۱۲ پاسخ

وای منم همینطوری شدم مادر شوهرم که بغلش میکنه یا میگن شبیه عمشه اعصابم بهم میریزه

جوابشو بده فقط همین من سر بچم چیزی بگن فورا جواب میدم

واای خدا باور کن اینا فهمیدن‌تو حساسی میخوان‌اذیتت‌کنن.بنظرم‌زرنگ‌بازی در بیار.تو هم وانمود کن که دلت میخواد بچه رو‌اونا نگه دارن تو بری واسه خودت بیرون‌و خوش گذرونی.انقدر بگو که اصلا حاضر نباشن یه دقیقه هم‌نگهش دارن😎

حساس نباش بفهمن حساسی بیشتر ازین حرفا میزنن. رفت و آمدتو تازمانی که بچه ت بهت شدیدا وابسته میشه کمتر کن. اونام از سر دوس داشتنش این حرفا رو میزنن.. نگران نباش کسی نمیتونه بچه رو از مادر جداکنه

دقیقا منم اینجوریم بچه اولته مطمعنم
چون منم بچه اولمه خیلی روش حساسم مثلا تو اوج خوابما یکی ب جز من بچمو بغل کنه بخوابونه خوابم نمیبره یکی ب بچم کمکی میده عصبی میشم دوس دارم بغل خودم باشه بهش بدم
دوس ندارم کسی جای بچمو عوض کنه یا بغلش کنه همش ماچ کنه بدم میاد
همش میگم من زحمت کشیدم من ۹ ما تو شکمم بود من آوردمش چرا میگن شبی من نیست چرا میگن شبی مادرش نیست چرا وقتی جوراب پاش میکنم در میارن میگن عادتش نده چرا وقتی میگم نکن بدتر میکننن مخصوصا خانواده شوهر

ولی مادرشوهرم تا الان نگفته شبیه پسرمه چون شبیه پسرشه🤣

درکت میکنم عزیزم من بچم کپ مادر شوهرمه یعنی انکار همسرمو به دنیا آوردم توی پنج تا بچه فقط همسرم به مادرش رفته کاملا و خیلی وابسته اشه چون بچه کوچیکه
اما مادر شوهرم وقتی منو می بینع یا پیش همسرم همش میگه دوسش داریم و فلان اما واقعا از ته قلبم حس میکنم ک اصلا دوسش نداره و تظاهر حتی پسرم الان ک آگاه شده اصلا بغلش نمیره بغل پدر شوهرم و برادر شوهرم می‌ره اما بغل اون ن دوسش نداره 😂🤦

مادر شوهر منم روزای اول هر کی می اومد میگفت بچه شبیه کیه دیگه دید همه میگن شبیه مامانشه بیخیال شد😂

بنظرم خودت زیادی حساسی عزیزم، بعدا خودمون مادربزرگ شدیم حس اونا رو درک میکنیم همیشه مامانم اینا میگن وای نوه از بچه شیرینتره، باید بذاریم اونا هم لذتشو ببرن، منم یه مدت میگفتم صورت بچه رو نبوسین اما وقتی تا نبوسن دلشون خنک نمیشه منم دیگه کاری ازم برنمیاد

بگو من زاییدم بعد بچه توعه؟؟؟.

منم همینطور 🥺 میترسم بزرگ بشه اونارو دوست داشته باشه منو دوس نداشته باشد

الان چ حس بدی داره جاریت چقد بده این کارا

سوال های مرتبط

مامان محمد مصطفی🐣 مامان محمد مصطفی🐣 ۶ ماهگی
سلام صبح بخیر
یه سوال میخواستم ببینم همسرای شماهم به بچتون خیلی حساسه؟؟؟
این موضوع داره اذیتم میکنه .
شوهرم خیلی به بچه حساسه
من ناخن پسرم همیشه میگیرم ولی خب پیش میاد با همون یکم ناخن تو خواب صورتش چنگ میگیره یعنی شوهرم خودش میکشه که چرا حواست نیست، وقت نمیزاری ،چرا این بچه صورتش اینجوری، حالا بخدا اندازه نخود یه خط کوچیک رو اینجوری میکنه .
با بغلش میکنم همش تذکر میده که بد بغل کردی اینجوری باید بغل کنی .
اصلااااا اجازه نمیده تنها با خودم خونه کسی ببرم .
یکی بغلش میکنه سریع تو‌جمع میگه خانوم بچه خوابش میاد بیا لطفا بخوابونش دیگه طرف خودش متوجه میشه
چون اون زمان پسر اندازه نعلبکی چشاش بازه
فکر کن طرف ۵ شکم زاییده بعد میگه اون بلد نیست بچه بغل کنه .
اصلا کلافم بخدا من اینجوری نیستم مادر شوهرم از راه دور برا زایمانم اومده بود من میگفتم این بنده خدا دیر به دیر بچه رو میبینه اجازه بدم یه دل سیر نوش بغلش باشه
بهم میگفت اجازه میدی حموم کنم گفتم بله چرا که بعد شوهرم‌میگه نه خطرنامه نمیتونی
من بهش گفتم مادرت ۲ تا بچه داشته ها میگه یادش رفته الان بلد نیست
میرفت حموم میگفت آب داغ نباشه ،
بچه نیوفته ،تو گوشش آب نره....
یا مادرشوهرم بغلش میکرد بهش شیر بده شوهرم غررررر افتضااااااح که خودت بچه رو بگیر شیر بده
چیکار کنم این حساسیت کم بشه
خیلی اذیت میشم اصلا برا بچه کاری میخوام بکنم استرس میگیرم
اجازه نمیده هیشکی بیاد خونمون جز مادر ،پدرا