۹ پاسخ

من بیچاره بابام هیچ انتظاری نداره

منم موندم بابام عاشق فنجونای جدید واسه چای خوردن خب گرفتم براش
پدرشوهرمو موندم 🥲

کارت هدیه

پدر و مادر من توقع ازم ندارند پدر شوهرم به رحمت خدا رفته و مادر شوهرم هم توقعی نداره ...پارسال براشون خرید کردم ولی امسال دستم خالی بود روز مادر فقط شیرینی خریدم برا مامانم و مادرشوهرم روز پدر هم برا بابام شیرینی می خرم🥰😍
امروز هم رفتیم سر مزار پدر شوهر خیرات دادیم براش🥲💔

و منی که پدرم اسمانی شده وحسرت واندوه

من یه ساعترفتم واسه بابام ۴۳۰۰ البته قسطی برداشتم
واسه شوهرمم یه مینی ادکلن ۴۰۰تومن
واسه پدرشوهرمم شوهرم قرار بود پارچه لباس بگیره

ما که همچین چیزی نیست نداریم ولی هیچکس توقع نداره پدر مادر شوهرم که فوت کردن پدر مادر منم هرچی توان داشته باشیم
برا مامانم کادو خوب بردم
برا بابام فک نکنم دستم خالیه یه کیک و یه شاخه گل نهایت

من معمولا میپرسم چی احتیاج دارن
بابام شلوار لازم داشت براش شلوار گرفتیم
شلوار خونگی فک کنم کمتر ازین بتونی بگیری

حتما نباید چیز انچنانی خرید ک
من امسال برای بابام پیژامه خریدم ۲۰۰ تومن
پارسال یه بافت گرفتم۲۵۰
سال قبلش حوله و زیرپوش گرفتم

سوال های مرتبط

مامان حنا🌸 مامان حنا🌸 ۳ سالگی
مادری کردن تنها کاریه که یه زن رو فرسوده میکنه کی گفته لذتبخشه؟ همش تصاویر پر از احساس و زرق برق از مادری کردن نشون میدن همش بی خوابی تنش استرس مریضی بیماری حالا اون وسطا هم اگه یه لباس قشنگ بپوشه و حرفای شیرین بزنه ادم حس میکنه رو ابراس ولی دراصل تو مسئول یه موجود دیگه ای و استرس رو مدام داری تازه مسئول روان بچه هم هستی در اصل خبلی مزخرفه چیزی که بهمون چسپوندن و باید انجامش بدیم اگه هم مادر نشیم کلی حس ناکافی بودن و عقب موندن میگیریم دو نفر ازدواج میکنن اگه خوب و خوشن بچه میاد که چی؟اگه ناخوشن بازم بچه میاد که چی؟ میدونم حرفام مخالف هم داره و این یه دیدگاه از بچه داریه و کلی دیدگاه دیگه هم داره ولی برای ادامه نسل و بقا خواستن حس پدر شدن و مادر شدن تو اکثرا و خیلیا به وجود میاد اما بسیار سخت و پر از مسئولیته مخصوصاااااا اگه تنها باشی چون پدر و مادر هر دو مسئولن اما خیلیامون این بار رو یک تنه به دوش میکشیم و بنظرم حتی اگه پدر خیلییی همکاری کنه از نطر من بیشترین بار روی دوش مادره از بارداری و زایمان و همچی گرفته
مامان قندلی❤️ مامان قندلی❤️ ۳ سالگی
منم بار اولمه دارم زندگی میکنم، پس فدای سرم اگه جایی خراب کردم…🤷‍♀️
والاااااا…😂

اما از این روزامون بخوام بگم:

این ساعت از روز که میشه باید چشمام رو با چوب کبریت باز نگه دارم😴🫩

برای همین متوسل میشم به یه شات قهوه☕️

چالش این روزامون اینه که پسر کوچولومون صبحها از ساعت ۹/۳۰ تا ۱۲ میره مهد🍭

وقتی برمیگردیم یه ناهار میخوریم و من واقعا دلم میخواد بخوابم چون از صبح دارم میدوم 🏃🏻‍♀️ تا همین ساعت🙃

اما اگه بخوام بخوابم پسرمم میخوابه شب دیگه زود نمیخوابه و این اصلا خوب نیست🫠

اما وقتی ظهرا نمیخوابه من طرفای ۸ شامش رو میدم و نهایت تا ۹- ۹/۵ میخوابه و هم یکم مغز خودم استراحت میکنه و هم به کارای مورد علاقه م مثل فیلم دیدن، کتاب خوندن و گاهی هم تمیز کردن خونه میگذره…☺️

و از همه مهمتره خودمو همسرم راحت بدون اینکه حواسمون باشه یه موش کوچولو حواسش به حرفای ما هست حرف میزنیم و برنامه ریزی میکنیم و…😌

شما این روزا چه چالش هایی دارید؟!🤔