتی با ماشین داشتیم رد میشدیم بهش نگاه میکردن و کفتن چه نازه تپلم بود حسابی خوردنی بود الان ۴ سالشه زیاد براش صدقه بده

دختر منم تا میریم بیرون اینقدر همه میگن وای چه نازه و خوشگله همون لحظه تو دلم آشوب میشه که چشش نزنن.ولی هرکی ازش تعریف کرد (لاحَوْلَ وَ لا قُوَةَ اِلْا بِلا اَلْعَلیُ اَلْعَظیمْ )
هفت بار بخون فوت کن طرفش
خیلی برای چشم زخم خوبه

هر موقع میبریش بیرون براش آیهالکرسی و چهار قل رو بخون فوت کن
پسر منن همیتجوری بود ۶ ماهش بود خیلی تپل تر بود و ماشالله سفیدم هست تو خیابون میبردمش با آستین کوتاه هر کی میدیدش لپشو میکشید با همه میخندید
همه بهم میگفتن تیشرت شرت تن بچه نکن

خداحفظش کنه برات عزیزم..دعا کن نذرب کن ایت الکرسی بخون جهار یل دلت اروم سه
ان شاالله دلت اروم شه

هروقت میبریش توجمع نمک بپاش رو سرش و ایه الکرسی بخون براش

دختر منم اینجوری هس منم هر روز خدا اسپند دود میکنم براش ..بسپر دست خدا .من یه نامه امانت نوشتم برا دخترم که خدایا من بچم رو از هر لحاظ به تو امانت دادم چون میدونم تو امانت دار خوبی هستی .خودت مواظب امانتیت باش...تو هم همین کارو بکن و مطمعن باش کسی بهتر از اون پیدا نمیشه که مواظب بچه ات باشه ❤️

ایه الکرسی بخون هر روز
اروم میشی

منم این حسو به دخترم دارم
خیلی به چشم همه خوش میاد

سوال های مرتبط

مامان Delarose🎀🫧 مامان Delarose🎀🫧 ۱ سالگی
مامانا شما از روازای اول زایمانتون خاطره خوب دارید یا بد 🤕!!!
من خودم روز زایمانم خیلی قشنگ بود خیلی حس خوبی بود برام
جوری ک دوسدارم هر روز تجربش کنم حسی قشنگتر از اون لحظه من تو زندگیم ندیدم و همیشه دلتنگ اون روز هسم 🫧🤍
ولی….. فردای اون روزی ک اومدم خونه..
امان از آدمایی ک هیچ درکی هیچ فهمی هیچ شعوری ندارن…
یادمه وقتی اومدم خونه اطرافیان ک عیادت میومدن از دخترم ایراد میگرفتن ک وای چرا بچه اینقد ریز و لاغره وای تیره پوستش
برای منی ک اولین باااره مادر شدم اولین تجربه زندگیمو خراب کردن قشنگترین حس مادرانمو ازم گرفتن منی ک شب و روزم شده بود گریه بعد از رفتنشون حتی دلم نمیخواس ب بچم نگاه کنم
یادمه یکی از آشنای شوهرم ک مثلا تحصیل کرده بود میگف
وای نگاه کن چرا اینقد درازه ،پاهاش دختر بچه بزرگ بشه سایز کفش براش چی
بعد این حرف دیگ بغضمو جلوی مامانم شکوندم زدم زیر گریه ب هق هق اوفتادم مامانم همینجوری با من گریه میکرد میگف نمیبخشم این آدم و ک اینجوری دل بچمو شکوند ک اولین بااره مادر شده
من تا اونجا رسیدم ک ب مامانم میگفتم ب شوهرم میگفتم بچه رو از خونم ببرین من نمیخوامش دیگ 🥲
مامان آقا نویان 🩵 مامان آقا نویان 🩵 ۱۱ ماهگی
چسبندگی آلت پسر ها بعد از ختنه ❌

خیلی وقت بود ک میخواستم بیام این تجربمو بگم ولی وقت نمیشد من نویان رو ۳ ماه و ۱ روزگی ختنه کردم به روش سنتی( بخیه) ۶ تا دونه ام بخیه خورد و روز انجام ختنه دکترش گفت حتما ۷ روز بعد ختنه بیارش ببینم
روز ۷ ام ک بردمش دکتر هنوز ۲ تا بخیه مونده بود ک نیوفتاده بود(اخرم خودم کشیدمش) چک شد و همه چیز اوکی بود دکتر بهم یه پماد آچشمی داد و گفت روزی ۲بار تا ۲ ماه بعد از شستن الت پوست رو بده عقب دورش رو خشک کن چرب کن بعد پوشک ببند
منم همون کارو کردم بلافاصله بعد دوماه ک چرب کردن رو ادامه ندادم فهمیدم ک الت نویان تغییر شکل داده و پوست الت روی کلاهک چسبیده اولش اینجا پرسیدمو شما گفتید ک میشه تو خونه جدا کرد چرب و اروم جدا کن داخل اب گرم بزارش بعد اینکارو کن.. خلاصه بعد یک هفته تلاش های ناموفق من نویان رو بردم پیش دکترش و گفتم ک الت چسبندگی داره
خیلی ریلکس گفت این چیز مهمی نیست خودش جدا میشه ۱۵ سالگی توی بلوغ الت رشد میکنه و کلاهک خودش از تو پوست ازاد میشه اقا من قبول نکردم گفتم باید جداش کنی اولش گفت انقد چربش کردی دستم نمیگیره و با اصرار من با دست بدون هیچ بی حسی جداش کرد نویان خیلی گریه کرد و بعد از اون من هربار بعد پوشک خشک میکنم و چرب میکنم ( با وازلین) دوبار بعد از اینک دکتر جداکرد چسبید و خودم جدا کردم تو مطب نگاه کردم یاد گرفتم
برعکس چیزی ک شما گفتید موقع جدا کردن نباید چرب کنید
اتفاقا بشورید چربیس بره خشک کنید و بعد جدا کنید