۱۵ پاسخ

من به شوهرم نگفتم احتمال پسر داده گفتم آزمایش بدم ببینم چیه دیگه اون موقع جواب قطعی رو به شوهرم بگم

وای خوب فقط خودمو شوهرم میدونیم حتی به مادرم و مادر شوهرم که همسایمون هست هم هنوز نگفتم که باردارم تا جواب آزمایش سلفری بیاد بعد بهشون میگم

حالا اگه بفهمن من حامله بودم و بهشون دروغ گفتم حسابی از دستم ناراحت میشن

منم دختر باردارم انقد تنبلم به زور از جام بلند میشم همیشه دوستدارم بخوابم و دراز بکشم

خجالت نکشیدن خوردن رفتن😐گذاشتن کی بشوره...نوکر باباشون...خاک تو سرشون حالا شما با حاملگی پختی ...لاقل عین گاو خوردن ک بشورن...اه اعصابم خورد شد توروخدا تو رو نمون بگو نیستم جایی ام ...نیان ادم حامله حوصله خودشو نداره چ برسه مهمون‌..بازم اومدن...لاقل بشورن ظرفارو 😕

منم دیروز 20نفر به بالا مهمون داشتم کسی هم نمیدونه که باردارام دیگه طرفا رو مهمون ها شستن ولی خیلی سر پا بودم اذیت شدم حسابی

وا دختر و پسر فرقی نداره مامان من فرز بود ولی دختر داشت خیلی به دختر و پسر نیست علائم بخاطر هورموناته

من ظرفای ظهرم ریخته. کلی با پسرم جنگ دعوا بزور دادم دست باباش ببره بیرون سردرد و کمردرد شدم از دست بپر بپر و اذیت میکنه

شما تو سونو ان تی گفتن بهتون دختره؟صد در صدی گفتن

من جای تو بودم حالا ک جاریت انقدر خودشو میزنه به نفهمی،تو هم فردا روز ک رفتی خونش از جاتم بلند نشو
احترام احترام میاره

منم بچم دختره تا سه ماه اول جنازه بودم و بد حال حتس شوهرمم کمک نمیکرد خلنواده م میومدن میشستن و جارو میکردن و گاهی غذا می اوردن
اما خداروشکر دو ماهه بهترم و کارهای خونه مادر شوهرمم انجام میدم
تو این شرایط ک نیلز به مادرم دارم خذا مادرمو رماتیسم داده و نمیتونه زیاد بلند شه و جایی بره....
قربون رحم خدا 😔💔

قند ناشتات چنده

عزیزم منم باردارداری قبلم خیلی سرحال بودم هیچ علائمی هم نداشتم تاآخرولی الان کسلم همش بیحالم کسی هم بیادواقعاتوانشوندارم حتی روجام بشینم بایددرازبکشم چون دیسک کمرهم دارم

ربطی به دختر و پسر نداره من کلا تو بارداری بیحال و‌خوابالو و تنبلللل میشم ، اما خب درستش این بود بقیه تو مهمونی کمکت کنن ، من سر دخترم شش ماهم بود تماممم ایل و طائفه همسر عید دیدنی اومدن خونمون دخترخاله شوهرم پاشد کمکم کرد اخر 😶 با اینکه چهار تا خواهرشوهر دارم ، وای خب مدلشون همینه دیگه چه باید کرد

۶نفر بودن ۳تا بچه کوچیک ابتدایی داشتن اینقد فضول بودن کثیف غذا میخوردن منم حالت تهوع داشتم هیچی سر سفره نخوردم اخه برنج و خورشت و سالاد و ترشی قاطی کرده یه قاشق میخوره یه یکم دوغ باز یه قاشق برنج و دوغ
😟😟الانم گشنمه اون یادم میاد بدم میاد

سوال های مرتبط

مامان ...♥️ مامان ...♥️ هفته دهم بارداری
میخوام یه چیزی بگم انگیزه بشه برای اونایی که تنبلی تخمدان دارن
من دوسال و نیم اقدام میکردم و نمیشد با اینکه تنبلی تخمدان خفیف داشتم
هزار نوووع دارو خوردم از داروهای سبک بگیر تا سنگین و قوی
هزار بار دکتر رفتم از خوب بگیر تا بهترین دکترها
هزارنوع امپول زدم
بازم فایده نداشت... افسرده شده بودم همش گریه میکردم
یه شب تو اینترنت سرچ کردم نوشته بود استرس خیلی برای بارداری بد هست منم به شدت استرسی بودم
خلاصه گذشت با مشاور صحبت کردم ،خودمو سرگرم میکردم، خرید میرفتم ، رابطه رو فقط برای لذت خودم میخواستم دیگه نه برای بارداری
خلاصه دقیق همون ماه که بیخیال شده بودم و از استرس دور شده بودم خدااا بهم کمک کرد و باردار شدم
مثل یه معجزززززه موند خداروشکر هنوزم باورم نمیشه واقعا
میخوام بگم که استرس رو از خودتون دور کنین استرس برای بارداری مثل سَم میمونه🥲
من اول به لطف خدا و معجزه خدا بعد به لطف خودم که استرسو دور کردم باردار شدم با اینکه تنبلی تخمدان داشتم
ایشالله خدا هر وقت بخواد خودش به موقع و صلاح خودش بچه میده به همه😍🙏🙏
مامان فندوق مامان 🧸 مامان فندوق مامان 🧸 ۱ ماهگی