زنداداشم کل شروع درد تا زایمانش فاصله خونه تا پذیرش بیمارستان و رفتن به زایشگاه بود. یک ساعت و نیم شد.
بچه ی اولم. درد مثل پریودی داشتم اول دو ساعت یک بار بعد یک. ساعت یک بار درد داشتم رفتم بیمارستان گفتن هنوز دو سانته تا 7 سانت بستری نمی کنیم. یه ماما همون جا گفت دم کرده گلاب و زعفران غلیظ بخور. منم خوردم و کیسه آبم پاره شد. درد هم کمتر شد. رفتم بیمارستان باز دهانه رحم کم باز شد. دیگه آمپول فشار زدن. البته در اون حین چرت هم می زدم. خوابم می اومد. دیگه بچه می رفت بالای شکم سفت میشد و رو به پایین می اومد. گفتند دیگه 10 سانت شده بچه داره میاد. رفتم روی صندلی زایمان که مثل صندلی معاینه هستند. یه فشار کوتاه دادم بچه اومد بیرون. به یکباره احساس کردم این قدر سبک شدم که نگو. کل تایم بخیه و... با ماما ها شوخی می کردیم.
من اگه بگم از 12 شب درد داشتم تا 4 بعدازظهر ولی تحمل دردم بالاس طبیعی ولی بازم طبیعی رو قبول دارم چون از سز میترسم😁
فک کنم من تنها کسیم که از سزارین میترسه🥲اینک بدونی بچت دقیق کی میاد و سوند و برش زیاد بخیه و راه رفتن بعدشو...
هی باخودم میگم فقط ی روز دردوعذابه بعدش بچمو بغل میگیرم
نه سزارین و نه طبیعی منو نمیترسونه فقط میخوام بچم سالم بدنیا بیاد
اصلا استرس نداشته باش به این فکر کن باید بگذره دیگه چه طبیعی چه سزارین یک روز درگیر میشی تموم میشه
بهتر نگیم ولش کن اصلا
توکل به خدا دیگه چاره ای آخرش یجوری میزاییم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.